هفتادمین سال غروب علامه علی‌اکبر دهخدا؛ «یاد آر ز شمع مرده یاد آر»

دهخدا پس از سال‌ها مبارزه با استبداد، بیش از چهار دهه از عمرش را صرف معماری بزرگ‌ترین گنجینه لغت فارسی کرد

علامه علی‌اکبر دهخدا-ایرنا

هفتم اسفند ۱۴۰۴، هفتادمین سال غروب سیاستمدار، ادیب و طنزپردازی بود که با یک دست تیغ نقد بر پیکر استبداد کشید و با دست دیگرش پرچم زبان فارسی را با معماری واژگان بالا برد. میرزا علی‌اکبر خان قزوینی، مشهور به «دهخدا»، مبارزی بود که با نام مستعار «دخو» در جریده‌ صوراسرافیل علیه خفقان و ظلم زمانه نوشت و پس از آن نیز در فصلی دیگر از زیست مجاهدانه‌اش، بیش از چهار دهه از عمرش را صرف معماری بزرگ‌ترین گنجینه لغت فارسی کرد. این گزارش بازخوانی میراث اندیشمندی است که اثبات کرد صیانت از زبان نیز هم‌سنگ پاسداری از خاک است.  

سفر زندگی علامه میرزا علی‌اکبر خان قزوینی از سال ۱۲۵۷ خورشیدی در کوچه پس‌کوچه‌های محله سنگلج تهران آغاز شد. پدرش خان‌باباخان از ملاکان قزوین بود که در تهران سکونت داشت و در کودکی دهخدا از دنیا رفت. پس از آن علی‌اکبر ۱۰ ساله تحت تربیت مادر که زنی اخلاق‌مدار و خردمند بود رشد کرد. او بعدها گفت که شالوده وجدان انسانی و سجایای اخلاقی‌اش وامدار ایثار و آموزه‌های مادرش است.

دوران نوجوانی علی‌اکبر دهخدا در حجره‌های مدرسه علمیه و در محضر استادان بنام سپری شد. علوم حوزوی را نزد شیخ غلامحسین بروجردی آموخت و پس از آن به محفل درس شیخ هادی نجم‌آبادی راه یافت؛ روحانی روشن‌اندیشی که بذر عقلانیت و حریت را در جان دهخدای جوان کاشت.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

با تاسیس مدرسه علوم سیاسی در سال ۱۲۷۸، علی‌اکبر دهخدا که در آغاز راه جوانی بود، از سد آزمون دشوار این مدرسه گذشت و به این ترتیب پنجره‌ای از جهان مدرن را روبه‌روی خود گشوده دید. در این مدرسه زیر نظر استادانی چون محمدحسین فروغی، نه‌تنها با زبان فرانسه و علوم سیاسی آشنا شد، که چنان در ادبیات درخشید که گاه در غیاب استاد کرسی تدریس را به او می‌سپردند.

فراغت از تحصیل در سال ۱۲۸۲، آغاز فصل دیگری از جهان‌دیدگی او بود. دهخدا در مقام منشی سفارت ایران راهی وین شد. دو سال اقامت در قلب اروپا و همنشینی با تمدن غرب، نگاه او را به مفاهیم قدرت، سیاست و اجتماع دگرگون کرد. او در سال ۱۲۸۴، در آستانه یکی از بزرگ‌ترین تحولات تاریخ معاصر، به ایران بازگشت؛ در حالی که کوله‌باری از دانش کلاسیک و بینش مدرن به همراه داشت و آماده بود تا نقش تاریخی‌اش در سرنوشت ایران را ایفا کند.

امضای دخو در روزنامه صور اسرافیل

در سال ۱۲۸۵ خورشیدی، همزمان با اوج‌گیری جنبش مشروطه‌خواهی در ایران، فصل تازه‌ای در زندگی فکری و سیاسی علی‌اکبر دهخدا آغاز شد، فصلی که نام او را به‌عنوان یکی از اثرگذارترین چهره‌های روزنامه‌نگاری و اندیشه سیاسی عصر مشروطه ثبت کرد.

در این زمان، میرزا جهانگیرخان شیرازی و میرزا قاسم‌خان تبریزی که بنیان‌گذاران روزنامه صور اسرافیل بودند، از دهخدا دعوت کردند با ایشان همکاری کند. دهخدا خیلی زود در این نشریه جریان‌ساز و به ستون فقراتی بدل شد که کاخ استبداد قاجار را با جادوی کلمات به لرزه درآورد.

دهخدا در آن زمان تازه از اروپا بازگشته بود و با روزنامه‌نویسی مدرن آشنایی داشت، این شناخت در کنار تسلط بلامنازع به زبان و ادبیات فارسی به او کمک کرد که در باب موضوعات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی روز، در دو ساختار کاملا متفاوت، مقاله‌های تحلیلی و طنز بنویسد.

او با انتخاب نام مستعار «دخو» زبان محاوره و طنز گزنده اجتماعی را به مطبوعات وارد کرد. به گواهی اسناد تاریخی، توده‌های مختلف مردم از طریق طنزهای دهخدا، که در ستون «چرند و پرند» منتشر می‌شدند، با مفاهیم سیاسی روز مانند آزادی، استبداد و استقلال آشنا شدند.

نوشته‌های تند و تیز دهخدا در صور اسرافیل، چنان لرزه‌ای بر کاخ استبداد محمدعلی شاه انداخت که نزدیکانش ابتدا سعی کردند با تطمیع و رشوه دهخدا را به سکوت وادارند، اما وقتی تیرشان به سنگ خورد، سناریو تکفیر و حذف فیزیکی‌اش را شروع کردند.  

کار به جایی رسید که مجلس شورای ملی بارها صحنه جدال بر سر نوشته‌های او شد. در مهرماه ۱۲۸۶، نمایندگان مجلس تحت فشار طلاب سنتی حکم به تکفیر او ندادند، اما فضای خفقان چنان سنگین بود که دهخدا مجبور شد برای جان به در بردن از چنگال متعصبان مسلح، از درِ پشتی مجلس بگریزد.

اما سرنوشت، موافق آزادی‌خواهان آن روزگار نبود، محمدعلی شاه قاجار سرانجام در دوم تیر ۱۲۸۷ مجلس شورای ملی را به توپ بست. خون به پا شد و یکی از کسانی که به دستور شاه قاجار به مسلخ رفت میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل بود.

دهخدا و برخی دیگر نیز به سفارت انگلستان در تهران پناه بردند. با شروع استبداد صغیر، پاریس و لندن میزبان مشروطه‌خواهان آواره شدند. برخی از آنان به دعوت ادوارد براون، ایران‌شناس و مولف مجموعه «تاریخ ادبیات ایران»، به انگلستان رفتند، اما دهخدا دعوت او را نپذیرفت و به همراه علامه محمد قزوینی، ادیب سرشناس و مصحح دیوان حافظ، مدتی در فرانسه ماند و پس از آن به شهر کوچکی در سوئیس رفت.

یاد آر ز شمع مرده یاد آر

دهخدا در دوران اقامت در سوئیس از نظر مالی شرایط مساعدی نداشت، با این حال از این فرصت برای اعتلای دانش ادبی‌اش بهره برد. همزمان نیز مجاهدت برای آزادی را ادامه داد و حتی سه جلد از نشریه صور اسرافیل را در تبعید منتشر کرد. در همین دوران تبعید بود که یکی از ماندگارترین سوگنامه‌های سیاسی تاریخ ادبیات فارسی را خلق کرد: «یاد آر ز شمع مرده یاد آر».

در روزهای زندگی در تبعید، دهخدا در اندوه و سوگ همراهان مبارزش بود، استبداد صغیر هر امیدی را به یاس بدل کرده بود و آرمان‌های مشروطه در آستانه شکست بود. دهخدا بعدها در خاطرات خود نوشت که در همان روزها شبی میرزا جهانگیرخان را در خواب دید که از او پرسید: «چرا نگفتی که او جوان افتاد».

دهخدا از خواب بیدار شد و احساس کرد باید از دوست درگذشته‌اش و آرمان‌های آزادی‌خواهانه او یاد کند و تا سپیده‌دم سه بند نخست این شعر را سرود. بعدتر نیز دو بند دیگر به آن افزود. این اثر در ۱۷ اسفند ۱۲۸۷، در آخرین شماره نشریه صور اسرافیل در سوئیس، همراه با تصویر جهانگیرخان منتشر شد و دهخدا بر بالای آن نوشت: «وصیت‌نامه دوست یگانه من…».

دهخدا پس از سوئیس مدتی در استانبول ترکیه اقامت کرد و با پیوستن به «انجمن سعادت» و سردبیری روزنامه سروش، بار دیگر قلم را به سلاحی علیه استبداد بدل کرد، تا آنکه با فتح تهران و خلع محمدعلی‌شاه، پیروزمندانه به وطن بازگشت و بر کرسی نمایندگی مجلس نشست.

طوفان زندگی را سر ایستادن نبود، وقتی جنگ جهانی اول شروع شد، با پیشروی قوای روس، دهخدا به کرمانشاه رفت و از آنجا نیز درحالی‌که از هیاهوی دنیای سیاست خسته شده بود به سران ایل بختیاری به قلعه «دزک» رفت.

آثار ماندگار دهخدا

اعتکاف اجباری در چهارمحال و بختیاری، نقطه عطفی شگرف در تاریخ فرهنگ ایران شد. در آن انزوای کوهستانی و در میان کتابخانه غنی امیرمفخم بختیاری، دهخدا از پوسته‌ یک روزنامه‌نگار و سیاست‌مدار مبارز خارج و در کالبد یک ادیب بار دیگر متولد شد. به این ترتیب، او که پیش‌تر با واژگان ساختار قدرت را هدف می‌گرفت، تصمیم گرفت با همان واژگان هویت ملی ایرانیان را از گزند مصون دارد. همان‌جا بود که نخستین فیش‌برداری‌های مجموعه عظیم «لغت‌نامه» و «امثال و حکم» آغاز شد.

او تدوین و تالیف لغت‌نامه را با امکاناتی بسیار محدود و منابع اندک آغاز کرد، اما پس از خروج از چهارمحال و بختیاری و دسترسی به کتابخانه‌ها و منابع گسترده‌تر، این کار را با جدیتی کم‌نظیر ادامه داد.

حاصل این تلاش، کاری بود که بیش از چهار دهه از عمر او را دربر گرفت. دهخدا طی حدود ۴۵ سال، بیش از سه میلیون فیش از متون فارسی و عربی و آثار نویسندگان و دانشمندان گردآوری کرد؛ یادداشت‌هایی که پایه علمی تدوین لغت‌نامه شد. او در جریان این پژوهش گسترده، به تصحیح شماری از متون کلاسیک نیز پرداخت و شماری از آنها به چاپ رسید. لغت‌نامه نه‌تنها مهم‌ترین اثر دهخدا که مهم‌ترین اثر فارسی در حوزه واژه‌شناسی شد.

نخستین جلد لغت‌نامه را چاپخانه بانک ملی در سال ۱۳۱۹ خورشیدی منتشر کرد. سپس مجلس شورای ملی مسئولیت انتشار آن را بر عهده گرفت و پس از انتقال پروژه به دانشگاه تهران، چاپخانه دانشگاه ادامه کار را پی گرفت؛ روندی که در سال‌های بعد نیز ادامه یافت.

حدود پنج سال پس از چاپ نخست، در سال ۱۳۲۴ خورشیدی و با تصویب مجلس شورای ملی «موسسه لغت‌نامه دهخدا» برای سامان‌دهی این پروژه عظیم، در خانه دهخدا در خیابان ایرانشهر تهران تاسیس شد. پس از درگذشت دهخدا، دکتر محمد معین ادامه کار را برعهده گرفت و سرانجام کار تالیف لغت‌نامه در ۵۰ جلد در سال ۱۳۵۹ به پایان رسید؛ اثری که بیش از یکصد پژوهشگر در مراحل مختلف گردآوری، یادداشت‌برداری و تنظیم آن مشارکت داشتند.

لغت‌نامه دهخدا با دربر گرفتن حدود ۴۰۰ هزار واژه، ترکیب و اصطلاح، یکی از جامع‌ترین آثار زبان فارسی است. بسیاری از پژوهشگران نقش این اثر در حفظ و استحکام زبان فارسی را هم‌سنگ تلاش فردوسی در سرودن شاهنامه می‌دانند. با این حال، دهخدا در طول حیات حرفه‌ای‌اش آثار دیگری نیز خلق کرد که یکی از معروف‌ترین آنها «امثال و حکم» است.

دهخدا در حین پژوهش و فیش‌برداری لغت‌نامه مجموعه‌ای از امثال، حکمت‌ها، روایت‌ها و احادیث را هم استخراج و آنها را در چهار جلد با عنوان «امثال و حکم» منتشر کرد؛ اثری که به یکی از منابع مهم فرهنگ عامه و ادبیات فارسی بدل شد.

دهخدا در روزنامه‌نگاری و طنزنویسی نیز چهره‌ای برجسته بود. ستون مشهور «چرند و پرند» که در روزنامه صور اسرافیل منتشر می‌شد، نقطه آغاز شکل‌گیری طنز مدرن فارسی به شمار می‌آید.

مقالات «چرند و پرند» به شکل روایت‌های کوتاه و داستان‌گونه نوشته می‌شد، اما هدف نویسنده خلق داستان کوتاه نبود. او با بهره‌گیری از شخصیت‌پردازی، زبان گفتگو و محاوره، نقدی تند و اجتماعی از استبداد، فساد و نابسامانی‌های جامعه ارائه می‌داد.

دهخدا در طنزهایش همواره در کنار مردم عادی و طبقات فرودست ایستاد. او با زبانی گزنده، اما آمیخته با دلسوزی، به جهل، ریاکاری، بی‌عدالتی و بی‌کفایتی حاکمان می‌تاخت، در عین حال امید به اصلاح و آینده روشن را نیز فراموش نمی‌کرد. همین ویژگی سبب شده است که او را باهوش‌ترین و دقیق‌ترین طنزنویس عصر مشروطه بدانند.

از دهخدا اشعار متعددی نیز برجای مانده است که می‌توان آنها را در سه دسته جای داد: اشعار کلاسیک در قالب‌های عروضی سنتی، سروده‌هایی با مضامین و ساختار نو، و اشعار عامیانه و طنزآمیز.

سال‌های پایانی زندگی علی‌اکبر دهخدا در حالی سپری شد که فشارهای روحی ناشی از فراز و نشیب‌های سیاسی، همراه با بیماری و فرسودگی جسمی، توان او را به‌تدریج کاهش داده بود. او هفتم اسفند ۱۳۳۴ خورشیدی، پس از ۷۷ سال زندگی، در خانه خود در تهران چشم از جهان فروبست و پیکرش در آرامگاه خانوادگی‌اش در قبرستان ابن‌بابویه شهر ری به خاک سپرده شد.

حالا در هفتادمین سال غروب دهخدا، که بی‌تردید از سرآمدان مبارزه با استبداد در تاریخ معاصر بود، شرایط ایران با دوران استبداد محمدعلی شاه برابری می‌کند و استبداد حاکم هزاران نفر را به گلوله بسته است و ملت سوگوار با زنده نگه داشتن یاد جاویدنامان سوگ را به صحنه مبارزه بدل کرده‌اند و شعر ماندگار دهخدا را زمزمه می‌کنند: «یار آر ز شمع مرده یاد آر».

بیشتر از فرهنگ و هنر