نشریه لوموند در گزارشی تحقیقی که طی آن عکسها و ویدیوهای مربوط به قیام ملی ایرانیان در دیماه بررسی و راستیآزمایی شده، نوشت که شواهد بیانگر استفاده جمهوری اسلامی از مهمات جنگی برای سرکوب معترضان است.
این گزارش تاکید میکند که اعتراضهای دیماه در ایران، با خشونتی بیسابقه حتی در تاریخ کشتار و سرکوب جمهوری اسلامی، سرکوب شد. با وجود قطعی اینترنت، اکنون فیلمهای تاییدشده نشان میدهد که نیروهای حکومتی علیه تظاهراتکنندگان از سلاحهای نظامی استفاده کردهاند.
سرکوب آخرین موج اعتراضات در ایران بیسابقه بود، اما نهتنها از نظر تعداد قربانیان یا روشهای به کار گرفتهشده در برخورد با معترضان، بلکه به این دلیل که رهبران جمهوری اسلامی آشکارا به آن اعتراف میکنند. رژیم حاکم بر ایران در ابتدا، هرگونه مسئولیت در قبال کشته شدن معترضان را انکار کرد و کشتهشدگان را «آشوبگر» یا «تروریست» نامید و مدعی شد که آنها مردم عادی و نیروهای امنیتی را کشتهاند. اما پس از آن، اسماعیل کوثری، نماینده مجلس شورای اسلامی و فرمانده سابق سپاه پاسداران، تایید کرد که حکومت علیه تظاهراتکنندگان از سلاح استفاده کرده است.
او مدعی شد که در جریان اعتراضها، برخی تلاش کردند «مراکز پلیس، پایگاههای بسیج و سایر اماکن حساس» را تسخیر کنند. به ادعای او، نیروهای حکومتی تا قبل از پنجشنبه هجدهم دیماه، شبی که معترضان در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی به خیابانها رفتند، مسلح نبودند، اما «در آن زمان، شورای عالی امنیت ملی تصمیم گرفت که نیروهای پلیس، بسیج و سپاه پاسداران با سلاح مداخله کنند تا اوضاع را کنترل کنند».
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
لوموند در این گزارش تحقیقی نوشت ویدیوهایی که نشان میدهد نیروهای جمهوری اسلامی علیه تظاهراتکنندگان از سلاحهای نظامی استفاده میکنند، تنها مربوط به پایتخت نیست بلکه در شهرهای مختلف مشاهده و راستیآزمایی شده است.
در یکی از این ویدیوها مربوط به شهر آمل، تصاویر نشان میدهد نیروهای حکومتی سه بار با تفنگ نظامی و یک بار با تفنگ ساچمهای به سمت هدفی شلیک میکنند. در این ویدیو چهار مرد لباس نظامی به تن دارند و سایرین با سپر و کلاه ضدشورش دیده میشوند. تصاویر نشان میدهد نیروهای سرکوبگر در حالی تیراندازی میکنند که هیچ تهدید آشکاری از سوی معترضان علیه آنها وجود ندارد.
این ویدیو روز نوزدهم دی ماه گرفته شد، اما به دلیل قطعی اینترنت، چندین روز پس از آن به دست لوموند رسید.
ویدیو دیگر مربوط به شهر دزفول در جنوب غربی ایران است که حمله نیروهای نظامی به معترضان در مرکز شهر را نشان میدهد. در این ویدیو صدای شلیک حدود ۲۰ گلوله شنیده میشود و ماموران حکومتی به سمت تظاهراتکنندگان تیراندازی میکنند. چندین مورد پرتاب ادواتی مانند نارنجک نیز دیده میشود.
ویدیو دیگری که لوموند آن را راستیآزمایی کرده، به تجمعی در تهران مرتبط است که در آن تیراندازی و به دنبال آن فریادها و فرار معترضان دیده میشود.
ویدیوهای دیگر که در همان مکان فیلمبرداری شدهاند، صدها نفر را نشان میدهند که شعار میدهند: «نترسید، ما همه با هم هستیم»، «پهلوی برمیگردد» و «مرگ بر دیکتاتور». همه این ویدیوها در نزدیکی میدان صادقیه و احتمالا هجدهم یا نوزدهم دیماه فیلمبرداری شدهاند.
دهها عکس و ویدیو نیز زخمهای ناشی از گلوله در بدن معترضان، چه زخمی و چه کشتهشدگان، را نشان میدهند. اغلب این عکسها نماهای نزدیکی از قربانیاناند که نمیتوان موقعیت جغرافیایی آنها را مشخص کرد. با این حال، یک ویدیو مردی را نشان میدهد که از ناحیه سینه بهشدت زخمی شده و جمعی از تظاهراتکنندگان در یکی از خیابانهای اصلی تهران او را احاطه کردهاند.
پیش از گزارش لوموند گزارشهای متعدد دیگری نیز درباره استفاده نیروهای حکومتی از سلاح جنگی علیه معترضان منتشر شده بود.
چند فرد ساکن مناطق مختلف تهران روز چهارشنبه ۱۵ بهمن، در گفتگو با ایندیپندنت فارسی، روایت کردند که دستور سرکوب و «شلیکهای مسلسلوار با سلاحهای سنگین نظامی» در محلهها و حتی در نقاط مختلف یک منطقه شهری، همزمان و یکسان نبود.
یکی از شاهدان عینی که در اعتراضهای شرق تهران حضور داشت، به ایندیپندنت فارسی گفت: «در محلهای که من بودم، دستور شلیک و کشتار از حدود ساعت ۲۲:۱۵ شب پنجشنبه ۱۸ دی صادر شد. همان شب خبر داشتیم که در بعضی نقاط تهران، خیلی زودتر از این ساعت تیراندازی شروع شده بود.»
آنچه در این روایتها بیش از هر چیز تکاندهنده است، نوع سلاحهایی است که علیه معترضان غیرمسلح به کار گرفته شد. یکی از ساکنان تهران میگوید: «نه با کلاشنیکف یا کلت، بلکه با دوشکا، سلاحی که اصولا برای میدان جنگ طراحی شده، شلیک میکردند. این سلاح ضدزره برای درهم شکستن خودروهای نظامی و تجهیزات سنگین به کار میرود، نه برای شلیک به بدن انسان. با همین سلاح معترضان بیدفاع، از جمله کودکان و زنان را هدف گرفتند.»
فعالان حقوق بشر با استناد به گزارشهای میدانی، تصاویر و شهادت شاهدان، میگویند آنچه در استانهایی مانند تهران، اصفهان، فارس، مازندران، گیلان، همدان، کهگیلویه و بویراحمد و کرمانشاه رخ داد، بخشی از یک الگوی سازمانیافته کشتار جمعی است؛ الگویی که تاکنون به کشته شدن دهها هزار نفر انجامیده است و همچنان ادامه دارد، بیآنکه هیچ نهاد مستقلی امکان تحقیق مستقل و کنکاش و کشف ابعاد پنهان این فاجعه ملی را داشته باشد.
مقامهای جمهوری اسلامی تعداد کشتهشدگان را سه هزار و ۱۱۷ نفر گزارش کردند؛ رقمی که سازمانهای حقوق بشری بهشدت آن را رد میکنند. خبرگزاری فعالان حقوق بشر گزارش داده که تعداد کل کشتهشدگان تاییدشده به شش هزار و ۸۸۳ نفر رسیده است. این سازمان همچنین به ۱۱ هزار و ۲۸۰ مورد که هنوز در دست بررسی است، اشاره کرد که میتواند مجموع کشتهشدگان را به نزدیک ۱۸ هزار نفر برساند. منابع دیگر این تعداد را تا ۳۰ هزار قربانی نیز تخمین زدهاند.

