از قطعی گسترده اینترنت در ایران بیش از ۷۰ روز میگذرد؛ بحرانی که براوردها، خسارت مستقیم روزانه آن را حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار و خسارت غیرمستقیمش را بین ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار تخمین میزنند.
بر این اساس، تنها طی دو ماه، دستکم یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار خسارت مستقیم و در مجموع بیش از چهار میلیارد دلار زیان به اقتصاد ایران وارد شده است. در عین حال، حدود ۱۰ میلیون فعال در مشاغل مختلف که برای کار به اینترنت وابستگی مستقیم دارند، اکنون با بحران اشتغال، معیشت و حتی بقا روبرو شدهاند.
هرچند آمارها و ارقام منتشرشده درباره خاموشی دیجیتال ایران، چه در رسانههای رسمی و چه در شبکههای اجتماعی، ابعاد نجومی این خسارت را نشان میدهند، واقعیت زمانی ملموستر میشود که زندگی و شرایط کنونی افرادی را که شغل و درآمدشان به دسترسی پایدار به اینترنت گره خورده است، زیر ذرهبین ببریم.
این افراد عمدتا به دو گروه تقسیم میشوند: کسانی که شغلشان را از دست داده و ناگزیر به مشاغل دیگر روی آوردهاند یا کلا بیکار شدهاند و کسانی که برای حفظ شغل و ارتباط کاری خود، ناچار به ترک ایران و مهاجرت موقت به کشورهای همسایه شدهاند تا بتوانند از اینترنت آزاد این کشورها استفاده کنند.
مهتاب یکی از این افراد است که برای حفظ شغلش، ناچار به ترک موقت ایران شده است. او بهصورت خصوصی و نیمهخصوصی کلاسهای آنلاین آموزش زبان فرانسوی برگزار میکند و بهطور متوسط هر روز دو تا سه کلاس در ساعات صبح و سه تا چهار کلاس یک ساعته در عصرها دارد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
او از اواسط فروردینماه به یکی از شهرهای ترکیه رفت و اتاقی در یک خانه اشتراکی اجاره کرد تا بتواند به تدریس را ادامه دهد. مهتاب میگوید: «بیکاری و خطر بیپول ماندن یک طرف ماجرا بود. نگرانی بابت از دست دادن شاگردها و شبکه ارتباطیام هم یک طرف دیگر.»
مهتاب بیش از هفت سال است که زبان فرانسوی تدریس میکند. بخش عمده شاگردانش را ایرانیان ساکن فرانسه تشکیل میدهند که میخواهند زبان کشور محل اقامت خود را یاد بگیرند. شبکه کاری او طی سالها و عمدتا از طریق معرفی بینفردی یا شاگردانش که او را به دیگران معرفی کردهاند، شکل گرفته است، چون به گفته خود، هم «خوب» تدریس میکند و هم برای کلاسها «قیمت منصفانه» در نظر میگیرد.
بیشتر کلاسهای مهتاب از طریق واتساپ و بخشی دیگر در اپلیکیشنهای دارای امکان تماس تصویری برگزار میشود، بنابراین قطعی اینترنت عملا به معنای لغو کلاسها و قطع ارتباط او با شاگردانش است.
او میگوید: «من سالها برای اعتبارسازی در کارم زحمت کشیدم و قطعی اینترنت میتوانست این زنجیره را از هم بپاشد، چون شاگردهایم ممکن بود بعد از لغو مداوم کلاسها، سراغ معلم دیگری بروند و من حتی بهتدریج فراموش شوم، برای همین تصمیم گرفتم فعلا به ترکیه بیایم.»
هزینه اجاره یک اتاق در ترکیه، بههمراه مخارج روزمره و خوراک، تقریبا با درآمدی که مهتاب از برگزاری کلاسها به دست میآورد، برابری میکند. در این میان برخی شاگردانش پذیرفتهاند مبلغ بیشتری پرداخت کنند، اما برخی دیگر توان مالی چنین کاری را ندارند. با این حال، دغدغه اصلی مهتاب در شرایط کنونی بیش از درآمدزایی، حفظ موقعیت شغلیاش است. او میگوید تلاش میکند «این رشتهای که حالا بهشدت نازک شده است، کاملا پاره نشود».
مهتاب هر روز با خود فکر میکند که دستکم او این شانس را داشته است که به کشوری دیگر برود و شغلش را حفظ کند، در حالی که بسیاری دیگر از همکارانش که این امکان را نداشتند، حالا کاملا بیکار شدهاند.
برخی از آنها تلاش کردند کلاسهای آنلاین را در پیامرسانهای داخلی مانند «بله» برگزار کنند، اما به گفته مهتاب، تعداد آنان زیاد نیست، زیرا بخش بزرگی از کاربران از نصب و استفاده از اپلیکیشنهای داخلی خودداری میکنند و ترجیح میدهند وارد چنین فضاهایی نشوند.
با این حال، حتی مهاجرت موقت نیز برای مهتاب راهحلی پایدار نیست. دغدغه اصلی این روزهای او پایان مهلت اقامت ۹۰ روزه در ترکیه است؛ مهلتی که تنها تا اواسط تیرماه ادامه دارد و پس از آن ناچار است خاک ترکیه را ترک کند.
مهتاب میگوید: «هر روز به این فکر میکنم که بعدش چه میشود. اگر اینترنت در ایران همچنان قطع یا محدود باشد، عملا راهی برای ادامه کارم ندارم.»
او حالا خود را در وضعیتی میبیند که میان ماندن در کشوری دیگر با هزینههای سنگین و بازگشت به شرایطی که ممکن است به بیکاری کامل منجر شود، گرفتار مانده است؛ وضعیتی که به گفته او، بیش از هر چیز «احساس فروریختن تدریجی زندگی» را به همراه دارد.
این وضعیت را دیگر شاغلانی که به طور موقت یا دائم مهاجرت کردهاند، نیز دارند. گزارشها نشان میدهد طی ماههای گذشته، طیف متنوعی از فعالان حوزه اقتصاد دیجیتال، از برنامهنویسان، تولیدکنندگان محتوا، بازیکنان بازیهای ویدیویی (گیمرها) و افراد خوداشتغال (فریلنسرها) گرفته تا مدیران فروشگاههای آنلاین، طراحان گرافیک، معاملهگران بازارهای مالی، ادارهکنندگان حسابها در شبکههای اجتماعی و فعالان حوزه آموزش آنلاین ناچار شدهاند برای ادامه فعالیت حرفهای خود به کشورهای همسایه مهاجرت کنند.
انتخابی ناگزیر بین مهاجرت و بیکاری
پیشتر سایت فرارو در گزارشی، به وضعیت مشاغل وابسته به اینترنت در شرایط کنونی پرداخته و به نقل از برخی فروشندگان آنلاین نوشته بود که با قطعی اینترنت، میزان فروش آنها عملا به صفر رسیده است و اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، ناچار خواهند شد یا شغل خود را تغییر دهند یا به مهاجرت فکر کنند.
بخش قابلتوجهی از این افراد فروشندگان آنلاین صنایع دستی ایراناند؛ کسبوکارهایی که اتفاقا بخش مهمی از مشتریانشان از خارج از ایراناند و ارتباط آنها با بازار جهانی، به اینترنت وابستگی کامل دارد. اکنون قطع و محدودسازی اینترنت این مشاغل را نیز در معرض فروپاشی قرار داده است.
در همین گزارش، کارآفرین جوانی به نام مینا که در حوزه چرم و سراجی سنتی فعالیت میکند، از فرسودگی ناشی از بحرانهای پیاپی میگوید: «من بهعنوان کارآفرین چند بار باید زمین بخورم و دوباره بلند شوم؟ باید چند بحران را پشت سر بگذارم و همچنان سرپا بمانم؟ مگر یک کارآفرین چقدر جان دارد؟»
او با اشاره به دشواری مهاجرت برای صاحبان کسبوکار میگوید: «من کارآفرین با ۴۱ سال سن، حتی اگر با رزومهام به کشور دیگری بروم، باید چندین سال وقت صرف کنم تا قوانین را بشناسم و بتوانم کارم را از سر بگیرم. در حالی که برای این کار در ایران، عمر و جوانیام را گذاشتهام.»
گروه دیگری که این روزها ناچار به ترک موقت یا اجباری ایران شدهاند، فعالان حوزه تبادل ارز در پلتفرمهای آنلاین و رباتهای تلگرامیاند. یکی از فعالان این حوزه میگوید شرکت کوچک آنها حالا عملا به دو بخش تقسیم شدهاند: «دو نفر ما خارج از کشوریم تا بتوانیم با اینترنت پایدار کار کنیم و دو نفر هم داخل ایراناند تا نقلوانتقالهای ریالی را انجام دهند.»
او توضیح میدهد که در شرایط فعلی و با وخیمتر شدن وضعیت اقتصادی، بسیاری از ایرانیان خارج از کشور در حال ارسال پول برای خانوادههایشاناند و همین مسئله باعث شده است تعداد فروشندگان ارز از خریداران به میزان چشمگیری بیشتر شود. پاسخگویی به این حجم از درخواستها هم به اینترنت پایدار نیاز دارد.
او میگوید: «با وجود اینکه هزینه اقامت در کشوری دیگر و پیش بردن کار از راه دور دشوار است، به دلیل امنیت مشتریان برای دریافت اینترنت طبقاتی اقدام نکردیم، اما اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، واقعا نمیدانیم چه باید بکنیم.»
مجموعه این روایتها نشان میدهد که این افراد صرفا با هدف اینکه بتوانند شغل و درآمدشان را حفظ کنند، ایران را ترک کردهاند و اکنون در شهرهای ترکیه، ارمنستان، گرجستان یا عمان در اتاقهای اجارهای یا خانههای اشتراکی زندگی میکنند تا فقط بتوانند به اینترنت پایدار دسترسی داشته باشند و ارتباط کاریشان قطع نشود.
به بیان دیگر، قطعی اینترنت بخشی از نیروی کار متخصص، فعال و درآمدزای ایران را بیکار و بخشی دیگر را به کوچ اجباری واداشته است. مهاجرتی که اگرچه در ابتدا با عنوان «موقت» آغاز میشود، حتی در کوتاهمدت نیز هزینههای مالی سنگینی به صاحبان مشاغل تحمیل میکند.
با این حال، نگرانی بزرگتر دائمی شدن این نوع مهاجرتها است؛ روندی که کارشناسان از آن بهعنوان خروج پرهزینه سرمایه انسانی و انتقال تدریجی بازار کار تخصصی ایران به خارج از کشور یاد میکنند و در صورت تداوم، نهتنها اقتصاد دیجیتال ایران را تضعیف میکند، بلکه بخشی از نیروهای متخصص و جوانی را که سالها برای ساختن موقعیت حرفهای خود در ایران تلاش کردهاند، به خروج دائمی از کشور سوق میدهد.

