تشدید بحران میان جمهوری اسلامی و آمریکا؛ روسیه در سکوت نظاره‌گر است

روسیه اگرچه تمایلی به فروپاشی جمهوری اسلامی ندارد، خود را برای هر سناریویی آماده کرده است

روسیه در جریان بحران اخیر ایران، رویکردی محتاطانه و کم‌‌سرو‌صدا در پیش گرفته است، که به نوشته نشریه دیلی صباح، در بستر تحولات ژئوپلیتیکی گسترده‌تر و به‌ویژه پیامدهای جنگ اوکراین قابل بررسی است. تا پیش از سال ۲۰۲۲، روسیه به‌عنوان یک قدرت جهانی شناخته می‌شد که آمادگی استفاده از نیروی نظامی برای حمایت از متحدانش در مناطق مختلف، از آمریکای لاتین تا خاورمیانه، را داشت. اما جنگ طولانی‌مدت در اوکراین موجب فرسایش شدید منابع نظامی، اقتصادی و سیاسی روسیه و افزایش فشارهای بی‌سابقه غرب بر مسکو شده است.

از سال ۲۰۲۲، روسیه تمرکزش را بر شکل‌دهی به یک جبهه ضدغربی از طریق تقویت روابط با جمهوری اسلامی، کره شمالی و چین قرار داده است. تهران در این چارچوب به یکی از شرکای کلیدی مسکو تبدیل شد و این همکاری با امضای توافق‌نامه مشارکت راهبردی جامع در ژانویه ۲۰۲۵ به اوج رسید. با این حال، تحولات اواخر سال ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶ این شراکت را با چالش جدی مواجه کرد.

در ژانویه ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی با شرایط داخلی بسیار ناپایداری روبه‌رو شد. اعتراض‌های گسترده در کشور به‌شدت سرکوب و هزاران نفر کشته شدند. آمریکا در واکنش به این وضعیت، تهدید به اقدام نظامی کرد و سامانه‌های پدافندی پاتریوت و تاد را به خاورمیانه منتقل کرد. همچنین، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و ناوگروه ضربتش در آب‌های نزدیک ایران مستقر شدند.

این تحولات تردیدهایی درباره میزان پایبندی روسیه به نقش «شریک راهبردی» جمهوری اسلامی ایجاد کرد. این تردیدها در کنار مجموعه‌ای از عقب‌نشینی‌های ژئوپلیتیکی روسیه شکل گرفت، از جمله سقوط حکومت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، واکنش محدود مسکو به جنگ ۱۲ روزه، و اقدام آمریکا به بازداشت نیکلاس مادورو در اوایل ژانویه ۲۰۲۶. در مورد ایران، بحران به‌تدریج از اواخر ۲۰۲۵ آغاز شد و روسیه فرصت کافی برای واکنش داشت.

دیلی صباح در ادامه می‌نویسد با وجود اینکه روسیه از لحاظ نظری از ابزارهای لازم برای پاسخ به تهدیدهای آمریکا علیه تهران برخوردار است، گزینه‌های عملی برای حمایت از جمهوری اسلامی بسیار محدود است و مداخله نظامی مستقیم در دستور کار کرملین قرار نگرفت، موضوعی که هم به کمبود منابع و هم به ملاحظات سیاسی مرتبط با جنگ اوکراین بازمی‌گردد. 

جنگ اوکراین روسیه را وادار کرده است اولویت‌هایش را بازتعریف کند. پس از بازگشت دونالد ترامپ به کرسی ریاست‌جمهوری آمریکا در ژانویه ۲۰۲۵، لحن مسکو در قبال واشنگتن تعدیل شد و به گفت‌وگوهای غیرعلنی روی آورد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در این چارچوب، ولادیمیر پوتین فاصله‌اش را با بحران ایران حفظ کرد و از اظهارنظر مستقیم خودداری کرد. هدف از این رویکرد، پرهیز از پیوند خوردن نامش با شکست احتمالی یک متحد است. مسکو می‌داند که هرگونه تهدید علیه آمریکا اگر با نیروی واقعی پشتیبانی نشود به اعتبار پوتین آسیب جدی خواهد زد. 

واکنش‌های رسمی عمدتا به سطوح پایین‌تر منتقل شد؛ سخنگوی کرملین صرفا به دعوت‌های کلی برای خویشتن‌داری بسنده کرد و وزارت خارجه روسیه با استفاده از ادبیات حقوقی، اقدام‌‌های آمریکا را محکوم کرد. سخنان تند دمیتری مدودف در رسانه‌های اجتماعی نیز بدون ایجاد تعهد عملی برای کرملین مطرح شد.

هم‌زمان، روسیه تلاش کرده است از بحران ایران برای بهبود موقعیتش در تعامل با آمریکا استفاده کند و در عین حال روابطش با کشورهای جنوب جهان را حفظ کند. در نبود توان حمایت نظامی از تهران، مسکو به دیپلماسی رفت‌وبرگشتی روی آورده است. پوتین با مقام‌های جمهوری اسلامی و اسرائیل تماس مستقیم داشته و خود را به‌عنوان میانجی احتمالی معرفی کرده است. در این مسیر، نقش سنتی روسیه به‌عنوان «حامی ایران» کمرنگ شده و بر تصویر «میانجی» تاکید شده است.

روسیه همچنین برای کمک به کاهش تنش‌ها پیرامون مسئله ایران از جمله در موضوع هسته‌ای و امنیت منطقه‌ای اعلام آمادگی کرده است. یکی از اقدام‌های مطرح‌شده، پیشنهاد انتقال یک میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده روسیه به نهادی موسوم به «هیئت صلح» بوده است، نهادی که با ابتکار دولت ترامپ ایجاد شده و احتمال گسترش حوزه فعالیتش به موضوع ایران و اوکراین مطرح شده است.

به نوشته دیلی صباح، روسیه اگرچه تمایلی به فروپاشی جمهوری اسلامی ندارد، خود را برای هر سناریویی آماده کرده است. تجربه‌های اخیر مسکو در سوریه و ونزوئلا نشان داده است که روسیه حتی پس از سقوط دولت‌های همسو نیز می‌تواند روابط دوجانبه‌اش را حفظ کند. در صورت فروپاشی احتمالی جمهوری اسلامی، انتظار می‌رود مسکو به‌سرعت مواضعش را تعدیل کند، از برخی چهره‌ها یا ایده‌ها فاصله بگیرد و خود را به‌عنوان «گزینه‌ای غیرغربی» به قدرت جدید معرفی کند تا حضورش در منطقه تداوم داشته باشد. حتی در شرایط کنونی نیز، با وجود ضعف جمهوری اسلامی و احتمال تحولات داخلی در آینده، کرملین آمادگی تطبیق با تغییرات را نشان می‌دهد.

این انعطاف‌پذیری بیش از آنکه انتخابی آگاهانه باشد، ناشی از ضرورت‌های تحمیلی جنگ اوکراین است. روسیه دیگر توان صرف منابع برای وفاداری ایدئولوژیک را ندارد. علاوه بر این، روابط تهران و مسکو همواره با بی‌اعتمادی متقابل همراه بوده و نارضایتی جمهوری اسلامی از عملکرد سامانه‌های دفاعی اس-۴۰۰ روسیه، تهران را به پکن نزدیک‌تر کرده است.

بحران ایران همچنین فرصت‌هایی اقتصادی برای روسیه ایجاد کرده است. افزایش تنش‌ها باعث بالا رفتن قیمت نفت و تقویت بودجه نظامی روسیه می‌شود و هم‌زمان توجه و منابع آمریکا را از اوکراین منحرف می‌کند. از آنجا که روسیه دارایی اقتصادی مهمی در ایران ندارد، نظاره بحران و بهره‌برداری از منافع راهبردی در جبهه اروپا را برگزیده است. این رویکرد عمل‌گرایانه اگرچه نفوذ روسیه را حفظ می‌کند، به تضعیف جایگاهش به‌عنوان شریک امنیتی قابل اتکا در منطقه می‌انجامد.