سال ۱۳۲۳ در خانوادهای نسبتا فقیر به دنیا آمد و از ۱۲سالگی کار کردن را آغاز کرد. پدرش او را نزد یکی از اقوام که در قم سوهانپزی داشت، به کارگری سپرد. کمتر از دو سال بعد، پدر فوت کرد و او ناگهان به «مرد خانه» تبدیل شد. دستمزدش آن زمان ۲۴ قران بود؛ ۲۰ قران آن را به مادرش میداد، برای مخارج خانه و چهار قران را برای خود برمیداشت. تا ۴۰ سالگی کارگر بود و تا ۶۵ سالگی نیز همزمان با توسعه کسبوکارش، همچنان کارگری میکرد. زندگی را به قول خود، از «زیر صفر» آغاز کرد و سرانجام به یکی از معتبرترین نشانهای تجاری تبدیل شد.
این، خلاصه زندگی محمد ساعدینیا، مالک مجموعههای بینراهی «مهر و ماه» و گروه غذایی، سوهان و کافههای ساعدینیا است که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به دلیل حمایت او از اعتصاب بازاریان در اوایل دیماه امسال، برای توقیف اموالش خیز برداشته و خودش را نیز زندانی کرده است.
انقلاب ملی ایرانیان از نخستین روزهای دیماه با اعتراض و اعتصاب بازاریان به افزایش نرخ ارز و رکود کسبوکارها آغاز شد. پس از اینکه بازاریان اعتصاب کردند و شاهزاده رضا پهلوی نیز فراخوان تظاهرات خیابانی صادر کرد، کافههای ساعدینیا نیز به اعتصاب پیوستند و اعلام کردند که در روزهای فراخوان تعطیل خواهند بود؛ تصمیمی که تحسین مردم انقلابی و خشم حکومتیها را در پی داشت و کمتر از یک هفته پس از آن، دادگستری قم اعلام کرد محمد ساعدینیا به دلیل «همراهی با آشوبگران» بازداشت و تمامی اموالش مصادره شده است.
همزمان، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، در نقش آتشبیار معرکه ظاهر شد و به دستگاه قضایی توصیه کرد اموال ساعدینیا را در ازای خسارتهای وارده در تهران توقیف کند. در نهایت نیز اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، اذعان کرد چنانچه برای دادگاه محرز شود اقدام او منجر به خسارت شده است، این خسارت از محل اموالش جبران خواهد شد.
ساعدینیا؛ از کودکی تا مالکیت نشان تجاری
هنگامی که در کودکی، کارگری در سوهانپزی یکی از اقوام پدری را آغاز کرد، رویاهای زیادی در سر داشت؛ مثلا اینکه یک روزی صاحب نشان تجاری مشهوری مانند «سوهان حاج حسین و پسران» شود و خیلیها برای خرید سوهان با ماشین به مغازه او بیایند.
ساعدینیا در آن روزها هر وقت از کار فارغ میشد، کنار آن ماشینها که جلو مغازه حاج حسین پارک کرده بودند، میایستاد و در ذهن خود روزی را تصور میکرد که دیگران جلو مغازه او برای خرید سوهان، ماشینهایشان را پارک میکنند. در آن زمان فقط افراد خاص یا خیلی ثروتمند میتوانستند ماشین داشته باشند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
سالها بعد، آن رویاها به واقعیت تبدیل شد. محمد ساعدینیا با راهاندازی «سوهان ساعدینیا» با کیفیت خوب و تغییر بستهبندیهای سنتی و کلیشهای، تحولی جدی در صنعت سوهان ایران ایجاد کرد. او همچنین با احداث مجموعه بینراهی «مهر و ماه»، الگوهای فرسوده خدمات بینراهی را کنار گذاشت و مفهومی تازه، شیک و استاندارد از توقف، استراحت و پذیرایی ارائه داد.
پس از آن، کافههای ساعدینیا افتتاح شدند؛ کافههایی که فضایی برای تجربه و گفتگو دارند و در گسترش فرهنگ کافهنشینی نقش مهمی ایفا کردند. با این حال، هیچیک از این دستاوردها حاصل یک مسیر ساده یا کوتاه نبود و پشت این نام تجاری موفق، عمری کار مداوم، ریسکپذیری و تلاش بیوقفه محمد ساعدینیا و خانوادهاش قرار دارد.
محمد ساعدینیا پیشتر در گفتگویی با مجله تصویری ایدهایستا، درباره سالها کار و تلاش بیوقفهاش گفت که دستکم ۲۶ سال کارگری کرد؛ از ۱۲ سالگی تا ۴۰ سالگی. تا آن موقع نه مغازهای داشت نه اسمورسمی، اما دست از کار نکشید تا اینکه سرانجام توانست ایدههایش را یکییکی اجرا کند و آن آرزوی دوران کودکی بالاخره عملی شد؛ ماشینها آمدند و جلو مغازهاش پارک کردند تا سوهان ساعدینیا بخرند. خود او رمز موفقیتش را در «انتخاب راه درست، ایدهپردازی، کیفیت، صبر، احترام به مشتری و دعای پدر و مادر» میداند.
کسبوکار خانوادگی و آزار ساختار قدرت
نشان تجاری ساعدینیا نمونهای موفق و کامل از یک کسبوکار خانوادگی است. محمد ساعدینیا سه پسر و دو دختر دارد که هر سه پسر، با تقسیم کاری مشخص و حرفهای، در توسعه این مجموعه نقش موثری ایفا میکنند. یکی مدیریت روند تولید را برعهده دارد، دیگری مسئول گسترش شعبهها است و سومی بخش شکلات و کافههای ساعدینیا را اداره میکند. افزون بر این، دو نوه دختری خانواده نیز در بخشهایی از این مجموعه مشغول به فعالیتاند.
کسبوکارهای خانوادگی معمولا بر پایه اعتماد، انتقال تجربه میان نسلها و مشارکت مستقیم اعضای خانواده شکل میگیرند و در بسیاری از کشورها بهعنوان یکی از پایدارترین و موفقترین الگوهای اقتصادی شناخته میشوند. این نوع کسبوکارها نهتنها سرمایه مالی، بلکه سرمایه انسانی و اجتماعی را نیز از نسلی به نسل دیگر منتقل میکنند.
اما در جمهوری اسلامی، این الگو اغلب به دلیل دخالتهای مستقیم و غیرمستقیم نهادهای حکومتی، فشارهای امنیتی، مصادرههای قضایی و ناامنی ساختاری مالکیت، با بنبست مواجه میشود. در بسیاری از موارد، کسبوکارهای خانوادگی پس از سالها فعالیت و توسعه، ناگهان متوقف میشوند و داراییهای آنها به بهانههای مختلف از دست صاحبانشان خارج میشود.
در سالهای ابتدایی پس از انقلاب ۱۳۵۷، از مصادره و نابودی کسبوکارهای خانوادگی نمونههای فراوانی وجود دارد که طی آن، بسیاری از کارخانهها و نشانهای تجاری به مصادره نهادهای حکومتی مانند ستاد اجرایی و بنیاد مستضعفان درآمدند. این روند در سالهای بعد نیز به اشکال مختلف ادامه یافت. حتی آن دسته از کسبوکارهای خصوصی که از مصادره و توقیف مستقیم در امان ماندند، در عمل، زیر فشار تورم مزمن، تحریمهای گسترده و تعرفههای نجومی صادراتی از پا درآمدند و به بنبست اقتصادی رسیدند.
در مورد خاص نشان تجاری ساعدینیا، برخی تحلیلگران بر این باورند که ساعدینیا با ارائه مجموعهای شیک، مدرن و متفاوت از قم و زیست شهری آن، تصویری عرضه کرد که با روایت رسمی و ایدئولوژیک حاکمیت از این شهر همخوانی نداشت. پیشتر دستکم دو مرتبه در دیماه ۱۴۰۲ و فروردین ۱۴۰۴ گزارشهایی منتشر شد، مبنی بر اینکه کافههای ساعدینیا در تجریش و شهرک غرب تهران به دلیل «بیحجابی» مراجعهکنندگان پلمب شدهاند.
محمد ساعدینیا اینک در ۸۱ سالگی در زندان به سر میبرد. به گفته برخی نزدیکانش، او در سلول انفرادی نگهداری میشود و همزمان، حاکمیت برای توقیف اموالش خیز برداشته است. ساعدینیا پیشتر در مصاحبهای گفته بود که زندگیاش همواره با کار مداوم و احساس رضایت همراه بود، گلایهای ندارد و به تمام خواستههایش رسیده است. او اندکی پیش از بازداشت، دوازدهمین شعبه کافههای ساعدینیا را در محله معالیآباد شیراز افتتاح کرد و همزمان، احداث یک خانه سالمندان مجهز در قم را آغاز کرده بود.
او یک بار نیز تمام داراییاش را برای درمان یکی از فرزندانش و مادرش به پول نقد تبدیل کرد، اما چون «شروع از صفر و حتی زیر صفر» را بلد بود، بار دیگر توانست زندگی و کارش را از نو بسازد و به موفقیت برسد. این بار نیز حتی اگر داراییاش دوباره به زیر صفر برسد، سرمایهای بزرگتر در اختیار دارد: حمایت مردمی که این روزها در اینستاگرام کافهها، مجموعه مهر و ماه و سوهان ساعدینیا را دنبال میکنند و با اینکه این صفحهها مدتها است بهروزرسانی نشدهاند، زیر مطالب پیشین برای او پیامهای حمایتی میگذارند.
مثل کاربری که برای او نوشت: «آقای ساعدینیا، روزی که شما با یه دکه سهمتری هم برگردی، مردم کاری میکنن هرچی مصادره شده برگرده بهتون.» کاربری دیگر هم پیشبینی کرده که «بهزودی طعم شیرین آزادی را در کافههای ساعدینیا با سوهانهای گرم او میچشیم» و کاربری هم خطاب به او نوشته است: «حاجی، الان خودت برند شدی؛ هوا بفروشی هم، ما میخریم ازت.»

