شاخه خراسان دولت اسلامی (داعش) مسئولیت حمله دوشنبه ۲۹ دی (۱۹ ژانویه) به یک رستوران چینی در منطقه «شهر نو» کابل، پایتخت افغانستان، را بر عهده گرفت.
این گروه در بیانیهای اعلام کرد که مهاجم انتحاری وابسته به داعش وارد این رستوران شد و پس از حدود ۳۰ دقیقه حضور در محل، جلیقه انتحاری خود را منفجر کرد.
خالد زدران، سخنگوی پلیس طالبان در کابل، اعلام کرده که در این حمله یک شهروند چین و شش شهروند افغانستان جان باختهاند و ادعا کرده که شهروند چینی کشتهشده مسلمان بوده است.
بر اساس ادعای شاخه خراسان دولت اسلامی (داعش)، هدف اصلی این حمله انتحاری شهروندان چین بودهاند. این حمله در حالی انجام شد که با روی کار آمدن مجدد رژیم طالبان در چهار سال و نیم گذشته، شهروندان چین به شکل گسترده و آزادانه به افغانستان رفتوآمد میکنند. آنان نهتنها برای کالاهای چینی در بازارهای افغانستان بازاریابی میکنند، بلکه در بخش استخراج معادن و منابع زیرزمینی این کشور، بهویژه در استانهای بدخشان و تخار در شمالشرق افغانستان، حضور پررنگی دارند.
منتقدان میگویند که طالبان با اتکا به فناوری و تجربه شرکتهای چینی، استخراج گسترده معادن افغانستان را تسهیل کردهاند و این روند به «تاراج منابع طبیعی» این کشور انجامیده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
حمله شاخه خراسان دولت اسلامی (داعش) به یکی از مناطق مرکزی و شلوغ شهر کابل، ادعای طالبان را مبنی بر تامین امنیت سرتاسری در افغانستان به طور جدی به چالش کشید. مهاجم انتحاری داعش در این حمله از جلیقه انتحاری استفاده کرد؛ تاکتیکی که طالبان در دوران جنگ با حکومت پیشین افغانستان و متحدان غربی آن به طور گسترده به کار میبردند. به این ترتیب، داعش از همان روشها و ابزارهایی استفاده کرده است که طالبان در گذشته برای پیشبرد جنگ خود به کار میگرفتند.
وقوع این حمله در منطقه «شهر نو» نشان داد که طالبان، با وجود ادعاهای مکرر، هنوز قادر به تامین امنیت کامل کابل، بهعنوان پایتخت افغانستان، نیستند.
در همین حال، رژیم طالبان بارها مدعی شده است که حملات شاخه خراسان دولت اسلامی (داعش) از ایالت بلوچستان پاکستان طراحی و در افغانستان اجرا میشود. طالبان این ادعا را پس از آن مطرح کردند که حکومت پاکستان، این گروه را به حمایت از تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) متهم کرد. در نتیجه، پاکستان و رژیم طالبان متقابلا یکدیگر را متهم میکنند که گروههای شبه نظامی و تروریستی از قلمرو طرف مقابل برای هدف قرار دادن منافع امنیتی استفاده میکنند.
خطر متوجه شهروندان چین تنها به داخل افغانستان محدود نمانده و به چینیها در خاک تاجیکستان نیز از مبدا افغانستان حملاتی صورت گرفته است. در آذرماه (نوامبر ۲۰۲۴) دو حمله مرگبار در خاک تاجیکستان که از افغانستان طراحی و اجرا شدند، جان پنج شهروند چین را گرفت و پنج نفر دیگر را زخمی کرد. قربانیان این حملات کارگران یک شرکت جادهسازی و یک شرکت استخراج معدن طلا بودند که در مناطق کوهستانی نزدیک مرز افغانستان فعالیت میکردند. گزارشها نشان میدهد که نخستین حمله با پهپاد انجام شد.
کشته شدن شهروندان چین در داخل افغانستان نیز پیشینه دارد. در بهمن ۱۴۰۳، مهاجمان مسلح در شهرستان دشتقلعه استان تخار، واقع در شمالشرق افغانستان، یک شهروند چین به نام لی را که در بخش استخراج معدن طلای «نورآبه» تخار کار میکرد، در داخل خودرو او به قتل رساندند. پمسئولیت این حمله را هم داعش خراسان بر عهده گرفت.
پیش از آن نیز، مهاجمان وابسته به شاخه خراسان دولت اسلامی (داعش) در آذرماه ۱۴۰۱ به هتلی در کابل که محل اقامت شهروندان چین بود، حمله کرده بودند. در آن حمله، پنج چینی زخمی شدند.
چین در دوران حضور نظامی ایالات متحده آمریکا و ناتو در افغانستان از این حضور ناراضی بود و به همین دلیل، در جریان جنگ طالبان با حکومت پیشین افغانستان و متحدان غربی آن، با این گروه ارتباطاتی برقرار کرد. پس از خروج نظامی آمریکا از افغانستان، پکن تلاش کرد در تحولات این کشور نقش پررنگتری ایفا کند. سفر هیئتهای چینی، حضور بازرگانان و دعوت مقامهای طالبان به چین بخشی از همین سیاست بود.
تاجران چینی در بخش معادن افغانستان سرمایه گذاری کردهاند، هرچند طالبان تاکنون جزئیات تمامی این قراردادها را منتشر نکردهاند. این پنهان کاری اتهام «تاراج معادن افغانستان» به دست طالبان و چین را تقویت کرد.
در چهار سال و نیم گذشته، چین بهعنوان یکی از حامیان اصلی رژیم طالبان شناخته میشود و نخستین کشوری بود که استوارنامه اسدالله بلال کریمی، سفیر طالبان در پکن، را در مراسمی رسمی به میزبانی شی جینپینگ، رئیسجمهوری چین، پذیرفت.
در مجموع، تداوم حملات شاخه خراسان دولت اسلامی (داعش) و سایر گروههای تروریستی علیه شهروندان و منافع چین در افغانستان و فراتر از مرزهای این کشور، نهتنها ادعای طالبان را درباره تامین «امنیت سرتاسری» زیر سوال میبرد، بلکه نشان میدهد افغانستان همچنان کانون تهدیدهای فراملی است.
حمله به منطقه پرجمعیت و شلوغ شهر نو کابل در کنار حملات پیشین به چینیها در تخار و کابل، بیانگر آن است که داعش توان نفوذ و اجرای عملیات پیچیده را حفظ کرده است و از تاکتیکهایی استفاده میکند که طالبان هم در گذشته به کار میبردند. در چنین شرایطی، حضور گسترده شهروندان و سرمایهگذاران چینی، پنهان کاری طالبان در قراردادهای معدنی و تداوم رقابت امنیتی میان طالبان افغانستان و دولت پاکستان، چشمانداز امنیت افغانستان و منافع چین در این کشور را تیره کرده است.

