با گذشت حدود چهار ماه از سرکوب خونین و تاریخی اعتراضهای سراسری دیماه ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی ایرانیان، روند شناسایی و انتشار نام قربانیان همچنان ادامه دارد و هر روز بخشی تازه از ابعاد پنهان این کشتار آشکار میشود.
بررسیها نشان میدهد تعداد واقعی کشتهشدگان بهمراتب فراتر از آماری است که دولت مسعود پزشکیان اعلام کرده بود. اطلاعات ارسالی از منابع میدانی موثق، خانوادهها و فعالان مدنی ساکن ایران برای ایندیپندنت فارسی در روزهای اخیر، هم نام شماری دیگر از جانباختگان این اعتراضات در شهرهای مختلف ایران را مشخص کرده است؛ افرادی که بسیاری از آنان در همان روزهای نخست انقلاب ملی کشته شدند، اما به دلیل فشارهای امنیتی، روایت کشته شدنشان با چند ماه تاخیر اعلام میشود.
در شرایطی که شاهزاده رضا پهلوی و دونالد ترامپ تعداد کشتهشدگان این اعتراضهای خیابانی را بر اساس گزارشهای حقوقبشری حدود ۴۰ هزار نفر تخمین میزنند، اکنون در میان اسامی جدید، نام محسن عباسی، جوان ۲۱ ساله اهل نجفآباد اصفهان دیده میشود که ۱۸ دی در خیابان مطهری این شهر هدف گلوله قرار گرفت و پیش از رسیدن به بیمارستان جان سپرد.
امیررضا (ماهان) اجتهادی نیز همان روز در پردیس تهران با شلیک مستقیم به ناحیه سر کشته شد. گلوله از فاصله نزدیک به او شلیک شده و بخشهایی از سر او را متلاشی کرده بود.
تانیا عباساوغلی، دانشجوی ۲۲ ساله حسابداری، از دیگر قربانیان است که ۱۸ دیماه در خیابان نیروی دریایی تهران هدف گلوله قرار گرفت و در آغوش مادرش جان داد.
در میان اسامی تازه منتشرشده، نام ابوالفضل حبیبزاده ویرانی، جوان ۲۰ ساله نیز دیده میشود که ۱۹ دیماه در بلوار وکیلآباد مشهد هدف گلوله قرار گرفت. محمدمهدی سالاری، دانشجوی مهندسی برق، ۱۸ دیماه در مشهد کشته شد و متین پرویزی، ۲۲ ساله، ۱۹ دی در زنجان با شلیک از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. امیرپارسا اشکبوس، ۲۲ ساله، ۱۸ دی در تهران و در محدوده هفتحوض با گلوله تکتیرانداز کشته شد. امیرحسام خداییفرد، ۲۲ ساله، در لرستان جان باخت و آیدین دولتخواه، ۲۲ ساله، نیز پس از انتقال به بیمارستان در رشت، در پی اصابت گلوله، جانش را از دست داد.
رضا عظیمزاده، ۲۲ ساله، در ایلام و سیدمیلاد حسینی، ۲۲ ساله، در تهران از دیگر قربانیان روزهای ۱۸ و ۱۹ دی به دست ماموران جمهوری اسلامیاند که در روزهای اخیر هویتشان تایید شده است. محمدابراهیم هاشمبیگی، مربی فوتسال ۴۲ ساله در روستای نریمان الیگودرز لرستان نیز ۱۸ دیماه در مسیر بازگشت به خانه هدف قرار گرفت و پیش از رسیدن به بیمارستان جان باخت.
از سوی دیگر، اطلاعات رسیده به ایندیپندنت فارسی نشان میدهد عماد موتیپور، ۲۸ ساله و مدرس زبان، ۱۹ دیماه در تهران هدف گلوله قرار گرفت و پس از انتقال به یکی از خانههای اطراف محل حادثه، به دلیل خونریزی شدید فوت کرد. علیرضا منصورآبادی، ۳۲ ساله، نیز در همان روز پس از اصابت گلوله در شیراز به بیمارستان منتقل شد، اما یک هفته بعد جانش را از دست داد.
در کنار این موارد، گزارشهای تازهای از کشته شدن آروین وفایی، نوجوان ۱۷ ساله منتشر شده که شامگاه ۱۸ دیماه در خیابان پیروزی تهران هدف دو گلوله قرار گرفت و در آغوش مادرش جان باخت.
ایندیپندنت فارسی همچنین مطلع شد که آریا حیدری دهکردی، ۲۱ ساله و دانشجوی پزشکی، در اصفهان کشته شد و پیکرش چند روز بعد به خانواده تحویل داده شد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
فهرست نامهای جدید به همینجا ختم نمیشود. بر اساس اطلاعات رسیده، علیرضا مهدیپور، ۲۶ ساله، در میمند فارس با شلیک مستقیم کشته شد و محمد رجبی بیستگانی، ۳۶ ساله، در زایندهرود با گلوله یک نیروی بسیجی جان باخت. مهران زند، مهندس جوان ۳۲ ساله نیز در شهریار با شلیک از پشت به سر کشته شد و پیکرش چند روز بعد پیدا شد.
اسامی جدید نشان میدهد که این قربانیان هم از گروههای سنی و اجتماعی مختلفاند. از قهرمان رجبی، کوهنورد ۷۲ ساله که در کرج کشته شد، گرفته تا یلدا محمدخانی، دختر ۱۶ سالهای که در فردیس کرج در آغوش مادرش جان داد.
راحله شرافتیمقدم، ۴۴ ساله، هم در مشهد هدف گلوله قرار گرفت، اما به دلیل ترس از بازداشت به بیمارستان نرفت و چند روز بعد در خانه جان باخت.
یاسمین صحنه، ۲۲ ساله، در گلستان کشته شد و فاطمه کرمانینژاد، ۲۳ ساله، هم در مشهد جان باخت. میلاد معظمی گودرزی، ۲۸ ساله و عضو سابق ارتش ایران، در کرمان با چندین گلوله کشته شد.
گزارشهایی هم از کشته شدن حسین مونسی در لردگان چهارمحال و بختیاری و محمدامین عبدی، دانشجوی مشهدی که هر دو ۲۱ سال سن داشتند، برای ایندیپندنت فارسی ارسال شده است.
آنچه از مجموع این اطلاعات برمیآید، تصویری تکاندهنده از گستره سرکوب از دهم تا ۲۲ دیماه ۱۴۰۴ است؛ روزهایی که نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی در بسیاری از شهرهای ایران با استفاده از سلاحهای جنگی، معترضان را هدف قرار دادند. گزارشهایی که از بیمارستانها، از جمله در بابل، تهران و ایلام منتشر شده است نیز نشان میدهد بسیاری از کشتهشدگان، پس از مجروحیت اولیه در اعتراضها، با اصابت گلوله به نقاط حیاتی بدنشان در بیمارستان جان باختهاند.
با وجود گذشت بیش از ۱۰۰ روز از این رویدادها، بسیاری از خانوادهها هنوز از بیان جزئیات کشته شدن اعضای خانواده خود خودداری میکنند؛ موضوعی که مستقیما ناشی از تهدیدهای امنیتی و فشار بر خانوادهها برای سکوت است. در برخی موارد، حتی علت مرگ در اسناد رسمی تغییر داده شده است و خانوادهها از برگزاری مراسم عمومی نیز منع شدهاند.
روند انتشار نامهای جدید نشان میدهد که ابعاد واقعی این کشتار هنوز بهطور کامل روشن نشده و در هفتهها و ماههای آتی نیز باید منتظر افزایش شمار آن بود. منابع آگاه به ایندیپندنت فارسی گفتهاند که در بسیاری از شهرها، بهویژه در روزهای نخست، هزاران تن از کشتهشدگان بدون ثبت رسمی و در شرایط امنیتی بهطور شبانه و مخفیانه، دفن شدهاند.
در چنین شرایطی، انتشار تدریجی نامها و روایتها نهتنها تلاش خانوادهها برای حفظ یاد عزیزانشان است، بلکه بخشی از روند مستندسازی خونینترین سرکوب تاریخ معاصر ایران خواهد بود.

