جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۵ تحولات مهمی را پشتسر گذاشت که تبعات آنها به سال آینده میلادی نیز خواهد رسید. این تحولات را میتوان به هفت موضوع اصلی تقسیمبندی کرد.
۱) جنگ با اسرائیل
بیشک، جنگ ۱۲روزه با اسرائیل در ماه ژوئن، مهمترین رخدادی بود که جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۵ با آن مواجه شد و روزهایی طاقتفرسا را پشتسر گذاشت. این فقط یک اتفاق دیگر در مسیر دشوار «محور مقاومت» در سال جاری میلادی نبود، بلکه سبب شد «جنگ در سایه» تهران و تلآویو به طور کامل نمایان شود.
طی سالها تهران «محور مقاومت» را نوعی قهرمانی بدون هزینه تبلیغ میکرد و مدعی بود که حمایت از این گروههای نیابتی سبب بازدارندگی با هزینه کم است. جنگ ماه ژوئن این روایت را از هم پاشید. حملات اسرائیل و آمریکا به اعماق ایران، ازجمله سایتهای هستهای به قدری برای تهران دردآور بود که سبب شد پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، اعتراف کند اسرائیل در آن جنگ دست برتر را داشته است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
این رویداد فقط یک شکست نظامی برای جمهوری اسلامی نبود، بلکه شکست روانی نیز بود و برای بسیاری از ایرانیان نگرانیهای بسیاری به همراه آورد. این جنگ همچنین نحوه برآورد خطر و محاسبه ریسک ایران در نگاه بازیگران خارج از کشور را تغییر داد. متحدان و دشمنان، به طور یکسان، ایرانی را دیدند که ضربات سنگینی را تحمل میکند، اما گزینههای محدودی برای پاسخ دارد.
در داخل نظام هم، آن ۱۲ روز اضطراب فزایندهای را درمورد جانشینی علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، که چهار ماه دیگر ۸۷ ساله میشود، تقویت کرد. در همین حال، پزشکیان بیش از پیش دریافت که وقتی رهبر، سپاه و شورای امنیت در صفوف نزدیک به هم قرار دارند، قدرت واقعی رئیسجمهوری در این رژیم چقدر کم است.
۲) افت بیش از پیش کیفیت زندگی
جنگ یک پسلرزه داخلی ایجاد کرد. خاموشیهای پیدرپی، خریدهای سراسیمه و صفهای آخر شب در پمپ بنزینها، همگی باعث شدند که وعدههای انتزاعی درمورد «عمق استراتژیک» پوچ به نظر برسد. جنگ، روزهای باقیمانده سال را تعریف کرد، زیرا تحریمهای ازسر گرفتهشده سازمان ملل، رزمایشهای موشکی، سقوط ارزش ریال و اعتراضات، همگی در سایه این بحران روی دادند و زندگی بیشتر ایرانیان در سال ۲۰۲۵ را سختتر کردند، تا آنجا که خاموشیهای پیدرپی، نه تنها در طول جنگ، که در ماههای پس از آن، به یک واقعیت روزمره در شهرهای بزرگ تبدیل شد.
حتی دسترسی به اطلاعات هم به میدان نبرد بدل شد. در هفته اول جنگ ۱۲روزه، رژیم دسترسی به اینترنت را چند روز قطع کرد. این در حالی است که میلیونها ایرانی اغلب رویدادها را از طریق مجموعهای از کانالهای ماهوارهای و وبسایتهای فارسیزبان خارجی، بازنشر مطالب اینستاگرام و ارسال پیامهای تلگرام دنبال میکنند، نه از طریق رسانههای حکومتی.
۳) بحران زیستمحیطی
نگرانیهای مربوط به آب، برق و تغییرات آب و هوایی، بحران ناشی از تحریمها، جنگ و مدیریت ناپایدار را تشدید کرد. تا اوایل تابستان ۲۰۲۵، در شهرهایی ازجمله تهران، گرگان، شیراز و اهواز مردم با خاموشیهای متناوب و قطعی آب مواجه بودند. این وضعیت در گرمترین ماههای تابستان ادامه یافت، تا آنجا که مسئولان نیز به کمبود برق اعتراف کردند.
همزمان با حمله اسرائیل به تهران و دیگر شهرها، خروجیهای پایتخت کیلومترها مسدود شد، پمپ بنزینها خالی شدند و خانوادهها با هر چیزی که در ماشین جا میشد، به سمت شهرهای حاشیه دریای خزر یا دیگر استانها حرکت کردند. «مهاجرت از تهران» چند روز طول کشید، اما برای بسیاری، بازتابدهنده یک میل گستردهتر بود: تمایل به ترک همیشگی کشور.
محققان از افزایش «بیسابقه» مهاجرت دانشجویان و کارگران ماهر خبر دادهاند؛ پزشکان، پرستاران، مهندسان، کارکنان فناوری اطلاعات و اساتید دانشگاه برای مشاغل در خارج از کشور درخواست میدهند. از این رو، سال ۲۰۲۵ صرفا سالی نبود که مردم برای نخستین بار به فکر ترک کشور بیفتند، بلکه سالی بود که بسیاری سرانجام این تصمیم را عملی کردند.
۴) برنامه هستهای
برنامه هستهای ایران، چه به طور مستقیم و چه بهمثابه عامل زمینهساز دیگر تحولات، نقشی برجسته در رویدادهای این سال ایفا کرد. اسرائیل و ایالات متحده حملات ژوئن را تلاشی برای جلوگیری از دستیابی ایران به ساخت سلاح هستهای توصیف کردند. ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد به سطحی رسیده بود که هیچ کاربرد غیرنظامی قابل قبولی نداشت و نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی عملا از میان رفته بود. در آستانه جنگ، دولتهای اروپایی پیشتر هشدار داده بودند که ذخایر اورانیوم غنیشده ایران بیش از چهل برابر سقف تعیینشده در برجام است و هزاران سانتریفیوژ پیشرفته در سایتهایی که توافقنامه آنها را ممنوع کرده بود، در حال چرخشاند.
جنگ ورق را برگرداند. حملات به نطنز، فردو و اصفهان تاسیسات کلیدی را ویران کرد، هرچند مقامهای جمهوری اسلامی اصرار داشتند این برنامه دستنخورده باقی مانده است. پنج ماه بعد، گزارشهای ماهوارهای و آژانس بینالمللی انرژی اتمی نشان داد که تاسیسات اصلی عمدتا یا غیرفعالاند یا بر بازسازی متمرکزند. به نظر میرسید که ساختوساز به سایتهای عمیقتر و پنهانتر منتقل شده است. همین فعالیت مداوم بود که باعث شد اروپاییها تحریمها را مجددا فعال کنند. استدلال این بود که تشدید فعالیتهای هستهای ایران قبل از جنگ و سنگاندازیهای پس از جنگ، هیچ انتخاب دیگری باقی نگذاشته است.
۵) وضعیت رو به وخامت حقوق بشر
در این سال، موج اعدامها تشدید شد و افزون بر این، احکام سنگین برای دانشجویان، روزنامهنگاران و معترضان عادی صادر شد. جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲روزه بسیاری از شهروندان را با اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» بازداشت و حتی اعدام کرد. همچنین حتی با چهرههای شناختهشده سیاسی نیز برخوردهای شدید شد که مشابه آن در هفتههای گذشته نیز رخ داد.
گزارشها حاکی از آن است که دهها نفر از بازداشتشدگان کمتر شناختهشده در زندانها در وضعیت نامناسبی قرار دارند. آنها با شکنجههای گوناگون برای گرفتن اعتراف اجباری در مقابل دوربین مینشینند و به جرایمی که به آنها نسبت داده میشود اعتراف میکنند.
این تحولات در کنار هم، سابقه حقوق بشر ایران در سال ۲۰۲۵ را از وضعیت تیرهوتار به وضعیتی وحشتناکتر بدل کرد و نشان داد که این رژیم همچنان از مجازات اعدام برای تهدید شهروندان استفاده میکند.
۶) تضعیف محور مقاومت
در سال ۲۰۲۵ «محور مقاومت» به جز خطرناک بودن، خسته و فرسوده هم به نظر میرسید. پس از سقوط بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ و روی کار آمدن رهبری جدید در سوریه که به سمت مهار فعالیتهای ایران و حزبالله حرکت کرد، تهران عملا سوریه را، که بیش از یک دهه سکوی عملیاتی آسان آن بود، از دست داد. تهران همچنان به شرکایش در لبنان، عراق و یمن متکی بود، اما وضعیت آنها هم تغییر کرد و محور موسوم به مقاومت روز به روز بیشتر تضعیف شد.
تا پایان سال، این محور دیگر شبیه یک ابزار واحد در دست تهران نبود و بیشتر به شبکهای از مشتریان مسلح تبدیل شده بود که هریک محدودیتها و اهرمهای چانهزنی خاص خودشان را دارند و جمهوری اسلامی همچنان میکوشد آن را استوار نگه دارد.
۷) عضویت در باشگاه تحریمیها
این سال همچنین سالی بود که تهران بهرغم تمامی تلاشهایش، با بازگشت تحریمهای بینالمللی مواجه شد و به «باشگاه تحریمیها» پیوست. در سازمان ملل و سایر مجامع، ایران با روسیه، چین، ونزوئلا، سوریه، کوبا و دیگران در بیانیههایی که «اقدامات قهری یکجانبه» را محکوم میکردند، همسو شد و تحریمها را نه بهمنزله مجازات رفتار خود، که بهمنزله نوعی جنگ اقتصادی غرب علیه کشورهای مستقل توصیف کرد.
بازدید اخیر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، از مینسک و مسکو، این رویکرد را به تصویر کشید که ایران بیش از پیش ناچار است به کشورهای تحریمشده نزدیک شود. در روسیه، عراقچی و سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، از یک «شراکت استراتژیک جامع» بیست ساله، که اکنون به همان اندازه که بر منافع مشترک استوار است بر انزوای مشترک نیز متکی است، سخن گفتند. داراییهای مسدودشده، تخفیفهای نفتی و معاملات پهپادی، همگی بخشی از این تصویرند که باید دید تا کجا ادامه خواهد داشت.
برگرفته از وبسایت «الحره»

