ایران در آستانه فقر آبی پایدار؛ کم‌بارش‌ترین پاییز قرن

میانگین بارندگی ایران در سال آبی جاری به پایین‌ترین سطح یک قرن اخیر رسیده است؛ ۲۱ استان هیچ بارشی نداشته‌اند و کارشناسان درمورد خطر فقر آبی و بحران کاهش زیست‌پذیری هشدار می‌دهند

با گذر از نخستین ماه پاییز، چشم‌انداز بارندگی در سراسر کشور تیره‌تر از همیشه به نظر می‌رسد. بحران کم‌بارشی که از سال‌های گذشته به‌تدریج شدت گرفته، اکنون به یکی از جدی‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی و اقتصادی ایران بدل شده است.

داده‌های رسمی سازمان هواشناسی نشان می‌دهد از ابتدای سال آبی جاری، دست‌کم در ۲۱ استان کشور حتی یک میلی‌متر بارش هم ثبت نشده است؛ آماری که نه‌فقط از تداوم خشکسالی حکایت دارد، که از ورود ایران به دوره‌ای طولانی از «فقر آبی ساختاری» خبر می‌دهد.

میانگین بارش کشور در سال آبی ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۴ تنها ۱۴۸ میلی‌متر ثبت شده که در مقایسه با میانگین بلندمدت، کاهشی ۴۱ درصدی را نشان می‌دهد. این رقم، کمترین میزان بارش در یک قرن اخیر است؛ عددی که معنا و اثر آن فراتر از کاهش ذخایر سدهاست و بر امنیت غذایی، ثبات اجتماعی و حتی آینده زیست‌پذیری بسیاری از شهرها سایه می‌افکند.

بی‌بارشی گسترده؛ ۲۱ استان در وضعیت خشکی مطلق

گزارش‌های تازه سازمان هواشناسی تا سوم آبان نشان می‌دهد که  ارتفاع کل ریزش‌های جوی کشور به ۲.۳ میلی‌متر رسیده، در حالی که این رقم در دوره مشابه بلندمدت ۸.۲ میلی‌متر و در سال گذشته ۶.۳ میلی‌متر بوده است.

بر پایه این داده‌ها، بارندگی در مقایسه با میانگین ۵۷ ساله ۷۲ درصد و در مقایسه با سال گذشته ۶۳ درصد کاهش یافته است؛ رقمی بی‌سابقه در تاریخ چند دهه اخیر ایران.

استان‌های تهران، مرکزی، خوزستان، فارس، کرمان، اصفهان، کرمانشاه، سیستان و بلوچستان، کردستان، همدان، لرستان، ایلام، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، بوشهر، زنجان، یزد، قم، هرمزگان، خراسان رضوی و خراسان جنوبی، همگی بدون بارش ثبت شده‌اند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در سایر استان‌ها نیز بارندگی به میزان چشمگیری کاهش یافته است: اردبیل ۹۶ درصد، البرز ۹۵ درصد، قزوین ۹۳ درصد، سمنان ۸۱ درصد، خراسان شمالی ۷۹ درصد، آذربایجان شرقی ۷۲ درصد، آذربایجان غربی ۶۶ درصد، گیلان ۵۶ درصد و مازندران ۵۵ درصد کمتر از میانگین درازمدت ۵۷ ساله.

تنها در گلستان در مقایسه با سال قبل اندکی افزایش دیده می‌شود، اما میزان بارش در این استان نیز در مقایسه با میانگین تاریخی خود ۱۴ درصد کاهش را نشان می‌دهد. سه استان خوزستان، لرستان و ایلام دومین سال پیاپی را با بارش صفر پشت سر می‌گذارند. حتی در گیلان، که پربارش‌ترین استان کشور محسوب می‌شود، میزان بارش ۷۹.۷ میلی‌متر بوده که در قیاس با سال گذشته بیش از ۵۰ درصد کمتر است.

کارشناسان محیط زیست معتقدند روند کم‌بارشی متوالی، نشانه تغییرات جدی در الگوی اقلیمی ایران است، تغییری که در کنار گرمایش جهانی، آینده منابع آبی کشور را به‌شدت تهدید می‌کند.

سدهای نیمه‌خالی و کشاورزی در آستانه فروپاشی

افزایش دو درجه‌ای میانگین دمای ایران از دهه ۱۳۴۰ تاکنون اقلیم کشور را دگرگون کرده است. بارش‌های پاییزی و زمستانی کاهش یافته است و نزدیک به ۹۰ درصد پهنه جغرافیایی ایران اکنون در وضعیت خشکسالی قرار دارد. پیامد مستقیم این شرایط را می‌توان در وضعیت سدهای کشور مشاهده کرد، جایی که آمارها تصویر روشنی از وخامت اوضاع ارائه می‌دهند.

به گزارش وزارت نیرو، تا سوم آبان ۱۴۰۴، حجم ورودی آب به سدهای ایران تنها ۹۸ میلیون مترمکعب بوده، در حالی‌که در مدت مشابه سال گذشته این رقم ۱.۶۶ میلیارد مترمکعب بوده است. این کاهش بیش از ۹۰ درصدی به معنای آن است که نقش حیاتی سدها  در تامین آب شرب و کشاورزی در حال از دست رفتن است. در حال حاضر، میانگین پرشدگی مخازن سدها به ۳۴ درصد رسیده و نیمی از ۱۹ سد اصلی کشور در آستانه خشک شدن قرار دارند.

در تهران وضعیت بحرانی‌تر از سایر مناطق است. پنج سد تامین‌کننده آب شرب پایتخت در پایین‌ترین سطح ذخیره تاریخی خود قرار دارند. سد امیرکبیر با ۱۹ میلیون مترمکعب، تنها ۱۱ درصد پرشدگی دارد و در مقایسه با سال گذشته ۸۰ درصد کاهش نشان می‌دهد. لار با ۲ درصد پرشدگی و طالقان با ۳۸ درصد، هر دو با کاهش چشمگیر مواجه‌اند. سدهای لتیان و ماملو نیز حدود ۵۰ درصد کمتر از سال گذشته آب دارند.

در مرکز کشور، سد زاینده‌رود تنها ۱۰ درصد از ظرفیت متوسط خود را پر کرده است و سه سد جنوبی کشور کاملا خشک شده‌اند. این در حالی است که فصل بارش امسال، که معمولا ۷۰ درصد بارندگی سالانه را تامین می‌کند، تا ابتدای آبان کمتر از دو میلی‌متر بارش داشته است.

این بحران بر بخش کشاورزی تاثیر مستقیم گذاشته است. بیش از ۱۴ میلیون هکتار زمین کشاورزی در معرض کاهش ۳۰ تا ۵۰ درصدی تولید قرار دارد و تولید محصولات استراتژیکی مانند گندم، برنج و ذرت به میزان محسوسی کاهش یافته است. پیامد این وضعیت، تهدید امنیت غذایی کشور و افزایش وابستگی به واردات است؛ موضوعی که با محدودیت‌های ارزی دولت به بحرانی تازه منجر خواهد شد.

از سوی دیگر، مهاجرت کشاورزان و دامداران از استان‌های خشک به شهرهای بزرگ رو به افزایش است. این جابه‌جایی‌های اجباری و تخلیه روستاهای مرکزی و شرقی ابعاد اجتماعی و امنیتی بحران را دوچندان کرده است.

خشک‌شدن تالاب‌ها و دریاچه‌های کشور، ازجمله دریاچه ارومیه و هامون، پدیده گردوغبار و طوفان‌های نمکی را نیز گسترش داده است. گزارش‌ها حاکی از ظهور نخستین طوفان‌های نمک در اطراف دریاچه ارومیه است؛ پدیده‌ای که می‌تواند زیست شهری در شمال‌غربی ایران را با خطر جدی روبه‌رو کند.

بحران خشکسالی بر حوزه انرژی نیز تاثیر مستقیم گذاشته است. نیروگاه‌های برقابی که حدود ۱۵ درصد برق کشور را تامین می‌کنند، با کاهش ۴۵ درصدی تولید مواجه‌اند و پیش‌بینی می‌شود کمبود برق در تابستان آینده تکرار شود.

سراب بارورسازی و تردید در راه‌حل‌های موقت

در میانه این شرایط، مقام‌های دولتی از طرح‌هایی مانند بارورسازی ابرها به‌منزله راهکار جبران کم‌بارشی یاد می‌کنند، اما کارشناسان هواشناسی تاکید دارند تاثیر چنین کارهایی ناچیز است. رئیس سازمان توسعه و بهره‌برداری فناوری‌های نوین آب‌های جوی در مهرماه گفته بود که ایران موفق شده تجهیزات بارورسازی را بومی‌سازی کند و با پهپاد و رادارهای تولید داخل در حال اجرای آزمایشی پروژه است.

با این حال، رئیس سازمان هواشناسی کشور اعلام کرد که اثر بارورسازی در بهترین شرایط تنها افزایش ۱۰ درصدی بارش است؛ رقمی که نمی‌تواند کاهش ۴۰ درصدی بارندگی کشور را جبران کند.

کارشناسان معتقدند تمرکز بر طرح‌های مقطعی، تنها برنامه‌ریزی اصولی برای مدیریت منابع آب را به تعویق می‌اندازد. به باور آنان، راهکار واقعی، اصلاح الگوی مصرف در بخش کشاورزی، استفاده از فناوری‌های نو در آبیاری، بازیافت پساب‌های صنعتی و محدود کردن برداشت از سفره‌های زیرزمینی است.

به گفته آنان، با ادامه وضعیت فعلی، در تابستان آینده احتمالا با جیره‌بندی آب در کلان‌شهرها و کمبود شدید در شهرهای کوچک مواجه باشیم.

فقر آبی؛ بحران آینده ایران

خشکسالی در ایران دیگر پدیده‌ای دوره‌ای نیست، بلکه به بخشی از واقعیت اقلیمی کشور بدل شده است. کاهش بی‌سابقه بارش، افت شدید سطح آب‌های زیرزمینی و فرونشست گسترده زمین در مناطق مرکزی، همگی نشانه‌های تغییرات بنیادین در زیست‌بوم ایران‌اند.

کارشناسان محیط زیست هشدار می‌دهند که اگر مدیریت منابع آبی کشور بر پایه تصمیمات علمی و بین‌ بخشی اصلاح نشود، ایران به سمت فقر آبی پایدار پیش خواهد رفت؛ وضعیتی که در آن، حتی تامین آب شرب در بسیاری از شهرها دشوار خواهد شد.

به‌رغم هشدارهای مکرر، سیاست‌گذاری در حوزه آب همچنان متکی به اقدامات کوتاه‌مدت است و طرح‌هایی چون انتقال آب بین‌حوضه‌ای، به‌جای حل بحران، تعارض‌های زیست‌محیطی و اجتماعی تازه‌ای پدید آورده است.

پاییز ۱۴۰۴ درحالی آغاز شده که زمینِ تشنه ایران بیش از همیشه به باران نیاز دارد. اما آنچه در افق دیده می‌شود نه ابرهای باران‌زا، که تداوم سکوت آسمان و فرسایش امید مردمی است که هر سال بیش از پیش در انتظار قطره‌ای حیات‌بخش می‌مانند.