یک پرسش بیش از هر پرسش دیگری این هفته ذهن رهبران جمهوری اسلامی را به خود مشغول کرده است: آیا دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، واقعا جدی است؟
سالها بود که به نظر میرسید نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی لحن تند و تهدیدآمیز ترامپ را به این تعبیر میکردند که «ترامپ همیشه در لحظه آخر عقب میکشد».
منتقدان ترامپ همواره میگفتند او فقط حرف میزند و بیعمل. اما دیگر کسی تمسخر نمیکند. در هفت ماه گذشته، و بهویژه در هفته اخیر، روایت متقابلی شکل گرفته است، که شاید اکنون بر محاسبات رهبران جمهوری اسلامی در این مقطع از ناآرامیهای داخلی تاثیر بگذارد.
پرسشی که اکنون بر سر روحانیون حاکم سایه افکنده دیگر این نیست که آیا ترامپ لفاظی میکند، بلکه این است که آیا باور دیرینه مبنی بر عقبنشینی نهایی او همچنان پابرجاست یا خیر.
نخستین شکاف عظیم در روایت «ترامپ همیشه در لحظه آخر عقب میکشد» در ماه ژوئن رخ داد، وقتی ترامپ به حمله پیشدستانه اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران پیوست و اجازه حملات مستقیم آمریکا به تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان را صادر کرد.
این اقدام نه نمادین بود و نه غیرمستقیم. تصمیمی آگاهانه برای استفاده از زور در خاک ایران بود. سابقهای ایجاد شد و این اهمیت داشت: ترامپ از خطی عبور کرد که اسلاف او با دقت از آن پرهیز کرده بودند.
روز شنبه، این سابقه وزن تازهای پیدا کرده، هرچند دور از خاورمیانه بود. نیروهای آمریکایی در اقدامی خیرهکننده و جسورانه، نیکلاس مادورو، رئیسجمهوری ونزوئلا، را دستگیر و برای محاکمه به نیویورک منتقل کردند. این عملیات سریع، دقیق و کاملا غیرمنتظره بود.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، روز شنبه در نشستی خبری در کنار ترامپ، روشن کرد که این عملیات حامل پیامی فراتر است. وقتی این رئیسجمهوری میگوید اقدام خواهد کرد، منظورش دقیقا همین است. روبیو گفت کشورهای دیگر باید این پیام را جدی بگیرند.
میتوان با اطمینان گفت جمهوری اسلامی قطعا این پیام را دریافت کرده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
روز جمعه، یک روز پیش از عملیات کاراکاس، ترامپ در رسانه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «اگر ایران به روی معترضان مسالمتجو شلیک کند و با خشونت آنها بکشد، که عادتش همین است، آمریکا به کمک آنها خواهد آمد. ما مسلح و آمادهایم.»
او روز یکشنبه نیز این تهدید را تکرار کرد و در پاسخ به پرسش خبرنگاران گفت: «ما [ایران را] خیلی از نزدیک زیر نظر داریم. اگر شروع به کشتن مردم کنند، همانطور که در گذشته کردهاند، فکر میکنم ضربه بسیار سختی از آمریکا خواهند خورد.»
اینگونه تهدیدها از جانب ترامپ تازه نیست. او حتی بارها از عبارت «مسلح و آماده» استفاده کرده است. اما حملات بمبافکنهای بی۲ به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی در ژوئن و دستگیری مادورو در روز شنبه به این تهدیدها اعتبار بخشید. رهبران جمهوری اسلامی در گذشته میتوانستند تهدیدهای ترامپ را صرفا لفاظی برای کسب اهرم فشار تلقی کنند. اما امروز، این بیاعتنایی به هشدار با خطر بسیار بیشتری همراه است.
نشانههای اولیه حاکی از آن است که تهران متوجه این تغییر شده است.
چنان که از گزارشها برمیآید پس از هشدار ترامپ، مقامهای امنیتی جمهوری اسلامی نشستهای اضطراری برگزار کردهاند تا درباره نحوه مدیریت اعتراضها با خشونت کمتر بحث کنند و از شعلهورتر شدن آتش جلوگیری شود. این توصیهها انحرافی آشکار از دورهای پیشین اعتراضها است که بهسرعت و با خشونت شدید سرکوب میشدند.
از آغاز موج کنونی اعتراضها که یک هفته پیش شروع شد، حدود ۲۰ نفر کشته شدهاند؛ اما در مقایسه با سرکوبهای سال ۲۰۱۹ که بیش از ۲۰۰ کشته برجا گذاشت، یا اعتراضهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۳ که طبق آمار رسمی بیش از ۵۰۰ کشته داشت، این ارقام نشان میدهد دولت در پی آن است که خویشتنداری نشان دهد.
این احتیاط بازتاب محاسبه است، نه دلسوزی. رهبری جمهوری اسلامی اکنون با معضلی روبهرو است که پیشتر با آن مواجه نشده بود: ناآرامی داخلی در کنار تهدید نظامی خارجی معتبر، هم از سوی آمریکا که ترامپ آشکارا مطرح کرده است و هم از سوی اسرائیل.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، روز دوشنبه در سخنرانی در کنست بار دیگر تاکید کرد که اگر جمهوری اسلامی به اسرائیل حمله کند، پاسخ اسرائیل «بسیار شدید» خواهد بود.
اینجا دوراهی رهبران جمهوری اسلامی است: سرکوب شدید، همانگونه که پیشتر کردهاند، و خطر تحریک مداخله آمریکا؛ یا تلاش برای انحراف خشم داخلی با حمله به اسرائیل و به جان خریدن نمایشی سهمگین از قدرت اسرائیل که دستگاه امنیت داخلی را تضعیف خواهد کرد؛ یا عقبنشینی و خویشتنداری با خطر گسترش اعتراضها که با این تصور تقویت میشود که رژیم دستبسته است.
این فشار با شکنندگی فزاینده وضعیت رهبری رژیم تشدید میشود. آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، بهشکل محسوسی از انظار عمومی غایب بوده است.
روزنامه تایمز لندن روز یکشنبه از ارزیابیهای اطلاعاتی خبر داد که او مجوز «طرح ب» را داده است، طرحی اضطراری برای خروج از ایران و رفتن به روسیه همراه اعضای خانواده و حلقه نزدیکان، مشابه کاری که بشار اسد در نوامبر ۲۰۲۴ انجام داد. این موضوع چنین طرحی اجرا خواهد شد یا خیر اهمیتی ندارد، اما وجودش نشاندهنده اضطراب عمیق در راس هرم قدرت است. رژیمهایی که به تسلط خود مطمئناند تدارک مسیر خروج را نمیبینند.
همزمان، بُعد اسرائیل در ماجرا پررنگتر شده است. بر اساس گزارش روزنامه الاخبار، نزدیک به حزبالله، ترامپ و نتانیاهو در دیدار اخیر در مارالاگو درباره اقدام مشترک در صورت خودداری جمهوری اسلامی از مذاکره بر سر برنامه هستهای طبق شروط آمریکا به تفاهم رسیدهاند.
اسرائیل این موضوع را پنهان نکرده است که اگر جمهوری اسلامی توانمندیهایی را که در حمله ژوئن آسیب دیدند بازسازی کند، آماده اقدام دوباره است. نکته تازه برداشت در تهران و بیروت است که واشنگتن ممکن است اسرائیل را مهار نکند و حتی فعالانه مشارکت کند.
برخی این بحث را مطرح میکنند که با توجه به عملی نشدن بسیاری از تهدیدهای گذشته ترامپ، تردید در مورد تهدیدهایش همچنان بسیار منطقی به نظر میرسد. اما تمرکز صرف بر کارهایی که ترامپ انجام نداده است، الگوی مرتبطتر دوره دوم ریاستجمهوری او را نادیده میگیرد: ترامپ هرگاه به این نتیجه برسد که سیاست بازدارندگی شکست خورده است، آمادگی نشان داده است که ناگهانی، قاطع و بدون کش دادن مانورهای دیپلماتیک اقدام کند.
حمله به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی، دستگیری مادورو، و اکنون هشدارهای علنی و مکرر که به رفتار مشخص حکومت در قبال اعتراضها گره خوردهاند الگویی را شکل میدهند که تهران نمیتواند نادیده بگیرد.
هنوز روشن نیست این وضعیت مانع سرکوب خشونتآمیز معترضان خواهد شد یا خیر. اما آنچه روشن است این است که تصور قدیمی «ترامپ همیشه در لحظه آخر عقب میکشد» دیگر اطمینانبخش نیست و در تهران، همین عدمقطعیت بهتنهایی باید بهشدت دلهرهآور باشد. وقتی ترامپ میگوید «مسلح و آماده» است، به نظر میرسد رهبری جمهوری اسلامی، دستکم بر اساس برخی نشانههای اولیه، اکنون این حرف را بسیار جدی میگیرد.
ترجمه از اورشلیم پست

