ناکارآمدی‌های جمهوری اسلامی در مواجهه با همه‌گیری کرونا در ایران

یک‌پنجم مبتلایان به کرونا در کادر بهداشت و درمان دنیا، از کادر پرستاری ایران بوده‌اند

از حدود ۱۴۵هزار پرستار بر بالین بیماران در ایران، حدود ۶۰هزار نفر به کرونا مبتلا شده‌اند- Majid Asgaripour/WANA (West Asia News Agency) via REUTERS 

مقامات جمهوری اسلامی ایران یا هر کشور دیگری را برای شیوع کرونا نمی‌توان ملامت کرد، اما برای پنهان کردن آن از مردم و مدیریت آن، می‌توان مورد پاسخگویی قرار داد. بیش از ۱۸۰ کشور دچار این همه‌گیری بوده‌اند، اما هر یک از کشورها سیاست‌هایی داشته و تصمیماتی گرفته‌اند که در کنترل ویروس و کاهش و افزایش ابتلا و مرگ ناشی از آن نقش داشته است. در این نوشته به چهار موضوع اشاره می‌کنم که به روشنی از ناکارآمدی مقامات و نهادهای جمهوری اسلامی ایران در برخورد با این همه‌گیری حکایت می‌کنند. اطلاعات و آمارهای استفاده‌شده در این مطلب، آمارها و اطلاعات رسمی‌اند که معمولا حداقل‌ها را بیان می‌کنند یا اطلاعات دست اولی‌اند که نگارنده کسب کرده است.

آلودگی شدید کادر درمانی 

رییس سازمان نظام پرستاری ایران می‌گوید: «از حدود ۱۴۵ هزار پرستار بر بالین بیماران، حدود ۶۰ هزار نفر به این بیماری مبتلا شدند و حدود ۱۰۰ نفر از گروه پرستاری جان باختند.» (الف ۲۷ آذر ۱۳۹۹). تعداد پزشکان مبتلا به کرونا و مرگ‌ومیر آن‌ها به‌دلیل کرونا در ایران، اعلام نشده است. تعداد ابتلای کادر پزشکی در دنیا تا نیمه نوامبر ۲۰۲۰ میلادی، ۳۰۰ هزار نفر بوده است. این بدین معناست که یک‌پنجم مبتلایان به کرونا در میان کادر بهداشت و درمان در دنیا، کادر پرستاری ایرانی (شامل کارشناسان پرستاری و پرستاران دارای مدارک بالاتر، فارغ التحصیلان رشته‌های اتاق عمل، بیهوشی و دارندگان مدارک بهیاری، کمک پرستاری و کمک بهیاری) بوده است.

این میزان ابتلا که بیش از ۴۱ درصد کادر پرستاری ایرانی است، می‌تواند به سه علت رخ داده باشد: 

۱) کمبود وسایل پیش‌گیری مثل ماسک، دستکش، مواد ضدعفونی‌کننده، طلق صورت و پوشش سراسری بدن

۲) نبود آموزش کادر پرستاری در مواجهه با این بیماری

۳) اعلام دیرهنگام شیوع آن به بیمارستان‌ها و کادر پرستاری از طرف وزارت بهداشت

دو مورد اول، ناکارآمدی محض را حکایت می‌کنند و مورد سوم ناشی از پنهان‌کاری است. این که تا آخر اردیبهشت ۱۳۹۹ (یعنی سه ماه اول شیوع) حدود ده‌هزار نفر از کادر پزشکی در ایران (به گفته معاون وزیر بهداشت) به کرونا مبتلا شده بودند، نشان‌دهنده نبود اطلاع‌رسانی به‌موقع به کادر پزشکی در سراسر کشور بوده است. رقم ۴۱ درصد آلودگی کادر پرستاری در ایران، یک رکورد در دنیا در برابر همه‌گیری کرونا حساب می‌شود.

محدودیت‌هایی که نبود

محدود کردن رفت‌وآمد شهری و میان شهری، تعطیلی کوتاه‌مدت مغازه‌هایی که اجناس و خدمات غیرضروری عرضه می‌کنند، تعطیلی موسسات آموزشی و تعطیلی موسسات دولتی و عمومی از روشهایی بود که در سراسر دنیا برای کاهش ابتلا و قربانیان کرونا به‌کار گرفته شد. اما در ایران این روش‌ها یا به‌کار گرفته نشدند (محدود کردن رفت‌وآمد شهری در برخی شهرهایی که وضعیت قرمز در آن‌ها اعلام می‌شد)، یا اعلام شدند و اعمال نشدند (مثل منع مسافرت به استان‌های شمالی یا مناطقی با وضعیت قرمز)، یا به‌نحوی اعمال شدند که تاثیر چندانی نداشت (مثل تعطیلی برخی شهرها در شب‌ها) یا برای نقض آن‌ها مجازات‌هایی اعلام شد، بدون آن که آن مجازات‌ها اعمال شود.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

ستادی که برای مقابله با کرونا شکل گرفت، اصولا قدرت چندانی نداشت و دستور‌العمل‌هایش را حتی وزراتخانه‌های دولت و شهرداری‌ها رعایت نمی‌کردند. به‌عنوان مثال، ستاد مقابله با کرونا در استان تهران به لغو طرح ترافیک اصرار داشت، اما شهرداری پایتخت از پذیرش آن خودداری کرد. همچنین، ستاد مقابله با کرونا در آذرماه خواهان به‌تعویق افتادن مسابقات ورزشی بود، اما آن مسابقات برگزار می‌شدند. استانداری تهران و شورای شهر در آذرماه خواستار یک هفته تعطیلی شهر بودند، اما ستاد مقابله با کرونا آن را تصویب نکرد. ستاد در اوج شیوع کرونا خواستار دو هفته قرنطینه در ۱۵۰ شهر بود، اما تنها به تعطیلی موسسات آموزشی محدود شد.

جای خالی بسته‌های حمایتی معنی‌دار

حکومت جمهوری اسلامی ایران از شهروندان ایرانی حمایت مالی نکرد تا در خانه بمانند و نقاط اوج شیوع را از سر بگذرانند. آنچه حکومت در این حوزه انجام داد، عبارت بود از اقدامات نمایشی مثل انتشار عکس‌های نمایشی از بسته‌های چند‌هزارتایی غذا در مساجد (اهدایی بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان امام)، یارانه کرونایی ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار تومانی (چهار تا پنج دلاری) بعد از هشت ماه از شروع همه‌گیری (آن هم برای چهارماه و نه برای همه) به‌اضافه کمک به خانواده‌های تحت پوشش کمیته امداد (سه‌میلیون نفر در حد ۲۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان که رقم دوم، هزینه چهار کیلو گوشت است). هم‌زمان برای اولین بار در ایران، اخبار خرید نسیه نان در آذرماه به گوش رسید.

فقرا بروند بمیرند

آزمایش کرونا و درمان آن، علی‌رغم ادعاهای توخالی، هیچ‌گاه مجانی به مردم عرضه نشد، درحالی که ابتلا به ویروس، ناشی از کوتاهی افراد نبود و آن‌ها مسئولیتی در این باب نداشتند. برای آزمایش کرونا میان ۲۵۰هزار تومان (مراکز دولتی) تا ۷۰۰هزار تومان (در بخش خصوصی) دریافت می‌شد. بیمارستان‌ها بدون واریز ده‌ها میلیون تومان (تا هفتاد میلیون تومان بنا به اطلاعاتی که نویسنده شخصا از منابع دست اول کسب کرده است) به حساب آن‌ها از بستری کردن بیماران کرونایی استنکاف می‌کرده‌اند. به همین دلیل، اکثر افرادی که در ایران با علایم کرونا مواجه می‌شدند و از طبقات محروم بوده‌اند، اصولا آزمایش کرونا نمی‌دادند و در شرایط حاد حتی به بیمارستان‌های دولتی نیز رجوع نمی‌کردند، چون می‌دانستند که آن بیمارستان‌ها آن‌ها را پذیرش نمی‌کنند: یا تخت خالی ندارند، یا اگر برای تخت پولی نمی‌گیرند، خرید دارو با بیمار است. برخی بیماران نیز اطمینان نداشتند که در بیمارستان کار خاصی برای آن‌ها انجام می‌شود.

جمهوری اسلامی ایران ظرفیت پرداخت ماهانه ۵۰۰ دلار به هر نفر از ده‌ها هزار نیروی  شبه‌نظامی در عراق و سوریه از ملیت‌های مختلف را دارد و این کار در دوران تحریم‌ها و کرونا نیز ادامه داشته است، اما این رژیم ماهانه ۱۰۰ دلار (سه میلیون تومان) برای سه ماه به هفت دهک زیر خط فقر خانواده‌های ایرانی برای ماندن در خانه، پرداخت نکرد.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مقاله، نظر نویسنده بوده و سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی‌کند.

بیشتر از دیدگاه