شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای آمریکا بحثهایی درباره پایان دوران نفوذ دونالد ترامپ بر سیاست این کشور برانگیخته است. با این حال، تحلیلگران معتقدند که از دست رفتن کنترل کنگره لزوماً بهمعنای پایان قدرت ترامپ نیست. در شرایطی که دموکراتها برای محدودسازی اختیارات رئیسجمهوری آماده میشوند، ادامه جنگ با ایران، رقابت با چین، و جنگ اوکراین پرسشهایی دربارهٔ آینده سیاست خارجی آمریکا و امکان همکاری دو حزب مطرح کرده است.
ساموئل کلنچ در تحلیلی شکست جمهوریخواهان را یکی از سنگینترین شکستهای انتخاباتی حزب رئیسجمهوری مستقر در تاریخ معاصر آمریکا توصیف میکند. به نوشتهٔ او، دموکراتها در انتخابات میاندورهای با اختلاف ۱۳ درصد در آرای مردمی پیروز شدند، که از شکستهای تاریخی احزاب حاکم در سالهای ۱۹۹۴، ۲۰۰۶ و ۲۰۱۰ نیز بیشتر بود.
برای یافتن نمونهای مشابه از نارضایتی گسترده رأیدهندگان، باید به سال ۱۹۷۴ و دوران پس از رسوایی واترگیت بازگشت.
این شکست باعث شده است برخی چهرههای سیاسی و رسانهای، از جمله تاکر کارلسون، مجری محافظهکار، از پایان دوران ترامپ سخن بگویند. نشریهٔ آتلانتیک نیز در مقالهای از «پایان دوران ترامپ» خبر داده و گاردین اعلام کرده است که سرانجام «ناقوس مرگ ترامپیسم» به صدا درآمده است.
اما کلنچ این نتیجهگیریها را زودهنگام میداند و تأکید میکند که نفوذ ترامپ حتی پس از پایان ریاستجمهوریاش در سال ۲۰۲۹ نیز بهطور کامل از بین نخواهد رفت.
کنگرهٔ دموکرات و محدودیتهای تازه ترامپ
به نوشتهٔ کلنچ، تسلط دموکراتها بر هر دو مجلس کنگره چهار پیامد عمده برای ترامپ خواهد داشت: دشواری تصویب قوانین پیشنهادی دولت، افزایش موانع تأیید نامزدهای مناصب ارشد، تلاش کنگره برای بازپسگیری اختیارات واگذارشده به قوهٔ مجریه، و تشدید نظارت بر عملکرد دولت.
دموکراتها میتوانند با استفاده از اختیارات کمیتههای کنگره، تحقیقات گستردهای درباره اقدامهای دولت، فعالیتهای تجاری خانوادهٔ ترامپ، سیاستهای مهاجرتی و اتهامهای فساد آغاز کنند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
همچنین، انتظار میرود کنگره برای تصویب قوانینی با هدف پایان دادن به جنگ ایران و محدودسازی اختیارات رئیسجمهوری در اعمال تعرفههای تجاری تلاش کند.
اما کلنچ معتقد است چنین محدودیتهایی بهمعنای پایان نفوذ ترامپ نیست، زیرا او همچنان اختیار صدور فرمانهای اجرایی، فرماندهی نیروهای مسلح، و هدایت سیاست خارجی آمریکا را در اختیار خواهد داشت.
به گفتهٔ این تحلیلگر، ترامپ همچنان درباره جنگ ایران تصمیمگیری خواهد کرد و مسئولیت روابط واشنگتن با ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ نیز بر عهده او خواهد بود.
تجربهٔ ترومن؛ همکاری با مخالفان پس از شکست انتخاباتی
برت مکگورک، تحلیلگر سیاست خارجی و مقام پیشین امنیت ملی آمریکا، در تحلیلی که در سیانان منتشر شده است، وضعیت کنونی ترامپ را با شرایط هری ترومن پس از انتخابات میاندورهای سال ۱۹۴۶ مقایسه کرده است.
در آن انتخابات، جمهوریخواهان با کسب ۵۵ کرسی جدید در مجلس نمایندگان و ۱۲ کرسی در سنا، کنترل هر دو مجلس کنگره را به دست گرفتند. شکست دموکراتها چنان سنگین بود که حتی برخی همحزبیهای ترومن خواستار کنارهگیریاش شدند.
اما ترومن برنامههای سیاست خارجیاش را کنار نگذاشت و با آرتور وندنبرگ، سناتور جمهوریخواه و رئیس کمیته روابط خارجی سنا، همکاری کرد.
این همکاری به شکلگیری دکترین ترومن، طرح مارشال و در نهایت، تأسیس پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) کمک کرد، که در مهار نفوذ شوروی و تعیین مسیر جنگ سرد نقش اساسی داشتند.
وندنبرگ معتقد بود اختلافهای حزبی باید در مرزهای آمریکا متوقف شوند و مسائل امنیت ملی فراتر از رقابتهای سیاسی قرار گیرند.
مکگورک با اشاره به این تجربهٔ تاریخی، مینویسد ترامپ نیز اکنون با فرصتی برای همکاری با دموکراتها روبهرو است، هرچند اختلافهای سیاسی و شیوهٔ تصمیمگیری رئیسجمهوری این همکاری را دشوار میکند.
جنگ ایران؛ آزمون سیاست خارجی ترامپ و کنگره
یکی از مهمترین موضوعها آیندهٔ جنگ آمریکا با ایران است.
کلنچ تأکید میکند که حتی با کنترل دموکراتها بر کنگره، ترامپ همچنان فرماندهٔ کل نیروهای مسلح خواهد بود و میتواند تصمیمهایی اتخاذ کند که پیامدهای گسترده بینالمللی داشته باشند.
مکگورک ضمن تأکید بر ضرورت تعیین اهداف مشخص برای جنگ ایران و ایجاد توافق میان دولت و کنگره، مینویسد ترامپ جنگ را بدون اهداف روشن یا نقطهٔ پایان مشخص آغاز کرده است و اکنون، همکاری دوحزبی میتواند به تدوین راهبردی برای کاهش تدریجی و پایان درگیری و همچنین مهار جمهوری اسلامی و ممانعت از بازسازی برنامه هستهای ایران کمک کند.
او همچنین هشدار میدهد که اختلافهای داخلی آمریکا ممکن است رهبران جمهوری اسلامی را به این نتیجه برساند که نیازی به مصالحه ندارند، زیرا واشنگتن احتمالاً در آینده از خاورمیانه عقبنشینی خواهد کرد.
او به سخنان منسوب به مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، اشاره میکند که پس از انتخابات میاندورهای مدعی شد «فروپاشی آمریکا شتاب گرفته است». به اعتقاد مکگورک، چنین برداشتهایی فقط به ایران محدود نیست و روسیه و چین نیز ممکن است با مشاهده اختلافهای سیاسی واشنگتن، تصمیم بگیرند بهجای مصالحه، منتظر تغییر سیاست آمریکا بمانند.
دو مسیر متفاوت پیش روی ترامپ
مکگورک معتقد است همکاری دوحزبی در سیاست خارجی مستلزم این است که ترامپ اهدافی روشن و پایدار ارائه کند و نقش کنگره را در تدوین آنها بپذیرد. دموکراتها نیز باید آماده باشند حتی اگر اجرای یک سیاست به موفقیت سیاسی ترامپ منجر شود، از آن حمایت کنند.
او کریس کونز، سناتور دموکرات، و گرگوری میکس، نماینده مجلس، را از چهرههایی میداند که تجربه و توانایی لازم برای مذاکره با کاخ سفید را دارند.
با این حال، کلنچ از زاویهٔ دیگری به آیندهٔ ترامپ مینگرد. او معتقد است قدرت رئیسجمهوری تنها به تصویب قوانین وابسته نیست، بلکه توانایی او در جلب توجه عمومی، تعیین دستور کار سیاسی، و تأثیرگذاری بر فضای سیاست آمریکا نیز اهمیت دارد. به این ترتیب، محدود شدن اختیارات رئیسجمهوری لزوماً به کاهش نفوذ سیاسیاش منجر نمیشود.
در نهایت با آغاز به کار کنگرهٔ جدید در ژانویه، روشن خواهد شد که ترامپ در موضوعهایی مانند جنگ ایران، سیاستهای تجاری و روابط آمریکا با قدرتهای جهانی به رویارویی با دموکراتها و تصمیمگیری یکجانبه ادامه خواهد داد یا برای تدوین سیاستهای مشترک و پایدار با کنگره همکاری خواهد کرد.

