در دو سه دهه گذشته، شیوه پوشش زنان در پاریس، شهری که از قرن هجدهم به بعد یکی از مهمترین مراکز شکلگیری مد و شیکپوشی جهان بود، مانند بسیاری از شهرهای دیگر به سمت سادگی، راحتی و فاصله گرفتن از قواعد سخت لباس پوشیدن حرکت کرده است. مد سریع و ارزانقیمت نیز این تغییر را شتاب داده؛ لباسهایی که برای استفاده کوتاهمدت تولید میشوند و بسیاری از آنها آنقدر در کمد نمیمانند که دوباره پوشیده شوند.
در برابر این جریان، جورج و جاد حبیقه، پدر و پسر لبنانیـفرانسوی، همچنان بر جهانی آراستهتر، پرجزئیاتتر و نزدیکتر به سنت کلاسیک خوشپوشی اصرار دارند؛ بازگرداندن چنین زبانی به پوشاک آماده، در زمانی که بازار به سمت سادگی و سرعت رفته، کار دشواری است، اما استقبال از طراحیهای این مزون نشان میدهد لباسهای کلاسیک، دقیق و پرکار هنوز مخاطبان خود را دارند.
برای رسیدن به نمایش بهار و تابستان ۱۴۰۶ (۲۰۲۷) جورج حبیقه، همراه با دیگر مهمانان هفته مد پاریس از میان خودروهای پلیس و فضای ملتهب ناشی از اعتراضهای دانشآموزی گذشتیم و وارد ساختمان تئاتر ملی شایو، در کنار برج ایفل، شدیم. چند دقیقه بعد، هیاهوی بیرون جایش را به جهانی داد که در آن همهچیز بر انتخاب و کنترل استوار بود؛ ۶۵ طرحی که جورج و جاد حبیقه تصمیم گرفته بودند این فصل دیده شوند.
حبیقه، طراح لبنانی و عضو رسمی تقویم مد فاخر فرانسه، مجموعه خود را با زنی وارد صحنه کرد که کت نظامی بخش اصلی ظاهرش بود، اما این زن قدرتمند تنها پیشقراول طیف متنوعتری بود که در ادامه ظاهر شد. خود جورج و جاد حبیقه نیز در یادداشت مجموعه نوشته بودند که طراحیها آگاهانه از تاریکی به روشنایی و از «انرژی مردانه» به سیالیت و شفافیت حرکت میکنند و به جای ارائه یک تصویر واحد، قرار است تنوع زنانگی را بازتاب دهند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
این حرکت از ساختار به سیالیت فقط در فرم لباسها اتفاق نمیافتاد. بخش مهمی از آن با تغییر پارچه، بافت و سطح شکل گرفته بود. یقههای انگلیسی و بالاتنههای کرستی در کنار تور، دامنهای دراپه، پلیسه، فلسدوزی، یقههای عمیق و شانههای برهنه قرار گرفتند و کتهای چسبان و زاویهدار بهتدریج جایشان را به حجمهایی نرمتر و آزادتر دادند.
تنوع پارچه هم یکی دیگر از محورهایی بود که خود طراحان نیز در یادداشت مجموعه بر آن تاکید کرده بودند. ساتن بروکاد و گیپور شبکهای به زبان شناختهشده حبیقه اضافه شدند و در بعضی لباسها، حتی دو تکنیک روی یک سطح کنار هم قرار گرفتند. گلدوزی نقش گل، از عناصر قدیمی این خانهمد، این بار روی پارچههای طرحدار امتحان شده بود و شیفون و پارچه نیمهشفاف با تکنیک دِوُره (Dévoré) نیز نشان میدادند که حبیقه میتواند بیرون از محدوده آشنای تور، تافته و تزیینات سنگین هم زبان تازهای پیدا کند.
با این حال، تجربه با مواد تازه به معنای کنار گذاشتن زبان مد فاخر حبیقه نبود. شرابههای کریستالی که در مجموعههای اخیر مد فاخر این خانه دیده بودیم، این بار محدودتر و حسابشدهتر روی بالاتنه و پایینتنه ظاهر شدند. منجوقدوزی، کیفهای شب و زیورآلات درشت نیز میل شناختهشده این خانهمد به تزیین را ادامه میدادند، اما نه تا جایی که لباس زیر وزن جزئیات گم شود. انگار بخشی از مهارت آتلیه مد فاخر به پوشاک آماده منتقل و برای کاربرد متفاوت آن دوباره ویرایش شده بود.
سیاه و سفید در کنار بژ و صورتی کمرنگ طیف غالب مجموعه را شکل میدادند و قرمز در میان این رنگهای آرام، به نقطه تاکید تبدیل شده بود.
با این حال هر مجموعه به همان اندازه که حاصل انتخاب است، محصول حذف هم هست. تماشای یک نمایش مد همیشه این کنجکاوی را باقی میگذارد که «سالن مردودان» آن چه شکلی بود؟ اتاقی خیالی پر از طرحها، رنگها، پارچهها و نمونههایی که دوخته شدند اما روی میز طراحی باقی ماندند و از انتخاب نهایی عبور نکردند. اینکه آنچه روی صحنه میبینیم، تمام آن چیزی نیست که طراح به آن فکر کرده، بلکه نسخهای ویرایششده از فرایندی بسیار بزرگتر است.
پس از پایان نمایش، این پرسش را با جاد حبیقه به پشت صحنه بردم. در صنعتی که مدیران خلاق خانهمدهای بزرگ گاه تنها چند فصل فرصت دارند نتیجه کارشان را نشان دهند، ساختار خانوادگی خانهمد حبیقه شرایط متفاوتی ایجاد کرده است. از او پرسیدم آیا کار کردن در خانهمدی که خانواده خودش مالک و هدایتکننده آن است، رابطه او را با زمان عوض میکند و اجازه میدهد یک ایده به جای آنکه فورا به محصول تبدیل شود، منتظر فصل مناسب بماند.
پاسخ جاد بیش از آنکه درباره زمان باشد، درباره دلیل ادامه دادن این کار بود: «ما اینجاییم چون کاری را انجام میدهیم که دوستش داریم. روی یک ایده، یک نگاه یا داستانی کار میکنیم که روحمان را درگیر کند. چیزی که بخواهیم دربارهاش حرف بزنیم. حبیقه برای مدت طولانی نامی نبود که فقط درباره جنبه تجاری و فروختن آنچه انجام میدهیم به دنیا باشد. اگر فقط این را میخواستیم، انجامش میدادیم. نگاه ما همیشه این بوده است که داستانی تعریف کنیم و چیزی را که فکر میکنیم باید دیده شود یا دربارهاش دانسته شود، برجسته کنیم.»
جورج حبیقه خانه مد خود را سال ۱۹۹۵ پایهگذاری کرد و جاد در فضای همین آتلیه بزرگ شد، تا اینکه سال ۲۰۱۹ رسما به خانه پیوست و امروز همراه پدرش، هدایت خلاق آن را بر عهده دارد. از او پرسیدم بزرگ شدن کنار پدری که طی سه دهه زبان مشخصی برای خود ساخت، تا چه اندازه نگاه او را به طراحی شکل داد.
پاسخ جاد این بار مستقیم به همان دوگانهای رسید که در کار حبیقه میدیدم: اوج آراستگی در مد فاخر و هنر پیراستن در پوشاک آماده؛ یکی با افزودن جزئیات به کمال میرسد و دیگری با حذف آنچه ضروری نیست.
او گفت: «وقتی با کسی بزرگ میشوید که در کاری که انجام میدهد اینهمه ظرافت و میل به اصلاح دارد، این موضوع شما را هم درگیر میکند و باعث میشود به همان شکل فکر کنید. هر وقت چیزی به لباس اضافه شود و ضروری نباشد، آن را حذف میکنید. واقعا فکر میکنم همین نوع تعادل بود که روح من را شکل داد.»
«تعادل» کلمهای بود که مسئله دیگری را نیز توضیح میداد. چند سال است مجموعههای این خانه را دنبال میکنم و با وجود پررنگتر شدن حضور جاد، دیگر بهسختی میتوان به لباسی اشاره کرد و گفت «این کار جاد است» و دیگری را به پدرش نسبت داد. از او پرسیدم چگونه دو طراح از دو نسل و با تجربههای متفاوت، به نقطهای رسیدهاند که فردیتشان در محصول نهایی تا این اندازه در هم حل شده است.
جاد گفت در آغاز چنین نبود: «اوایل، وقتی کارم را در این خانه شروع کردم، فردیت خیلی مشخص بود و میتوانستید ببینید چه کسی چه چیزی را انجام داده است. پدرم هویت بسیار قدرتمند و مشخصی دارد که طی ۳۰ سال با آن کار کرده و کاملا قابلتشخیص است، اما حالا قدرت همکاری ما همین است که وقتی با هم کار میکنیم، همهچیز واقعا یکپارچه میشود. همیشه مطمئن میشویم که در پایان مجموعه نتوانید بگویید این را او انجام داده یا آن یکی را من...»
تا پایان گفتگوی ما، پشت صحنه کمکم خالی شده بود. مدلها لباسهایشان را عوض کرده بودند، اعضای تیم وسایل را جمع میکردند و هیاهویی که چند دقیقه قبل ساختمان شایو را پر کرده بود، فروکش میکرد.
نمایش تمام شد، اما کار هنوز ادامه دارد. آنچه زیر نورافکنهای هفته مد پاریس دیدیم، حالا باید از نمایش به تولید و از آتلیه به ویترینهای بهاری حبیقه در نقاط مختلف جهان منتقل شود. از دهها ایدهای که ممکن بود روی میز طراحی آغاز شده باشند، در نهایت همین ۶۵ ظاهر باقی ماندند؛ حاصل فرایندی که جاد حبیقه آن را با یک قاعده ساده خلاصه کرد: اگر چیزی ضروری نیست، حذفش کن!

