جنگها همواره با اهداف متفاوتی آغاز میشوند، اما در خاورمیانه، عوامل گوناگونی در شکلگیری و روند آنها نقش داشتهاند. این منطقه طی دهههای گذشته شاهد جنگهایی با اهداف مختلف بود؛ جنگهایی که مداخلات برخی کشورهای منطقه در امور دیگر کشورها، بر پیچیدگی آنها میافزاید و هر بار معادلات تازهای را بر چگونگی آغاز و ادامه درگیریها تحمیل میکند. از همین رو، جنگهای خاورمیانه در زمره طولانیترین جنگهای جهان قرار دارند؛ وضعیتی که تا حد زیادی حاصل مداخلاتی است که به جای تقویت ثبات، به تداوم بیثباتی در منطقه دامن میزند.
در سایه این تحولات پرآشوب، سیاست خارجی عربستان سعودی را نمیتوان بدون شناخت مسیری که این کشور طی بیش از سه قرن پیمود، بهدرستی درک کرد. تجربه تاریخی نشان میدهد که صلح پایدار در منطقه همواره جایگاهی محوری در سیاست عربستان سعودی داشته است. این کشور بر این باور است که خاورمیانه تنها با فاصله گرفتن از چرخه بحران و جنگ، میتواند به سوی توسعه و ثبات گام بردارد.
بررسی مواضع عربستان سعودی در دهههای گذشته نیز نشان میدهد که این کشور ثبات منطقه را با منافع کوتاهمدت خود گره نزده و از بحرانهای منطقهای در پی کسب امتیاز یا منفعتی خاص نبوده است. شاید همین پایبندی مستمر به اصول و ارزشها است که به سیاست عربستان سعودی وزنی قابلتوجه بخشیده و از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، مسیر رویکرد آن را در قبال منطقه شکل داده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
عربستان سعودی در سیاست و رویکرد نظامی خود بر اصولی اساسی تکیه دارد که مهمترین آنها دفاع از امنیت ملی، حفاظت از اماکن مقدس و مرزهای کشور و حمایت از صلح در منطقه و جهان است. ریاض هرگز طرفدار جنگ یا تضعیف مشروعیت بینالمللی نبوده و در طول تاریخ خود نیز به دنبال رویارویی نظامی نرفته است. بنابراین هنگامی که جنگی بر منطقه تحمیل میشود، هدف آن باید در نهایت ایجاد صلح باشد، نه چیزی فراتر از آن.
با نگاهی به شرایط کنونی منطقه، چه در تنش میان آمریکا و ایران و چه در بحران حوثیها، میتوان دریافت که تداوم درگیریها تهدیدی فزاینده برای اعتبار منطقه است و تردیدها درباره توانایی آن در دستیابی به صلح و ثبات را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، موقعیت جغرافیایی عربستان سعودی این کشور را از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون در کانون تحولات منطقه قرار داده است؛ جایگاهی که به ریاض امکان داده است در بحرانهای مختلف خاورمیانه نقشآفرینی کند و برای نزدیک کردن طرفهای متخاصم به راهحلهای مسالمتآمیز تلاش کند.
طی نزدیک به هشت دهه، سیاست عربستان سعودی همواره بر ایفای نقشی سازنده در مسیر ثبات منطقه و ارائه ابتکارها و راهحلهایی برای عبور از بحرانها متمرکز بود؛ رویکردی که در خاورمیانهای پرتحول و در سایه رقابت قدرتهای جهانی برای تامین منافع و پیشبرد اهدافشان در عرصه امنیت منطقهای، دنبال شد.
در دوران جنگ سرد، خاورمیانه به صحنه رقابت آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شد و پس از فروپاشی شوروی نیز حضور آمریکا در منطقه بارها تغییر کرد. تداوم این رقابتها و تغییر رویکردها، بحرانها و درگیریهای طولانی را به منطقه تحمیل کرد و فرصت دستیابی به صلح و ثبات را هر بار محدودتر کرد.
بررسی مواضع سیاسی عربستان سعودی نشان میدهد که این کشور حتی در اوج بحرانهای منطقه، از تلاش برای تقویت صلح و ثبات دست نمیکشد. رویکرد مقامهای سیاسی و دیپلماتیک عربستان سعودی نیز بر همین اولویت استوار است. با این حال، ریاض از شرایط و اهدافی که ممکن است در صورت تحمیل جنگ، ورود به آن را اجتنابناپذیر کند، درک روشنی دارد. از این منظر، سیاست عربستان سعودی تنها تابع رفتار قدرتهای بزرگ یا روند جنگهای منطقهای نیست، بلکه منافع و الزامات امنیتی خود و منطقه را نیز در نظر میگیرد.
هدف عربستان سعودی در بحران یمن، بازگرداندن مشروعیت به این کشور و هموار کردن مسیر بازگشت ثبات و ازسرگیری روند توسعه است؛ مسیری سیاسی که با حمایت منطقهای و بینالمللی، به احیای یمن یکپارچه و بازگشت آن به ثبات منجر شود. ریاض در این چارچوب میخواهد یمن از چرخه جنگ و بحران فاصله بگیرد، به تهدیدی مستقیم علیه امنیت و عمق راهبردی عربستان سعودی بدل نشود و از مداخلات خارجی، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، در امان بماند. در نهایت، هدف آن است که یمن دیگر به پایگاهی برای فعالیت گروههای شبهنظامی نیابتی تحتحمایت جمهوری اسلامی ایران یا دیگر کشورها تبدیل نشود.
برگرفته از الریاض

