خداحافظی با میز و نیمکت مدرسه؛ خانواده‌ها به آموزش کودکان در خانه روی آورده‌اند

کارشناس آموزش: «برخی خانواده‌ها از محتوای آموزشی یا فضای حاکم بر مدارس رضایت ندارند و به همین دلیل آن‌ها را از محیط مدرسه خارج می‌کنند»

آموزش کودک در خانه-عصرایران

مادری می‌گوید به دلیل وجود شرایط امنیتی و جنگ ترجیح می‌دهد، فرزندش را به مدرسه نفرستد و خودش با او در خانه کار کند. دیگری می‌گوید حتی اگر شرایط جنگی و امنیتی هم نبود، فرزندش را به مدرسه نمی‌فرستاد تا تحت تاثیر آموزش‌های ایدئولوژیک مدارس قرار بگیرد. مادر دیگری نیز با انتشار پیامی در اینستاگرام از تجربه موفقیت‌آمیز آموزش ریاضی و ادبیات به فرزندش در خانه سخن گفته و افزوده است که این روش در فرایند رشد کودکش تاثیر بسیار زیادی داشته است.

این شیوه که با عنوان «مدرسه خانگی» شناخته می‌شود، در کشورهای مختلف دنیا رایج است اما در ایران شکل واحدی ندارد. به‌ این ترتیب که برخی والدین خود مسئولیت آموزش فرزندشان را برعهده گرفته‌اند و برخی از معلم خصوصی یا کلاس‌های کوچک و گروهی کمک می‌گیرند.

دلایل انتخاب این مسیر نیز متفاوت است؛ برای برخی خانواده‌ها، مخالفت با محتوای ایدئولوژیک کتاب‌ها و فضای مدارس انگیزه اصلی است؛ برخی از کیفیت آموزش، فشارهای روانی و محیط مدرسه ناراضی‌اند و گروهی نیز نمی‌خواهند فرزندشان زیر بار مجموعه‌ای از مقررات و اجبارهای آموزشی و تربیتی قرار گیرد. در ماه‌های اخیر، نگرانی‌های امنیتی ناشی از جنگ و احتمال حمله به مدارس نیز به این مجموعه دلایل اضافه شده است.

این نگرانی‌ها و دغدغه‌ها را می‌توان در پیام‌های مادران و پدران در شبکه‌های اجتماعی ردیابی کرد؛ مانند مادری که در پیامی نوشته است، حتی پیش از آغاز جنگ تصمیم گرفته بود فرزندش را به مدرسه نفرستد. با این حال، خودداری موقت از فرستادن کودک به مدرسه را نمی‌توان با آغاز آموزش در خانه مساوی دانست، در واقع تفاوت روش‌های آموزشی از آنجا آغاز می‌شود که خانواده تصمیم می‌گیرد، مدرسه را به خانه منتقل کند. شواهد و نشانه‌های موجود حاکی از رشد این شیوه آموزشی در ایران طی سال‌های اخیر است. این تصمیم عملا در نارضایتی خانواده‌ها در شیوه‌های آموزشی و تربیتی مدارس ریشه دارد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

مثلا مادر یک دانش‌آموز پایه پنجم ابتدایی درباره اینکه چرا تحصیل در خانه فرزندش را انتخاب کرده است، در اینستاگرام نوشت که پس از چند سال تجربه آموزش در مدارس به این نتیجه رسید که مدرسه پاسخگوی نیازهای آموزشی فرزندش نیست.

مادری که پسرش را تا پایان پایه ششم در خانه آموزش داده، نوشته است که خواندن و نوشتن را با کتاب داستان به پسرش آموخته و در دیگر زمینه‌ها نیز به جای دنبال‌کردن برنامه رسمی مدرسه، آموزش را متناسب با علایق و نیازهای کودک پیش برده است.

اما این سازوکار در عمل موانعی را هم پیش پای خانواده‌ها می‌گذارد از جمله اینکه کودکانی که در خانه تحصیل کرده‌اند، امکان دریافت مدرک تحصیلی را ندارند. از شواهد موجود چنین برمی‌آید که در توافق با برخی مدارس این مانع هم از پیش پای والدین برداشته شده است. بر اساس گزارش همشهری، برخی خانواده‌ها برای دریافت مدرک رسمی، فرزندشان را در مدرسه ثبت‌نام می‌کنند، آموزش را در خانه یا با معلم خصوصی پیش می‌برند و در پایان سال تنها برای شرکت در امتحانات به مدرسه مراجعه می‌کنند وقتی هم با این پرسش روبه‌رو می‌شوند که چرا دانش‌آموز به مدرسه نیامده است، دلایلی مانند مسافرت خارج از کشور و بیماری را مطرح می‌کنند.

فرار از آموزش ایدئولوژیک

افزایش گرایش خانواده‌ها به تحصیل کودکان در خانه را از هشدارها و تهدیدهای مقام‌های آموزش‌وپرورش می‌توان ردیابی کرد. از جمله موسی‌الرضا کفاش، معاون دبیرکل شورای عالی وزارت آموزش‌وپرورش که بر غیرقانونی بودن فعالیت مدارس خانگی تاکید کرده است. همچنین محمدباقر امیری، مدیر روابط عمومی شورای عالی آموزش‌وپرورش، درباره مجوز فعالیت مدارس خانگی به ایسنا گفته است: «هرگونه فعالیت آموزشی و پرورشی از سوی اشخاص حقیقی و حقوقی، از جمله موسسه‌ها، مراکز، نهادها و هوم‌اسکول‌ها، که به ثبت‌نام نکردن یا حضور نداشتن دانش‌آموز در مدرسه منجر شود، ممنوع است.»

رضوان حکیم‌زاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش نیز در واکنش به رواج پدیده آموزش در خانه مدعی شده که افزایش مراکز آموزش در خانه «ناشی از ناآگاهی خانواده‌ها از قوانین آموزشی است».

در نقطه مقابل این ممنوعیت‌ها و هشدارها نیز خانواده‌هایی قرار دارند که نمی‌خواهند فرزندانشان را به آموزش‌های ایدئولوژیک مدارس بسپارند.

روزنامه پیام ما اواخر تیرماه امسال در گزارشی با تیتر «فرار از آموزش رسمی؛ هوم‌اسکول» به نقل از موافقان این شیوه نوشت که کودکان در مدرسه خانگی، در کنار آموزش‌های پایه، فرصت بیشتری برای یادگیری مهارت‌های اجتماعی و عملی دارند.

در این گزارش، مادر یک دانش‌آموز که خود دانشجوی دکترای تحول آموزش دیجیتال و هوش مصنوعی و مدیر یک مدرسه خانگی است و فرزندش از پایه اول تا ششم به شیوه هوم‌اسکول تحصیل کرده، شش دلیل اصلی انتخاب این روش را برمی‌شمارد: تفکیک جنسیتی در مدارس، تضعیف روحیه پرسشگری، آمیختگی محتوای درسی با ایدئولوژی، تعطیلی‌های مکرر، شیوه ارزیابی دانش‌آموزان و متناسب نبودن محتوای آموزشی با نیازهای روز.

او درباره تفکیک جنسیتی می‌گوید جداسازی دختران و پسران تا پایان دوران مدرسه، فرصت شناخت متقابل و شکل‌گیری مهارت‌های ارتباطی سالم را از کودکان می‌گیرد. به اعتقاد او، نظام آموزشی همچنین به جای تشویق کودکان به کشف و پرسش، آنان را به حفظ پاسخ‌های از پیش تعیین‌شده سوق می‌دهد؛ در حالی که در مدرسه خانگی می‌توان مفاهیم درسی را از طریق تجربه و موقعیت‌های واقعی آموزش داد.

این مادر یکی دیگر از مشکلات مدارس را تلفیق آموزش با ایدئولوژی می‌داند و می‌گوید: «آموزش مفاهیمی مانند ریاضی، علوم و فارسی باید مستقل از آموزش‌های اعتقادی باشد.» او تاکید می‌کند که حتی در مدرسه خانگی تحت مدیریت او عربی و قرآن آموزش داده می‌شود، اما معتقد است مباحث دینی باید از درس‌های دیگر تفکیک شوند.

تعطیلی‌های مکرر مدارس و شیوه ارزشیابی نیز از دیگر دلایل اوست. به گفته این مادر، در مدارس رسمی همچنان میزان انطباق پاسخ دانش‌آموز با متن کتاب اهمیت زیادی دارد، در حالی که ارزیابی باید بر میزان پیشرفت هر کودک نسبت به گذشته خودش استوار باشد. او در نهایت معتقد است محتوای مدارس رسمی با نیازهای روز تناسب ندارد و مدرسه خانگی امکان می‌دهد در کنار سواد پایه، مهارت‌های فکری، اجتماعی و عملی بیشتری به کودکان آموزش داده شود.

در همین گزارش به نقل از مادری که پسرش در مدرسه خانگی آموزش دیده، آمده است که او به سبک شاهنامه شعر می‌سراید، داستان می‌نویسد و ریاضی و فارسی را در سطح بالایی آموخته است.

در گزارش دیگری، وب‌سایت خبرآنلاین به دلایل افزایش گرایش خانواده‌ها به مدرسه خانگی پرداخته و به نقل از محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس آموزش نوشته است: «برخی خانواده‌ها از محتوای آموزشی یا فضای حاکم بر مدارس رضایت ندارند و معتقدند فرزندانشان تحت آموزش‌های ایدئولوژیک قرار می‌گیرند. این گروه ترجیح می‌دهند کنترل بیشتری بر فرایند تربیتی و آموزشی فرزندان خود داشته باشند و به همین دلیل آن‌ها را از محیط مدرسه خارج می‌کنند.»

در همین گزارش به نقل از مهرداد ناظری، جامعه‌شناس آمده است: «بخشی از والدین معتقدند آنچه در مدرسه آموزش داده می‌شود با باورها و سبک زندگی آن‌ها سازگار نیست و نمی‌خواهند فرزندانشان تحت تاثیر برخی آموزه‌های ایدئولوژیک قرار بگیرند. به همین دلیل به این نتیجه می‌رسند که آموزش را به خانه منتقل کنند و با استفاده از امکاناتی مانند معلمان خصوصی، آموزش‌های آنلاین و سایر منابع آموزشی، نیازهای فرزندان خود را تامین کنند.»

بازار پر رونق مدارس خانگی

هم‌زمان با افزایش بحث درباره این شیوه، شبکه‌ای از صفحات، گروه‌ها و فعالان آموزشی نیز پیرامون مدرسه خانگی شکل گرفته است. مثلا صفحه‌ای در اینستاگرام با بیش از ۱۰ هزار دنبال‌کننده خود را مجموعه‌ای برای «برنامه‌ریزی و اجرای یادگیری‌های خانگی در همه ایران» معرفی می‌کند.

مونا آقابابایی، فعال حوزه آموزش کودک در اینستاگرام نیز مجموعه‌ای از مطالب خود در شبکه‌های اجتماعی را به «مدرسه در خانه» اختصاص داده است. او تاکید می‌کند آنچه در تعریف اصلی مدرسه خانگی قرار می‌گیرد، آموزش کودک در خانه از سوی والدین است و مراکزی که تعدادی کودک را گرد هم می‌آورند و با استفاده از معلم یا تسهیل‌گر به آنان آموزش می‌دهند، بیشتر به «مایکرو اسکول» یا مدارس کوچک و جایگزین شباهت دارند.

این تمایز در ایران اهمیت بیشتری پیدا کرده است، زیرا در کنار خانواده‌هایی که شخصا آموزش فرزندشان را برعهده گرفته‌اند، مجموعه‌هایی نیز با عنوان مدرسه خانگی وارد بازار آموزش شده‌اند. برخی خدمات مشاوره و برنامه‌ریزی ارائه می‌کنند، برخی معلم و کلاس‌های کوچک در اختیار خانواده‌ها می‌گذارند و حتی آگهی‌هایی برای استخدام معلم مدرسه خانگی منتشر شده است.

با وجود افزایش نشانه‌های توجه به آموزش در خانه، هنوز آمار رسمی و قابل اتکایی درباره تعداد کودکانی که در ایران به این شیوه تحصیل می‌کنند وجود ندارد. مشخص نیست چه تعداد از کودکان اساسا در مدرسه ثبت‌نام نمی‌شوند، چه تعداد تنها روی کاغذ دانش‌آموز یک مدرسه‌اند و آموزش واقعی خود را در خانه دریافت می‌کنند و چه تعداد نیز پس از مدتی آموزش خانگی دوباره به نظام رسمی بازمی‌گردند.

با این حال، گسترش بحث مدرسه خانگی در شبکه‌های اجتماعی، شکل‌گیری صفحات و گروه‌های تخصصی، فعالیت مراکز ارائه‌دهنده خدمات آموزش در خانه و انتشار روایت خانواده‌هایی که عملا مدرسه را از زندگی آموزشی فرزندانشان کنار گذاشته‌اند، نشان می‌دهد پدیده‌ای که تا چند سال پیش در ایران کمتر درباره آن سخن گفته می‌شد، اکنون آشکارتر از گذشته وارد بحث خانواده‌ها درباره آموزش کودکان شده و حتی بازاری نیز پیرامون آن شکل گرفته است. به‌طوری‌که مجموعه‌هایی با عناوینی مانند مدرسه خانگی، مدرسه جایگزین، مدرسه کوچک و آموزش شخصی‌سازی‌شده فعالیت می‌کنند، برخی تنها خدمات مشاوره و برنامه‌ریزی می‌فروشند و برخی دیگر عملا جای مدرسه را برای کودکان گرفته‌اند. واکنش‌های متعدد مقام‌های وزارت آموزش‌وپرورش به «غیرقانونی» بودن فعالیت مدارس خانگی نیز در گسترش همین بازار ریشه دارد.

احمد محمودزاده، رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی، در مرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد مراکزی که با عنوان هوم‌اسکول فعالیت می‌کنند، مجوز قانونی ندارند. بر اساس آمار اعلام‌شده از سوی مسئولان آموزش‌وپرورش، از ابتدای سال ۷۳ پرونده «تخلف مراکز آموزشی» بررسی شده و در شهریور نیز از شناسایی ۲۳ «مرکز آموزشی غیرمجاز» خبر داده شد.

یکی از این موارد مجموعه‌ای با نام «فردیت» بود که با عنوان مدرسه خانگی فعالیت می‌کرد و در پی ورود آموزش‌وپرورش تعطیل شد. مسئولان همچنین درباره مراکزی هشدار داده‌اند که علاوه بر آموزش خارج از مدرسه، به خانواده‌ها وعده کارنامه یا امکان دریافت مدرک رسمی می‌دهند.

با این حال، آموزش‌وپرورش ممکن است بتواند با تعطیل کردن و برخوردهای قهری مانع ادامه فعالیت مدارس جایگزین و خانگی شود اما نمی‌تواند کنترلی بر خانواده‌هایی داشته باشد که موسسه‌ای راه‌اندازی نکرده‌اند، جذب بازار جدید نشده‌اند و صرفا تصمیم گرفته‌اند فرزند خود را در خانه آموزش دهند و او را از شیوه‌های تربیتی و آموزشی مورد تایید حاکمیت دور نگه‌دارند.