در ادامه برخورد جمهوری اسلامی ایران با مراکز آموزشی و فرهنگی وابسته به کشورهای اروپایی، ماموران امنیتی و قضایی مرکز آموزش زبان فرانسه در تهران را پلمب کردند. حکومت ایران مدعی است این مرکز وابسته به سفارت فرانسه، تحت پوشش آموزش زبان، برای «شبکهسازی، شناسایی افراد و تسهیل خروج نخبگان» فعالیت میکرد.
مرکز آموزش زبان فرانسه که با نام اختصاری «سهالاف» (CLF) شناخته میشود، سالها در تهران فعالیت داشت و هر سال هزاران زبانآموز از دورههای آن استفاده میکردند. خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، روز یکشنبه ۲۹ شهریور اعلام کرد این مرکز به دستور دادستان تهران تعطیل شده است.
در گزارش تسنیم آمده که مرکز آموزش زبان فرانسه با وجود دریافت اخطارهای متعدد، برای دریافت مجوز اقدام نکرده و از آموزش زبان بهعنوان پوششی برای اجرای «پروژههای ضدفرهنگ ایرانی-اسلامی و خلاف امنیت ملی» استفاده کرده است.
گزارشهای رسیده از تهران حاکی از آن است که نیروهای لباسشخصی به ساختمان این مرکز در خیابان ابیورد یورش بردند و پس از برخورد با کارکنان و مدرسان، کلاسها را تعطیل کردند. قوه قضاییه تاکنون هیچ مدرکی برای اثبات ادعاهای امنیتی مطرحشده علیه این مرکز منتشر نکرده است.
وزارت خارجه فرانسه اقدام جمهوری اسلامی ایران را «توجیهناپذیر و غیرقابلقبول» توصیف و اعلام کرد که سفیر جمهوری اسلامی ایران را احضار و تدابیر متناسبی اتخاذ خواهد کرد. این وزارتخانه هشدار داد که تعطیلی مرکز آموزش زبان هزاران ایرانی را که هر سال از کلاسهای آن استفاده میکردند، از خدمات آموزشی محروم خواهد کرد.
پلمب این مرکز پس از چند هفته افزایش تنش میان تهران و پاریس، انجام شد. تنشها از تیرماه و پس از بازداشت و بازجویی دو دیپلمات فرانسوی در تهران شدت گرفت. این دو دیپلمات برای دیدار با الهه نقیلو و آریا کسایی، دو طراح ایرانی همکار پروژه فرهنگی «ویلا زادیگ»، رفته بودند که نیروهای امنیتی به محل جلسه یورش بردند.
بر اساس گزارش روزنامه لوموند، ماموران دو دیپلمات فرانسوی را حدود پنج ساعت بازجویی و اطلاعات تلفن همراه آنان را استخراج کردند و یکی از آنها را نیز کتک زدند. فرانسه این اقدام را نقض آشکار مصونیت دیپلماتیک دانست و در واکنش، دو دیپلمات جمهوری اسلامی ایران را از فرانسه اخراج کرد.
اختلافها در روزهای اخیر و پس از پیام ژاننوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، به مناسبت چهارمین سالگرد کشته شدن مهسا امینی بار دیگر تشدید شد. مقامهای جمهوری اسلامی ایران اظهارات بارو درباره سرکوب زنان و معترضان ایرانی را «مداخلهجویانه» خواندند و فرانسه را به حمایت از مخالفان حکومت متهم کردند.
تعطیلی مرکز آموزش زبان فرانسه یادآور برخورد مشابه جمهوری اسلامی ایران با موسسه آموزش زبان آلمانی گوته در تهران است. نیروهای امنیتی در مرداد ۱۴۰۳ دو شعبه این مرکز وابسته به موسسه گوته آلمان را در خیابانهای دیباجی و قلهک تهران، پلمب کردند.
قوه قضاییه در آن زمان نیز موسسه گوته را به «فعالیتهای غیرقانونی و تخلفات گسترده مالی» متهم کرد، اما زمانبندی این اقدام نشان میداد که پلمب مرکز آموزش زبان آلمانی واکنشی تلافیجویانه به تعطیلی مرکز اسلامی هامبورگ در آلمان بود. دولت آلمان آن مرکز را به تبلیغ اسلامگرایی افراطی و فعالیت به نمایندگی از علی خامنهای متهم کرده بود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
پس از تعطیلی موسسه گوته، سفیر جمهوری اسلامی ایران در برلین احضار و دولت آلمان خواستار بازگشایی فوری این موسسه شد؛ تلاشی که نتیجهبخش نبود و دهها هزار زبانآموز ایرانی که برای ادامه تحصیل، اشتغال یا پیوستن به خانوادههایشان به مدرک معتبر زبان آلمانی نیاز دارند، با اختلال در برنامههایشان مواجه شدند.
در سالهای اخیر، فعالیت برخی مدارس و مراکز آموزشی وابسته به سفارتخانههای خارجی نیز محدود یا متوقف شده است. جنگ، اخراج دیپلماتها، کاهش شمار کارکنان سفارتخانهها، تعلیق آزمونهای بینالمللی و دشوارتر شدن صدور ویزا، دسترسی ایرانیان به خدمات آموزشی و کنسولی را بیش از گذشته محدود کرده است.
روایت رسمی حکومت از پلمب مرکز آموزش زبان فرانسه نکته مهمتری را نیز آشکار میکند. قوه قضاییه «تسهیل خروج نخبگان» را در کنار شبکهسازی و اقدام علیه امنیت ملی قرار داده است. در نتیجه، موسسهای که زبانآموزان را برای تحصیل یا اشتغال در فرانسه آماده میکند، میتواند به همکاری در فرار نخبگان متهم شود.
در ادبیات امنیتی جمهوری اسلامی ایران، هر نوع ارتباط مستقل مردم با سفارتخانهها، مراکز فرهنگی، دانشگاهها و سازمانهای اروپایی میتواند مصداق «نفوذ» تلقی شود. آموزش زبان خارجی، برگزاری نمایشگاه هنری، تبادل دانشگاهی یا حتی جلسه کاری چند هنرمند با دیپلماتهای خارجی نیز ممکن است به تشکیل پرونده امنیتی منتهی شود.
اکنون به نظر میرسد این حساسیت پس از اعتراضهای ملی دیماه و گسترش نارضایتی جوانان افزایش یافته است. منتقدان بر این باورند که حکومت از آن بیم دارد که مراکز فرهنگی خارجی علاوه بر ایجاد ارتباط میان مردم و نهادهای بینالمللی، فضایی خارج از کنترل دستگاههای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران فراهم کنند.

