برنامه ۶۰ دقیقه سیبیاس برای نخستین بار با سرهنگ نیروی هوایی آمریکا گفتگو کرد که پس از آنکه جنگندهاش در ۱۳ فروردین بر فراز منطقهای کوهستانی و بیابانی در ایران سرنگون شد و از همخدمتی خود، خلبان اف-۱۵ئی، جدا افتاد، به کمک نیاز داشت.
این خلبان آمریکایی در حالی با سرعتی حدود ۱۱۳ تا ۱۶۱ کیلومتر بر ساعت به سمت زمین سقوط آزاد میکرد که موشک دوشپرتاب ایرانی به چتر نجات او آسیب زده بود. او افسر سامانههای تسلیحاتی و نفر دوم یک خدمه دو نفره با نام عملیاتی «دود ۴۴» بود. خلبان «آلفا» و او «براوو» نامیده میشدند.
براوو در نخستین روایت عمومی خود از این حادثه در حالی که با سیبیاس صحبت میکرد گفت: «یک لحظه که به بالا نگاه کردم و دیدم چتری وجود ندارد، ترسناکترین لحظهای بود که در تمام عمرم تجربه کردهام. همانجا مکث کردم و دعا کردم: «خداوندا، اراده تو انجام شود. اما اگر قرار است از این ماجرا جان سالم به در ببرم، به کمک نیاز دارم.»
کمک دو روز بعد رسید. براوو که در اثر برخورد شدید با زمین از ناحیه کمر، یک دست و یک شانه دچار شکستگی شده بود، دو روز در پشت خطوط دشمن پنهان شد و زنده ماند تا سرانجام نجات یافت. او این حادثه را «معجزهای در دنیای مدرن» توصیف میکند.
براوو که به دلیل تهدیدهای امنیتی تنها با نام عملیاتی خود معرفی شده است، گفت: «من معتقدم این حادثه گواهی بر لطف خداوند در زندگی من است؛ اینکه مرا از آن لحظه عبور داد، به شکلی که اگرچه مانع آسیبدیدگی نشد، اما از صدمات فاجعهباری که میتوانست توانایی من برای زنده ماندن را از بین ببرد، جلوگیری کرد.»
ماموریت «دود ۴۴» در ایران و آنچه رخ داد
به گفته دریاسالار برد کوپر، فرمانده آمریکایی سنتکام که نیروهای آمریکا در خاورمیانه را هدایت میکند، ارتش آمریکا تاکنون حدود ۱۳ هزار ماموریت در جنگ با ایران انجام داده است.
ماموریت «دود ۴۴» در شب دوم آوریل در نزدیکی منطقهای کوهستانی در جنوب شهر اصفهان و در نزدیکی محلی انجام شد که ایران بخش قابل توجهی از مواد هستهای با غنای بالا را در آن نگهداری میکرد. کوپر گفت ماموریت آن شب، حمله به تاسیسات صنعتی مرتبط با برنامه پهپادی و موشکی ایران بود.
کوپر گفت: «ما برتری هوایی داشتیم، اما مشخص بود که بر فراز کانزاس پرواز نمیکردیم.»
جنگنده اف-۱۵ئی دو سرنشینه که حدود ۳۰ میلیون دلار ارزش دارد و دههها یکی از جنگندههای اصلی عملیات هوایی آمریکا بوده است، با موشکی دوشپرتاب سرنگون شد؛ موشکی که قیمت آن میتواند حدود ۱۰۰ هزار دلار باشد.
براوو گفت: «آن روز برای ما هم مثل یک روز دیگر در جنگ بود، تا لحظهای که با یک سلاح ایرانی هدف قرار گرفتیم.»
چگونه آلفا و براوو زنده ماندند؟
پس از اصابت موشک، براوو این لحظه را مانند «برخورد با یک قطار باری» توصیف کرد. او گفت که خودش و آلفا هر کاری از دستشان برمیآمد برای نجات جنگنده انجام دادند، اما خیلی زود مشخص شد که هواپیما قابل نجات نیست و هر دو اجکت کردند.
آلفا بدون مشکل از هواپیما خارج شد و پیش از براوو نجات یافت و اکنون بار دیگر برای نیروی هوایی آمریکا پرواز میکند. او به دلیل ملاحظات امنیتی درخواست برنامه «۶۰ دقیقه» برای انجام مصاحبه را نپذیرفت.
آلفا در بیانیهای که در اختیار «۶۰ دقیقه» گذاشت، از نجات خود و براوو قدردانی کرد و گفت: «هنوز هم تحت تاثیر حرفهایگری و توانمندی تاکتیکی متخصصان جستوجو و نجات رزمی و نیروهای مشترکی هستم که عملیات نجات من و براوو، از نیروهای حاضر در منطقه تا افرادی که پشت صحنه فعالیت میکردند، را اجرا کردند.»
«۶۰ دقیقه» دریافت که براوو پس از آنکه برای کنترل چتر نجات آسیبدیده خود با مشکل مواجه شد، با شدت روی زمین فرود آمد و حدود هشت کیلومتر دورتر از آلفا به زمین رسید.
او گفت: «آسیب دیده بودم، اما همه ما آموزش دیدهایم که خودمان را با شرایط وفق دهیم و بر مشکلاتی که با آنها روبهرو میشویم غلبه کنیم. با وجود جراحات، تا جایی که میتوانستم سریع از محل فرودم دور شدم.»
هوا تاریک بود، اما براوو گفت با طلوع خورشید کمکم توانست محیط اطرافش را تشخیص دهد؛ چیزی شبیه حضور در یک شکار صبح زود.
براوو گفت: «در قلب ایران، جایی که ما بودیم، درههای مرتفع بیابانی وجود دارد، اما صخرههای بلند و ناهموار شگفتانگیزی هم هست. بنابراین خودم را در یکی از این درهها دیدم که از دو طرف با صخره احاطه شده بود.»
او متوجه شد امنترین راه، حرکت به سمت ارتفاعات است و با وجود استخوانهای شکسته، از دامنه بالا رفت و خود را به خطالرأسی در ارتفاع حدود ۲۱۰۰ متری رساند.
براوو گفت: «هیچوقت نگذار کمبود انگیزه باعث شود سر از تلویزیون ایران دربیاوری.»
اطلاع آمریکا از سرنگونی خدمه
در آمریکا، پیت هگست، وزیر جنگ، نیمهشب با خبر حادثه از خواب بیدار شد. او گفت بلافاصله به سراغ اقدامات بعدی رفت و پرسید آیا خدمه زنده هستند و آیا ایران از حادثه مطلع شده است یا نه.
او گفت: «چه زنده باشند و چه نباشند، میرویم و آنها را برمیگردانیم.»
رسانههای ایران تصاویری از بقایای هواپیما منتشر کردند و ویدیوهایی نیز در فضای مجازی منتشر شد که گروههای مسلح را در حال جستوجو برای یافتن خدمه سرنگونشده نشان میداد. به گفته منابع نظامی آمریکا، نیروهای ایران تا چند صد متری براوو پیش رفتند.
ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا و خلبان جنگنده سابق، گفت: «بهوضوح نیروهای زمینی ایران قصد داشتند آن دو نفر را پیدا کنند.»
کوپر گفت نیروهای آمریکایی در جریان این «مسابقه با زمان»، تحرکات نیروهای ایرانی در منطقه را بهدقت زیر نظر داشتند.
یکی از پیچیدهترین عملیاتهای نجات در تاریخ ارتش آمریکا
شش ساعت پس از حادثه، آمریکا توانست آلفا را در یک عملیات پرخطر روزانه نجات دهد. هلیکوپترهای آمریکایی حاضر در عملیات نجات هدف تیراندازی قرار گرفتند.
هگست گفت: «از لحظه ورود تا لحظه خروج، درگیر تیراندازی بودیم. اما آلفا را برگرداندند.»
اما کار تنها نیمی از راه بود. نیروهای نجات آلفا نتوانستند براوو را پیدا کنند و منطقه را ترک کردند.
با فرا رسیدن شب نخستین روز در ایران، براوو توانست پیامی به آمریکا ارسال کند.
او گفت: «وقتی به نقطهای رسیدم که توانستم درباره تمام چیزهایی که پشت سر گذاشته بودم فکر کنم، پیام «خدا خوب است» را فرستادم؛ به نشانه قدردانی از تمام چیزهایی که خداوند مرا از آنها عبور داده بود.»
او همچنین به ارتش آمریکا اطلاع داد که زخمی شده، اما در حال حرکت است. اندکی بعد قرار بود یک تیم نجات دیگر اعزام شود، اما به گفته هگست، «شرایط جور نشد».
هگست گفت: «تصمیم بسیار سختی بود. هرگز فراموش نمیکنم که در اتاق عملیات نشسته بودم و گفتم: «خب، فکر میکنم باید ۲۴ را اجرا کنیم»؛ یعنی براوو قرار بود تقریبا ۲۴ ساعت دیگر آنجا بماند.»
براوو یک روز کامل دیگر را تقریبا بدون آب و غذا، در باد و سرمای بیابان کوهستانی مرتفع، زنده ماند.
سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، نقشی کلیدی در نجات براوو داشت. این سازمان یک عملیات فریب چندلایه را برای سردرگم کردن نیروهای ایرانی که به دنبال براوو بودند، اجرا کرد. همچنین از فناوری فوقمحرمانه برای تعیین دقیق موقعیت او استفاده کرد.
ویدیویی که تازه از حالت محرمانه خارجشده نشان میدهد بمبافکنها و پهپادهای آمریکایی به نیروهای سپاه پاسداران در نزدیکی محل اختفای براوو حمله کردند تا مسیر را برای نجات او هموار کنند. سپس زمان بازگشت نیروهای آمریکایی برای نجات براوو فرا رسید.
به گفته دریاسالار کوپر، بیش از ۹۰ نیروی نظامی آمریکایی روی زمین حضور داشتند؛ نخستین حضور نیروهای زمینی آمریکا در ایران طی ۴۶ سال گذشته. چند صد نفر نیز در هوا بودند و چند هزار نفر در پشتیبانی از عملیات نجات مشارکت داشتند.
ژنرال کین درباره موقعیت براوو بهعنوان نفر دوم جنگنده گفت: «فکر میکنم باید بدانید که برای بازگرداندن افسر سامانههای تسلیحاتی، نیروهای بیشتری هم اعزام میکردیم.»
نیروها با دو هواپیمای بزرگ جستوجو و نجات وارد منطقه شدند و در یک باند موقت در بیابان فرود آمدند. سپس هلیکوپترهای کوچک «لیتل برد» را به پرواز درآوردند که میتوانستند خود را به براوو در خطالرأس، چندین کیلومتر دورتر، برسانند.
«یکی از بزرگترین لحظات زندگی من»
براوو گفت وقتی نجاتدهندگانش را دید، «یکی از بزرگترین لحظات زندگیام» بود. او نمیخواهد جزییات دقیق گفتوگویش با آنها را فاش کند، اما گفت نخستین جملهای که هنگام رسیدن نیروهای نجات به زبان آورد این بود:
«برویم.»
اما براوو و سایر نیروهای حاضر در زمین هنوز از خطر خارج نشده بودند. چرخهای هواپیماهای نجات در شنهای باند موقت بیابانی گیر کرده بود. هواپیماها نمیتوانستند برخیزند و بیش از ۹۰ نفر از نیروهایی که دریاسالار کوپر آنها را «نخبهترین نیروهای ارتش» توصیف کرد، تا زمان رسیدن یک واحد مخفی نیروی هوایی در منطقه گرفتار بودند.
ارتش آمریکا برای جلوگیری از افتادن فناوری این هواپیماها به دست ایران، دو هواپیمای گرفتار را که هر کدام حدود ۱۰۰ میلیون دلار ارزش داشتند، و همچنین هلیکوپترهای «لیتل برد» را منهدم کرد.
براوو ۵۰ ساعت پس از سرنگونی جنگنده، در طلوع آفتاب روز یکشنبه عید پاک، سالم به محل امن منتقل شد. اندکی پس از خروج از ایران، او با همسرش در آمریکا تماس گرفت.
براوو گفت: «به او افتخار میکردم و بابت قدرتی که از خود نشان داد، سپاسگزار بودم.»
این افسر میگوید میخواهد مردم آمریکا بدانند که عملیات نجات تنها درباره اتفاقاتی که برای او افتاده نیست.
او گفت: «این داستانی درباره کار تیمی، آموزش، ایمان، تصمیمها و رهبری است؛ درباره انجام کاری که در تاریخ بهعنوان نمونهای از آنچه آمریکا برای پایبندی به وعده خود و رها نکردن هیچکس حاضر است انجام دهد، باقی خواهد ماند.»

