رژیم طالبان در پنج سال حاکمیت مجدد خود بر افغانستان، به جای حمایت از فعالیتهای مستقل فرهنگی و هنری، توان خود را بر انتشار آثاری در ستایش جنگ این گروه علیه حکومت پیشین افغانستان و متحدان غربی آن متمرکز کرده و برگزاری شبهای شعر را نیز به ابزاری برای تبلیغ رژیم و توجبه عملکرد خود بدل کرده است.
در همین مدت، نشستهای نقد شعر و کتاب، مراسم رونمایی از آثار تازه منتشرشده، نمایشگاههای کتاب، برنامههای موسیقی و گفتمانهای فرهنگی و هنری بهشدت کمرونق شدهاند.
طالبان نمایشگاههایی را برای نمایش آنچه «آثار فتح» مینامند برگزار کردهاند. بشکههای انفجاری زردرنگ، جلیقههای انتحاری و دیگر ابزار جنگ و خشونت از جمله وسایلیاند که در این نمایشگاهها به نمایش گذاشته شدهاند. این گروه حتی در موزهای در استان بلخ، مواد انفجاری و تجهیزات مرتبط با حملات انتحاری را به نمایش گذاشته است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
عملکرد طالبان نشان میدهد که روایتسازی درباره جنگ، حملات انتحاری و نیروهای انتحاری، در صورتی که در خدمت ایدئولوژی این گروه باشد از حمایت رسمی برخوردار میشود، اما فعالیتهای مستقل فرهنگی و هنری با بیاعتنایی، سانسور یا سرکوب روبهرو میشوند.
وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان و رادیو و تلویزیون ملی افغانستان، که زیر کنترل این گروه فعالیت میکند، در این مدت مشاعرههایی را برگزار یا پخش کردهاند که شرکتکنندگان آن اغلب اعضای طالبان، هواداران این گروه و شاعران نزدیک به آنها بودهاند. شعرهای خواندهشده نیز بیشتر به توصیف پیدایش طالبان و جنگ این گروه علیه حکومت پیشین افغانستان و متحدان غربی آن اختصاص داشته است. بیشتر مشاعرههای رسمی طالبان به زبان پشتو برگزار شدهاند و حضور زبانها و جریانهای ادبی دیگر در این برنامهها محدود بوده است.
در دوران نظام جمهوریت، در کابل و دیگر استانهای افغانستان برنامههای متعدد فرهنگی و هنری، از جمله نشستهای نقد شعر و کتاب، مراسم رونمایی از آثار تازه منتشرشده و نمایشگاههای نقاشی و عکاسی برگزار میشد.
اما پس از بازگشت طالبان به قدرت، بسیاری از این فعالیتها متوقف یا بهشدت محدود شد. این گروه از برپایی نمایشگاههای نقاشی و عکاسی حاوی چهره انسان یا جانداران جلوگیری میکنند. همزمان وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان با تفتیش عنوانها و محتوای کتابها تیغ سانسور را بر بازار نشر و کتابفروشیهای افغانستان حاکم کرده است.
این وزارتخانه شماری از آثار نویسندگان افغانستان و نویسندگان خارجی درباره سکولاریسم، یعنی جدایی دین از سیاست، و نیز بخشی از کتابهای فلسفی را از بازار جمعآوری کرده است. در مقابل، کتابهایی مانند «امارتشناسی طالبان» که در تقدیر و تمجید از این گروه نوشته شده مورد توجه قرار گرفتهاند. وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان از انتشار و ترویج چنین کتابهایی حمایت مادی و معنوی میکند تا روایت مورد نظر این گروه در جامعه گسترش یابد.
در دوران جمهوریت، زنان و مردان در کنار یکدیگر در بسیاری از نشستهای فرهنگی، نمایشگاهها و مراسم رونمایی کتاب شرکت میکردند، اما با بازگشت طالبان، محدودیتهای شدیدی بر زنان و دختران اعمال شد. اکنون زنان و دختران اجازه ندارند در کنار مردان در نمایشگاهها، نشستهای نقد شعر و کتاب و دیگر برنامههای فرهنگی شرکت کنند. این محدودیتها زنان را نهتنها از آموزش و کار، بلکه از بخش بزرگی از زندگی فرهنگی و هنری جامعه کنار زده است.
پس از سقوط کابل در اوت ۲۰۲۱، بخش بزرگی از جامعه فرهنگی و هنری افغانستان کشور را ترک کرد و به کشورهای همسایه، اروپا و ایالات متحده پناه برد. خروج نویسندگان، شاعران، روزنامهنگاران، هنرمندان، موسیقیدانان و دیگر چهرههای فرهنگی، همزمان با سانسور و سرکوب طالبان، فضای فرهنگی و هنری افغانستان را کمرونقتر کرد. این مهاجرت گسترده همچنین افغانستان را از بخشی از ظرفیتهای فکری و فرهنگی خود محروم کرده است.
فقر و گرسنگی در افغانستان تحت حاکمیت طالبان تشدید شده و میلیونها شهروند با دشواری تأمین نیازهای ابتدایی زندگی خود دست به گریباناند. این وضعیت باعث شده که برای بخش بزرگی از جامعه، دغدغه تأمین نان بر مطالعه، روشنگری و فعالیتهای فرهنگی و هنری اولویت یابد.
در حالی که کشورهای مختلف بر آموزش علوم مدرن و فناوری سرمایهگذاری میکنند، طالبان بخش عمده توجه خود را به گسترش مدارس دینی معطوف کردهاند. این گروه به جای تمرکز بر افزایش کیفیت آموزش و پرورش، منابع گستردهای را صرف ساخت مساجد و مدارس دینی میکند. آموزش دینی بر اساس برداشت طالبان از «شریعت اسلامی»، در سیاستهای این گروه جایگاهی به مراتب بالاتر از فعالیتهای فرهنگی، هنری و آموزش علوم مدرن دارد.
در چنین شرایطی، زنان و دختران که نیمی از جمعیت افغانستان را تشکیل میدهند، از حق آموزش، تحصیل، کار و حضور اجتماعی محروم شدهاند. تداوم این روند میلیونها شهروند افغانستان را در وعرض بیسوادی و کمسوادی ساختاری قرار میدهد و زمینه رشد فعالیتهای فرهنگی و هنری را بیش از بیش محدود میکند.
پس از گذشت پنج سال از حاکمیت مجدد طالبان، آن دسته از فعالیتهای فرهنگی بخت بهرهمندی از حمایت حکومتی را دارد که با روایت جنگی و ایدئولوژیک این گروه سازگار باشد. در مقابل، فرهنگ مستقل، حضور زنان، آزادی اندیشه و آفرینش هنری یا نادیده گرفته میشود یا زیر فشار سانسور و سرکوب از نفس میافتد.

