آلودگی نفتی به یکی از حساسترین زیستبومهای جنوب ایران رسیده است. گزارشهای منتشرشده در روز چهارشنبه ۲۱ مرداد نشان میدهد لکههای نفتی در سواحل جنوبی جزیره قشم به محدوده جنگلهای حرای روستای نقاشه که از مهمترین زیستگاههای ساحلی ایران و محل زیست و تکثیر انواع آبزیان و پرندگان است، نفوذ کردهاند.
بر اساس تازهترین گزارشها، پس از مشاهده لکههای نفتی، یوسف اپرا، رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری جزیره قشم، از بخشهای آلوده بازدید کرد و بررسی میزان پراکندگی نفت و عملیات پاکسازی در دستور کار قرار گرفت. مقامهای محلی هنوز منشأ دقیق آلودگی اخیر را اعلام نکرده و گفتهاند نتیجه بررسی دستگاههای مرتبط بعدا منتشر خواهد شد.
با این حال، رسیدن نفت به جنگلهای حرا در شرایطی رخ میدهد که تنگه هرمز، خلیج فارس و دریای عمان طی ماههای اخیر بارها صحنه حمله به نفتکشها و کشتیهای تجاری بودهاند.
پژوهشگران دانشگاه فلوریدای جنوبی نیز با بررسی تصاویر ماهوارهای ناسا اعلام کردند که میزان نشت و آلودگی نفتی در خلیج فارس از آغاز جنگ سال ۲۰۲۶ بهشدت افزایش یافته است. آنان با مقایسه تصاویر فوریه و مارس ۲۰۲۶ با دوره مشابه سال قبل از آن، افزایش قابلتوجه تعداد و وسعت لکههای نفتی و میزان قرار گرفتن زیستبومهای در معرض این آلودگی منطقه را ثبت کردند. بخشی از این آلودگی نیز با سرگردانی و توقف نفتکشها در پی درگیری نظامی و محدود شدن عبور از تنگه هرمز مرتبط بودند.
البته تهدید جنگلهای حرا مسئلهای تازه نیست. در ماههای گذشته هم نشت نفت از شناورهای آسیبدیده در جنگ به نزدیکی مناطق حفاظتشده حرا رسیده بود. در یکی از موارد، نفت سنگین نشتکرده از شناور «شهید باقری» پس از هدف قرار گرفتن در حمله آمریکا، به سمت ذخیرهگاه زیستکره حرا حرکت کرد و کارشناسان درباره آسیب به پرندگان مهاجر، لاکپشتها، آبزیان و معیشت جوامع ساحلی هشدار دادند.
با پایان مراحل اصلی جنگ نیز خطر از میان نرفت. ادامه سیاست نظامی جمهوری اسلامی ایران در تنگه هرمز و حملات پراکنده سپاه پاسداران به شناورها، در کنار عملیات آمریکا در چارچوب حصر بندرهای جنوب ایران، این منطقه را همچنان در معرض یک بحران زیستمحیطی مستمر قرار داده است. تنها چند روز پیش، امارات متحده عربی، حکومت ایران را متهم کرد که یک کشتی مرتبط با شرکت نفتی ادنوک را هنگام عبور از تنگه هرمز با موشک هدف قرار داده است. ادنوک نیز اعلام کرد که کشتیهایش از آغاز درگیریها دستکم ۱۵ بار هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتهاند.
پیامد چنین وضعیتی تنها به غرق شدن یا آسیب دیدن چند کشتی محدود نمیشود. هر نفتکش یا شناور حامل سوخت که در آبهای کمعمق و بسته تنگه هرمز و خلیج فارس آسیب ببیند، میتواند هزاران بشکه مواد نفتی را وارد محیطی کند که پیش از جنگ نیز تحت فشار گرمای شدید، توسعه صنایع نفت و گاز، ساختوساز ساحلی و آلودگی صنعتی قرار داشت. جنگلهای حرا، آبسنگهای مرجانی، محل تخمریزی آبزیان، لاکپشتهای دریایی و پرندگان مهاجر از نخستین قربانیان چنین آلودگیهاییاند.
بحران تازه قشم در عین حال ادامه زنجیرهای طولانی از فجایع محیطزیستی در ایران تحت حکمرانی جمهوری اسلامی است. طی دهههای گذشته، سیاستهای سدسازی گسترده، انتقال آب، برداشت بیرویه از منابع زیرزمینی، گسترش کشاورزی بدون توجه به ظرفیت آبی مناطق و توسعه صنایع آببر، بخش بزرگی از منابع طبیعی ایران را با بحران مواجه کرد.
دریاچه ارومیه یکی از آشکارترین نمونهها است. سازمان ملل متحد اعلام کرده این دریاچه بین سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۶ حدود ۷۰ درصد مساحتش را از دست داده است. برداشت گسترده آب برای کشاورزی و تغییرات انسانی در حوضه آبریز، در کنار خشکسالی و تغییرات اقلیمی، از عوامل اصلی این روند شناخته شدهاند. خشک شدن دهها دریاچه و تالاب دیگر ایران نیز خود به گسترش کانونهای گردوغبار و تهدید سلامت و معیشت میلیونها نفر منجر شده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
وضعیت دریای مازندران در شمال ایران نیز یکی دیگر از نشانههای تشدید بحران محیطزیست در ایران است. محمدرضا کنعانی، مدیرکل حفاظت محیطزیست استان مازندران، میگوید تراز آب دریای مازندران اکنون سالانه ۱۰ تا ۲۰ سانتیمتر کاهش مییابد و این پهنه آبی به پایینترین تراز خود در دو قرن اخیر رسیده است. روندی که افزایش دمای آب و تبخیر، آن را تشدید و تالابها، زیرساختهای ساحلی و معیشت ساکنان منطقه را تهدید میکند.
همزمان، تلاش دولت مسعود پزشکیان برای پیشبرد کنوانسیون رژیم حقوقی دریای مازندران نیز با اعتراضها فراوان مردم ایران مواجه شده است. حتی حسینعلی حاجیدلیگانی، نایبرئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی، هشدار داده که در شرایطی که هنوز سهم ایران از بستر، زیربستر و سطح دریای خزر مشخص نشده و برخی تعهدات کشورهای ساحلی نیز اجرا نشده است، تصویب این کنوانسیون میتواند منافع ایران را بیشازپیش به خطر بیندازد.
هورالعظیم و تالابهای دیگر خوزستان، زایندهرود، گاوخونی و بسیاری از رودخانهها و منابع آب زیرزمینی ایران هم در سالهای گذشته با پیامدهای سیاستهای مشابه مواجه شدهاند. در کنار خشک شدن تالابها، فرونشست زمین در بسیاری از دشتها، تخریب جنگلهای هیرکانی و زاگرس، آتشسوزیهای گسترده و گسترش بیابانزایی تصویری از بحرانی ارائه میدهد که دیگر نمیتوان آن را صرفا نتیجه تغییرات اقلیمی یا خشکسالی دانست.
در چنین شرایطی، جنگ و نظامیسازی تنگه هرمز و خلیج فارس لایه تازهای از تخریب را به بحران محیطزیست ایران اضافه کرده است. منتقدان میگویند هزینه سیاست جنگطلبانه حکومت ایران تنها در بودجه نظامی، تخریب زیرساختها یا کاهش تجارت و درآمدهای کشور خلاصه نمیشود و بخشی از این هزینه اکنون به شکل نفتی ظاهر شده است که به سواحل ایران و ریشههای درختان حرا میرسد.
جنگلهایی تاریخی که شکلگیری و بازسازی طبیعی آنها صدها و هزاران سال زمان میبرد، ممکن است در مدت کوتاهی با ورود نفت و مواد شیمیایی آسیب ببینند و پیامد این آلودگی از زنجیره غذایی آبزیان تا صیادی و زندگی ساکنان مناطق ساحلی ادامه یابد. به این ترتیب، پس از دههها سوءمدیریت منابع آب، تخریب تالابها و فرسایش منابع طبیعی، ادامه تنش نظامی در خلیج فارس و تنگه هرمز نیز به تهدیدی تازه برای محیطزیست ایران تبدیل شده است. تهدیدی که هزینه نهایی آن، مانند بسیاری از سیاستهای چهار دهه گذشته حکومت، بر دوش ایران و مردم آن قرار میگیرد.

