شش نام تازه از قربانیان اعتراضات ملی ایرانیان؛ روایت‌هایی از گلوله، بازداشت و پنهان‌کاری

«سیامک هنرکار در نزدیکی کلانتری ۱۲۶ تهرانپارس برای جلوگیری از شناسایی معترضان، کابل برق و دوربین‌های نظارتی کلانتری را قطع کرده بود»

در حالی که از اعتراضات ملی دی‌ماه ۱۴۰۴ و سرکوب خونین معترضان پنج ماه می‌گذرد، همچنان درباره نام و سرنوشت جان‌باختگان آن روزها اطلاعات بیشتری آشکار می‌شود. قطع نزدیک به سه ماهه اینترنت، فشارهای امنیتی، بازداشت اعضای خانواده‌ها، تهدید شاهدان و تلاش نهادهای حکومتی برای پنهان کردن ابعاد کشتار، باعث شده است که روند شناسایی و رسانه‌ای شدن اسامی قربانیان هنوز ادامه داشته باشد.

اطلاعات تازه‌ای که اخیرا به دست ایندیپندنت فارسی رسیده، حاوی نام و سرگذشت شش تن دیگر از معترضان است که در جریان انقلاب ملی دی‌ماه کشته شدند، اما نامشان تاکنون رسانه‌ای نشده بود.

یکی از این جان‌باختگان، محمد مسیح شکیب‌نیا، نوجوان ورزشکار اهل اراک است. اطرافیان او به ایندیپندنت فارسی گفتند که مسیح هنگام مجروح شدن تنها ۱۷ سال و ۱۱ ماه سن داشت. او هجدهم دی‌ماه در جریان اعتراضات هدف گلوله ماموران قرار گرفت و پس از حدود دو ماه تحمل درد و جراحات داخلی شدید، روز پانزدهم اسفند در بیمارستان قدس اراک فوت کرد. نزدیکانش می‌گویند خانواده او علاوه بر از دست دادن فرزندشان، با فشارهای امنیتی شدیدی نیز مواجه شدند.

نام دیگری که اکنون برای نخستین بار رسانه‌ای می‌شود، بهنام امیرافشاری، ۴۰ ساله و پدر دو فرزند است که به گفته نزدیکانش، عصر هجدهم دی‌ماه در خیابان امام رضای فردیس در استان البرز هدف گلوله جنگی قرار گرفت. آنچه پس از آن رخ داد، روایت تلخی از وضعیت مراکز درمانی در روزهای سرکوب است.

یکی از بستگان او به ایندیپندنت فارسی گفت که بهنام پس از اصابت گلوله به شریان اصلی پایش، میان چند بیمارستان جابه‌جا شد، اما پزشکان بسیاری از مراکز درمانی به دلیل ترس از برخوردهای امنیتی یا دستورهای غیررسمی، از جراحی کردن او خودداری کردند. تا اینکه در نهایت به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شد، اما دیگر آسیب‌ به حدی گسترده شده بود که پزشکان ناچار شدند پای راستش را از بالای ران قطع کنند.

خانواده بهنام می‌گویند گلوله‌ای که به بدنش اصابت کرد، بیش از ۳۶ ساعت در لگنش باقی ماند و او با وجود چندین عمل جراحی و ۷۱ روز بستری بودن در بیمارستان، سرانجام ۲۹ اسفند جان باخت. او دو پسر به نام‌های علی و بهنود داشت.

در میان قربانیان تازه شناسایی‌شده، نام نازی (ام‌البنین) غلامی کمساری نیز دیده می‌شود. زنی متولد بهمن ۱۳۶۳ و اهل گیلان، که بر اساس اطلاعات رسیده به ایندیپندنت فارسی، شامگاه هجدهم دی‌ماه در ملارد کرج، هنگامی که داخل خودرو بود، هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. گلوله به پیشانی نازی غلامی اصابت کرد و او شش روز در کما بود، اما در نهایت جانش را از دست داد. همسر او از رسانه‌ها خواسته است نام «همسر قهرمانش» را بازگو کنند تا روایت زندگی و مرگ او فراموش نشود.

سیامک هنرکار، جوشکار ۵۴ ساله و اهل شهسوار در مازندران، هم یکی دیگر از جان‌باختگانی است که اکنون جزئیات بیشتری از سرنوشتش آشکار شده است. بر اساس گزارش‌های رسیده، او روز هجدهم دی‌ماه در محله تهرانپارس تهران، نزدیک کلانتری ۱۲۶، برای جلوگیری از شناسایی معترضان، کابل برق و دوربین‌های نظارتی کلانتری را قطع کرده بود.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

دوستانش می‌گویند سیامک چند روز پیش از کشته شدن، در اینستاگرام نوشته بود: «با یکدیگر مهربان باشید، شاید فردایی نباشد.» او با اصابت چهار گلوله، شامل دو گلوله به پا، یک گلوله به شکم و یک گلوله به سینه کشته شد. پیکرش در محله کبودکلای زادگاهش شهسوار به خاک سپرده شد.

از مشهد نیز دو نام تازه به فهرست قربانیان اضافه شده است. بر اساس اطلاعات رسیده به ایندیپندنت فارسی، سارا سعیدی، زن ۳۹ ساله و مادر دو دختر، روز نوزدهم دی‌ماه در بلوار امامت مشهد هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله جنگی به سر و صورتش جان باخت.

نزدیکان او می‌گویند پس از کشته شدن سارا، برخی نهادها و رسانه‌های وابسته به حکومت تلاش کردند به دلیل ظاهر محجبه و پوشش اسلامی او، نام و تصویرش را در جهت روایت رسمی مصادره کنند. با این حال، خانواده‌اش در برابر این اقدام ایستادند و اجازه ندادند حقیقت کشته شدن او پنهان شود.

 به گفته آنان، پیکر سارا پس از سه روز و تنها پس از پرداخت مبالغی پول، پذیرش تعهد و تحمل فشارهای امنیتی به خانواده تحویل داده شد. علت مرگ او در جواز دفن به‌صورت غیرواقعی «برخورد با ماشین‌آلات کشاورزی» ثبت شده است.

دیگر قربانی مشهدی که نامش اکنون رسانه‌ای می‌شود، ناصر ضیایی‌پور، جوان ۲۳ ساله‌ای است که شامگاه نوزدهم دی‌ماه با اصابت ساچمه مجروح شد. خانواده و دوستان او به ایندیپندنت فارسی می‌گویند ناصر پس از انتقال به یک مرکز درمانی ناپدید و چهار روز بعد پیکرش در بهشت رضای مشهد شناسایی شد.

به گفته نزدیکانش، آثار تیر خلاص در پیشانی او وجود داشت و دوستانش معتقدند که پس از بازداشت، در یکی از بازداشتگاه‌های وابسته به سپاه پاسداران به قتل رسیده است. او سال‌ها پیش مادرش را از دست داده بود و پدرش هم پس از اطلاع از کشته شدن فرزندش، سکته قلبی کرد و در وضعیت جسمی و روحی نامناسبی قرار دارد. خانواده او از مردم ایران خواستند نام ناصر را زنده نگه دارند و اجازه ندهند سرنوشتش به فراموشی سپرده شود.

این افشاگری‌های جدید در حالی منتشر می‌شود که جمهوری اسلامی ایران همچنان از ارائه هرگونه آمار قابل راستی‌آزمایی درباره شمار کشته‌شدگان خودداری می‌کند. در مقابل، منابع مختلف دیگر، از جمله شاهزاده رضا پهلوی و همچنین دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، در ماه‌های گذشته شمار قربانیان سرکوب اعتراض‌های دی‌ماه را بیش از ۴۰ هزار نفر اعلام کرده‌اند.

انتشار این شش نام جدید بار دیگر نشان می‌دهد که ابعاد واقعی سرکوب اعتراض‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ هنوز به‌طور کامل آشکار نشده است. خانواده‌های بسیاری همچنان از ترس بازداشت، فشارهای امنیتی و تهدیدهای مداوم سکوت کرده‌اند و برخی دیگر هنوز از سرنوشت دقیق عزیزانشان اطلاعی ندارند. با ادامه روند افشای اسناد و شهادت‌های تازه، انتظار می‌رود در هفته‌ها و ماه‌های آینده نام‌های بیشتری از قربانیان این کشتار گسترده منتشر شود؛ کشتاری که بسیاری از فعالان حقوق بشر آن را خونین‌ترین سرکوب تاریخ معاصر ایران می‌دانند.