یک مرز، دو کشور، سه بار ورود و خروج؛ ماجرای مرز تودرتوی عمان و امارات

روستای «نحوا» قلمرویی متعلق به امارات متحده عربی است که در دل منطقه عمانی «مدحاء» قرار دارد

روستای «نحوا» متعلق به امارات متحده عربی در منطقه عمانی «مدحاء» روی نقشه‌ــ -x./hmorneg و ویکی‌پدیا

این روزها که تنگه هرمز و خلیج فارس به دلیل تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی بیش از گذشته در کانون توجه جهانی قرار دارد، مناسبات میان کشورهای حاشیه خلیج فارس، مرزهای جغرافیایی آن‌ها و سازوکارهای رفت‌وآمد و ارتباط میان این کشورها نیز بیشتر موردتوجه قرار گرفته است. در این میان، شاید برای بسیاری از ما جالب باشد، بدانیم نمونه‌ای از پیچیده‌ترین ساختارهای مرزی جهان که در جغرافیای سیاسی از آن با عنوان برون‌بوم و پادبرون‌بوم یاد می‌شود، در سواحل جنوبی خلیج فارس نیز وجود دارد.

روستای «نحوا» که روی نقشه شبیه یک تخم‌مرغ نیمرو به نظر می‌رسد، قلمرویی متعلق به امارات متحده عربی است که در دل منطقه عمانی «مدحاء» قرار دارد، در حالی که خود مدحاء نیز محصور در خاک امارات است؛ ساختاری کم‌نظیر که در جغرافیای سیاسی جهان از آن به عنوان «برون‌بوم و درون‌بوم تودرتو» یا «مرزهای تودرتو» یاد می‌شود.

دلیل شکل‌گیری چنین مرز عجیب و پیچیده‌ای به انتخاب ساکنان محلی طی دهه‌ها قبل باز می‌گردد. یعنی روزگاری که آب در این منطقه ارزشی به‌مراتب بیشتر از نفت داشت.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

ساده و خلاصه‌ وضعیت این است که یک شهروند امارات متحده عربی برای اینکه بتواند به منطقه نحوا در خاک کشورش وارد شود، باید ابتدا وارد منطقه مدحاء از خاک عمان شود و از آنجا به نحوا برود.

برای درک چگونگی شکل‌گیری این مرزهای تودرتو باید به اواخر دهه ۱۹۳۰ و اوایل دهه ۱۹۴۰ میلادی بازگشت؛ دورانی که بریتانیا به عنوان قدرت مسلط در سواحل جنوبی خلیج فارس، درصدد تعیین حدود نفوذ شیخ‌نشین‌ها و ترسیم مرزهایی برآمد که بعدها مبنای شکل‌گیری کشورهای امروزی منطقه شدند.

تعیین مرزها در آن زمان نه بر اساس نقشه‌برداری‌های دقیق و معیارهای مدرن جغرافیایی، بلکه عمدتا بر پایه پیوندهای قبیله‌ای، وفاداری‌های محلی و بیعت ساکنان با حاکمان منطقه انجام می‌شد. به همین منظور، از بزرگان و ریش‌سفیدان قبایل محلی پرسیده شد که مایل‌اند تابع کدام حاکم باشند.

در آن مقطع در شبه‌جزیره مسندم، چهار خاندان رقیب القواسم شارجه، القواسم راس‌الخیمه، الشرقی فجیره و آل‌بوسعید عمان نفوذ داشتند و بر سر منابع آب و زمین‌های کشاورزی این منطقه رقابت شدیدی شکل گرفته بود، زیرا به دلیل کوهستانی بودن، آب شیرین آن نسبت به سواحل بهتر بود.

 

 

در جریان رایزنی‌هایی که با ریش‌سفیدان مدحاء انجام شد، ساکنان این منطقه به سلطان عمان اعلام وفاداری کردند. این تصمیم به معنای آن بود که مدحاء، برخلاف مناطق پیرامونی، تحت حاکمیت عمان قرار گیرد. با این حال اهالی نحوا که در محدوده مدحاء زندگی می‌کردند، تصمیم متفاوتی گرفتند و ترجیح دادند تابع خاندان القواسم شارجه باقی بمانند. همین انتخاب متفاوت سبب شد نحوا به قلمرویی متعلق به شارجه در دل مدحاء تبدیل شود. در حالی که خود مدحاء در خاک امارات امروزی قرار داشت.

در سال‌های بعد، با مشورت قبایل منطقه و جولیان اف. واکر، نماینده بریتانیا در شیخ‌نشین‌های منطقه، حدود این مناطق مشخص شد و سرانجام مرزهای کنونی در سال ۱۹۶۹ به‌طور رسمی تثبیت شدند. نتیجه این فرایند شکل‌گیری یکی از پیچیده‌ترین ساختارهای مرزی جهان بود؛ جایی که قلمرویی از امارات در دل قلمرویی از عمان قرار گرفت و آن قلمرو عمانی نیز خود در میان خاک امارات محصور شد.

با وجود پیچیدگی کم‌نظیر این مرزها، زندگی روزمره در مدحاء و نحوا بسیار ساده‌تر از آن چیزی است که روی نقشه به نظر می‌رسد. دسترسی به نحوا از طریق جاده‌ای امکان‌پذیر است که از جنوب منطقه خورفکان (که متعلق به امارت شارجه است) وارد قلمرو مدحاء می‌شود و پس از عبور از «مدحاء جدید» طی مسیری آسفالته و کوهستانی به طول حدود پنج کیلومتر، به نحوا می‌رسد.

در ورودی نحوا، اندکی پس از نشان مرزی، یک پاسگاه پلیس امارات متحده عربی قرار دارد. با این حال، برخلاف بسیاری از مرزهای بین‌المللی جهان، در این منطقه از دیوارهای مرزی، حصارهای امنیتی یا ایستگاه‌های کنترل گذرنامه میان مدحاء و نحوا خبری نیست. ساکنان محلی و افرادی که در این محدوده رفت‌وآمد می‌کنند، معمولا بدون مواجهه با تشریفات مرزی متداول میان دو کشور، از یک منطقه به منطقه دیگر می‌روند.

این وضعیت حاصل ترکیبی از پیوندهای قبیله‌ای، جمعیت محدود منطقه و روابط نسبتا باثبات عمان و امارات متحده عربی است. جاده‌ها، شبکه‌های خدماتی و بسیاری از نیازهای روزمره ساکنان هم به شکلی درهم‌تنیده اداره می‌شود و مرز سیاسی موجود در عمل بر زندگی روزمره مردم منطقه تاثیر چندانی ندارد.

گزارش‌های سفر و روایت‌های محلی نیز نشان می‌دهد که تعاملات اقتصادی و روزمره میان ساکنان دو منطقه بسیار گسترده است. به همین دلیل، بسیاری از گردشگران هنگام عبور از این محدوده حتی متوجه نمی‌شوند که چند بار از قلمرو یک کشور وارد قلمرو کشور دیگر شده‌اند.

 

 

در واقع مدحاء و نحوا به‌رغم اینکه از پیچیده‌ترین نمونه‌های مرزهای سیاسی در جهان به شمار می‌روند، طی دهه‌های گذشته بدون تنش‌های مرزی جدی به حیات خود ادامه داده‌اند و ساکنان آن‌ها روابطی عادی و روزمره با یکدیگر دارند.

چنین ساختاری در جهان بسیار نادر است. شناخته‌شده‌ترین نمونه مشابه آن در مرز بلژیک و هلند دیده می‌شود؛ جایی که برون‌بوم‌های بلژیکی «بارله‌ــ‌هرتوخ» در قلمرو هلندی «بارله‌ــ‌ناسائو» قرار گرفته‌اند و در برخی نقاط نیز برون‌بوم‌های هلندی در دل برون‌بوم‌های بلژیکی واقع شده‌اند.

با این حال، آنچه مرزهای تودرتوی نحوا و مدحاء را متفاوت و ممتاز می‌کند، ویژگی‌های برآمده از زندگی روستایی و قبیله‌ای در این مناطق است. نزدیکی فرهنگی میان ساکنان این مناطق باعث شده است که برخلاف پیچیدگی‌های نقشه‌های سیاسی، زندگی در مدحاء و نحوا از دیگر روستاهای مرزی چندان متفاوت نباشد.