اقتصاد فاسد جمهوری اسلامی همچنان زیر فشار است و واشنگتن فرصت کوتاه و گذرایی در اختیار دارد تا این رژیم را با ابزار فشار اقتصادی به زانو درآورد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده، ارادهای ستودنی در این زمینه از خودش بروز داده و این برداشت او که آمریکا به یک توافق ضعیف با ایرانی تضعیفشده نیاز ندارد، کاملا درست است.
سختگیریهایی که در سه ماه گذشته اعمال شده، بیش از هر زمان دیگری در ۴۷ سال حکومت جمهوری اسلامی، بر این کشور فشار آورده است.
عملیات خشم اقتصادی (Operation Economic Fury) به مدت ۵۶ روز پروازهای تجاری ایران را زمینگیر کرد. محاصره دریایی آمریکا روزانه حدود ۴۵۰ میلیون دلار برای حکومت ایران هزینه دارد. زیرساخت هستهای ایران بهشدت آسیب دیده، سامانههای پدافندی آن تقریبا نابود شدهاند و برنامه موشکهای بالستیکش از تولید ماهانه ۱۰۰ موشک به صفر سقوط کرده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
تهران که روزبهروز ناامیدتر میشود و میکوشد از آتشبس بهرهبرداری کند، بهسرعت در حال بازگشایی یکی از مسیرهایی است که واشنگتن هنوز آن را مسدود نکرده: آسمان.
شرکتهای هواپیمایی ایران دوباره فعال شدهاند. ماهانایر، که حکومت از آن برای انتقال کودکسربازان به سوریه و ارسال سلاح برای حزبالله استفاده میکرد، سفرها به پکن، شانگهای، گوانگژو، بانکوک، مسکو و اسلامآباد را از سر گرفته است.
ایرانایر نیز دوباره به استانبول، مسقط، دوحه، بغداد، نجف و باکو پرواز میکند. حداقل ۱۵ مسیر بینالمللی از فرودگاه امام خمینی تهران از ۲۵ آوریل، چند روز پس از برقراری آتشبس، دوباره فعال شدهاند.
این حکومت میخواهد دنیا این وضعیت را یک «راه نجات انسانی» نشان دهد: پیوستن دوباره خانوادهها به یکدیگر، بازگشت تجارت، و بازگشت به وضعیت عادی.
اما این را باور نکنید. اینها شرکتهای هواپیمایی معمولی نیستند، بلکه ابزارهای حکومت اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامیاند. هر پروازی که برمیخیزد، یک دارایی عملیاتی برای حکومتی است که هنوز از جنگ دست نکشیده است.
ایرانایر کاملا متعلق به حکومت ایران است و تحت تحریمهایی قرار دارد که مربوط به عدم اشاعه سلاحهای کشتارجمعی و همچنین تحریمهای روسیه به دلیل کمک به انتقال پهپادهای ایران به مسکو است.
ماهانایر هم از طریق یک نهاد خیریه تحت کنترل سپاه پاسداران به نام «مولیالموحدین» اداره میشود. اسناد وزارت خزانهداری آمریکا نشان میدهد که ماهانایر خدمات حملونقل، انتقال مالی و جابهجایی نیروها را برای نیروی قدس سپاه پاسداران فراهم کرده است.
در مجموع، این شرکتها سالانه صدها میلیون دلار ارز خارجی تولید میکنند که مستقیم وارد بودجه سپاه میشود.
این پروازها دقیقا چه چیزی حمل میکنند؟ مهمتر از همه، پول نقد. مسیرهایی به استانبول و دبی طبق اسناد وزارت خزانهداری به عنوان راههای انتقال پول نقد برای نیروی قدس شناسایی شدهاند.
سازوکار ساده است و به این شکل انجام میشود که واسطههای مالی سپاه دلار آمریکا را در صرافیهای شهرهای مقصد تهیه میکنند و سپس آن را به شکل پول نقد و در قالب مسافر عادی با هواپیما به تهران بازمیگردانند. سپس قطعات فنی بسیار ضروری نیز منتقل میشوند.
شبکه شرکتهای پوششی ماهانایر در امارات، ترکیه، چین، تایلند، پاکستان و هند برای تهیه قطعات ساخت آمریکا، مانند کامپیوترهای پروازی، عملگرها، پردازندههای جلوگیری از برخورد، و موتورهای الکتریکی بسیار دقیقی (Servomotors) که کاربرد پهپادی دارند، استفاده شده است؛ همه اینها تحت قوانین کنترل صادرات آمریکا قرار دارند.
افزون بر این، نیروهای نظامی نیز از این طریق جابهجا میشوند. ماهانایر نیروهای شبهنظامی را به سوریه و عراق منتقل میکرده، در حالی که نام آنها از فهرست مسافران حذف شده است.
این شرکت همچنین تسلیحات حزبالله را با استفاده از اسناد جعلی حمل بار جابهجا کرده است. حتی تا سال ۲۰۲۵ نیز یکی از شرکتهای تابعه آن پهپادهای ایرانی را به کاراکاس منتقل کرده است.
مسیرهای دوباره فعالشده به بغداد، نجف، اربیل و مشهد دو هدف دارند: جابهجایی زائران به شهرهای مقدس و انتقال نیروهای عملیاتی سپاه از مرزها.
و مهمترین نگرانی این است که احتمال بسیاری وجود دارد که حکومت روی همین مسیرها حساب کرده است تا نیروهای شبهنظامی عراقی و عناصر حزبالله را به داخل ایران بازگرداند و از آنها برای سرکوب اعتراضهای مردمی استفاده کند.
ایالات متحده نیازی به تصویب قوانین جدید برای اقدام موثر ندارد. همه این خطوط هوایی از قبل در فهرست تحریمهای آمریکا قرار دارند. همچنین علیه هر کسی که از آنها حمایت مالی کند، خدمات زمینی ارائه دهد یا هواپیماهایشان را نگهداری کند، سالهاست تحریمهای ثانویه وجود دارد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در ۲۷ آوریل این موضوع را صریحا بیان کرد: «انجام تجارت با خطوط هوایی تحریمشده ایران، خطر قرار گرفتن تحت تحریمهای آمریکا را به همراه دارد.»
ابزارهای قانونی وجود دارند، اما چیزی که کم است رویکرد عملگرایانه است.
هر دلار درآمد نفتی که در دریا مسدود میشود، فشاری ایجاد میکند که ایران از طریق مسیرهای هوایی آن را جبران کند. هر شبکه قاچاقی که در امتداد مسیرهای دریایی شکل گرفته، برای تسویه حسابهای خود به جریانهای مالی هوایی وابسته است.
اگر مسیر هوایی بسته شود، شریان مالی دریایی کاهش مییابد، بدون اینکه حتی یک گلوله اضافی در دریا شلیک شود. اما این اهرم فشار عمر محدودی دارد. آتشبس فرصتی برای افزایش فشار است، نه دلیلی برای توقف آن.
شرکتهای هواپیمایی ایران همین حالا در حال مذاکره مجدد برای قراردادهای خدمات زمینی و سوختگیریاند. وقتی این قراردادها امضا شوند و مسیرها به حالت عادی بازگردند، برچیدن آنها بسیار دشوارتر از قبل خواهد بود.
خطوط هوایی ایران فقط مسافر جابهجا نمیکنند. آنها پول نقد، قطعات تسلیحاتی و نیروهای خارجی را منتقل میکنند. آنها جبهه دوم اقتصاد جمهوری اسلامی ایراناند، و در حال حاضر این جبهه باز است.
برگرفته از نیویورکپست

