مهاجرت مخفیانه برای زنده ماندن؛ روایت معترضان دی‌ماه از ترک اجباری ایران

«ما فقط یک زندگی عادی می‌خواستیم. الان هم هرچند از کشورمان دور افتادیم، ولی حداقل هنوز زنده‌ایم. ایران به‌زودی آزاد می‌شود و همه‌ برمی‌گردیم. ایمان دارم...»

یک جوان مهاجر در مناطق مرزی ترکیه‌ــ ایندیپندنت فارسی

چهار ماه پس از سرکوب خونین اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ در انقلاب ملی ایرانیان، اکنون تعدادی از جوانانی که در خیابان‌های تهران، مشهد، ساری، کرج، شیراز، اصفهان، رشت، کرمانشاه و ده‌ها شهر دیگر علیه جمهوری اسلامی شعار می‌دادند، زندگی تازه‌ای را در تبعید اجباری آغاز کرده‌اند؛ تبعیدی خاموش، بی‌ثبات و پر از ترس که مقصد آن عمدتا کشورهای همسایه ایران مانند ترکیه، عراق، ارمنستان و امارات‌اند.

در حالی‌ که جمهوری اسلامی هم‌زمان با سنگین‌ترین بحران‌های اقتصادی و معیشتی دهه‌های اخیر، بازداشت، صدور احکام سنگین و اعدام معترضان را ادامه می‌دهد، شمار قابل‌توجهی از شرکت‌کنندگان در اعتراضات دی‌ماه، پس از احضارهای مکرر، تهدید خانواده‌ها و انتشار اخبار اعدام بازداشت‌شدگان، تصمیم گرفتند ایران را ترک کنند؛ تصمیمی که برای بسیاری از آن‌ها نه یک مهاجرت عادی، بلکه تلاشی برای زنده ماندن بوده است.

اطلاعات رسیده به ایندیپندنت فارسی نشان می‌دهد بخش بزرگی از این معترضان، طی هفته‌ها و ماه‌های گذشته به‌صورت غیرقانونی و از مسیرهای کوهستانی، مرزی و دریایی از ایران خارج شده‌اند و اکنون بدون مدارک اقامتی، در شهرهایی مانند استانبول، وان، سلیمانیه، اربیل، ایروان و دبی زندگی می‌کنند.

یک معترض ۲۳ ساله اهل کرج که پس از شرکت در اعتراضات ۱۸ دی‌ماه و سپس هجوم ماموران به منزل پدری‌اش برای بازداشت او، مدتی مخفیانه در شهری دیگر زندگی کرد و سپس ماه گذشته ایران را از طریق مرزهای شمال غربی، به مقصد ترکیه ترک کرد، به ایندیپندنت فارسی می‌گوید: «وقتی خبر اعدام چند نفر از بچه‌های بازداشت‌شده منتشر شد، فهمیدم اگر بمانم دیر یا زود سراغ من هم می‌‌آیند. چند بار مامورها ریختند به خانه‌مان و مثل وحشی‌ها همه‌چیز را شکستند. آخرین بار به مادرم گفته بودند یا خودش برگردد یا حکم اعدامش را غیابی صادر می‌کنیم. من دیگر جرات نکردم حتی خانه رفیقم هم بمانم و زدم بیرون. الان هم وان ترکیه هستم و در وضعیتی به‌شدت بغرنج و بدون پول، مخفیانه زندگی می‌کنم. چون می‌گویند اگر پلیس ترکیه هم بازداشتم کند، فورا به ایران دیپورت می‌شوم »

او در ادامه توضیح داد که خروجش از ایران چهار شبانه‌روز طول کشید: «بخشی از مسیر را پیاده از کوه رد شدیم. هوا خیلی سرد بود و چند نفرمان نزدیک بود یخ بزنیم. فقط به این فکر می‌کردم که اگر مرا به ایران برگردانند، احتمالا مستقیم به زندان می‌روم. فعلا فقط زنده‌ایم دیگر...»

یک دختر جوان ۲۵ ساله‌ اهل مشهد هم که پس از احضار به اداره اطلاعات و تهدید به بازداشت مجدد، به اقلیم کردستان عراق رفته است، به ایندیپندنت فارسی می‌گوید: «بعد از آزادی موقت با وثیقه، هر هفته زنگ می‌زدند و تهدید می‌کردند. یک بار صریح گفتند اسمت در پرونده چند نفر دیگه آمده و ممکن است حکم سنگین بگیری. وقتی شنیدم برای بعضی از معترضان حکم اعدام بریدند، تصمیم گرفتم فرار کنم.»

او می‌گوید اکنون ماه‌ها است خانواده‌اش را ندیده و حتی نمی‌تواند به‌راحتی با آن‌ها تماس بگیرد: «مادرم مریض شده ولی نمی‌توانم برگردم. هر بار صدای مادرم را می‌شنوم، عذاب وجدان می‌گیرم. احساس می‌کنم نه اینجا هستم، نه آنجا. انگار کل زندگی‌مان وسط مرزها جا مانده. این بی‌شرف‌ها چرا سقوط نمی‌کنند؟ همه در ایران منتظر حملات جدید آمریکا هستند.»

بر اساس اطلاعات دریافتی، بسیاری از این جوانان پس از خروج از ایران، با بحران مالی شدید نیز روبرو شده‌اند. برخی از آن‌ها تمام دارایی خود را برای خروج از کشور هزینه کرده‌اند و اکنون در کشورهای همسایه، بدون مجوز کار و در شرایطی دشوار، زندگی می‌کنند.

یک دانشجوی ۲۱ ساله اهل شیراز که اکنون در ایروان زندگی می‌کند و مانند بسیاری دیگر از معترضان جوان، به دلیل نگرانی از فشارهای امنیتی بر خانواده‌اش، نمی‌خواهد نامش رسانه‌ای شود، می‌گوید: «من دانشجو بودم و زندگی نسبتا راحتی داشتیم، ولی الان ظرف می‌شورم و بعضی شب‌ها حتی پول غذای درست ندارم. با همه این‌ها، باز هم ترجیح می‌دهم اینجا باشم، تا اینکه برگردم و از زندان عادل‌آباد یا احتمالا چوبه دار اعدام سر دربیارم.»

او می‌گوید هنوز ساچمه‌‌ها و آثار ضرب‌وشتم نیروهای سرکوبگر را روی بدنش دارد: «در اعتراضات ۲۱ دی بازداشت شدم و چند روز بازجویی بودم. بعد از آزادی موقت فهمیدم دوباره دنبالم هستند. دوستانم گفتند اسمم در پرونده چند نفر دیگر آمده. از همان موقع تصمیم گرفتم فرار کنم.»

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

فعالان مدنی ساکن ایران به ایندیپندنت فارسی می‌گویند طی هفته‌های اخیر، جمهوری اسلامی فشار بر خانواده‌ معترضان فراری را افزایش داده است. بر اساس این گزارش‌ها، شماری از خانواده‌ها برای بازگرداندن فرزندانشان بازجویی و تهدید شده‌اند و در برخی موارد، تلفن‌ها و حساب‌های بانکی آنان مسدود شده است.

یک منبع مطلع در ساری به ایندیپندنت فارسی می‌گوید: «خانواده بعضی از این جوان‌ها عملا گروگان گرفته شده‌اند. مامورها می‌گویند اگر پسر یا دخترتان برنگردد، برای خودتان پرونده تشکیل می‌دهیم یا بچه‌های دیگرتان را بازداشت می‌کنیم.»

خبر توقیف گسترده اموال معترضان و مخالفان جمهوری اسلامی نیز نگرانی‌ها را افزایش داده است. طی روزهای گذشته مقام‌های قضایی در استان‌های مختلف از شناسایی و توقیف اموال ده‌ها نفر به اتهام «همکاری با دشمن» یا «اقدام علیه امنیت کشور» خبر داده‌اند؛ روندی که بخشی از پروژه فشار همه‌جانبه بر معترضان و مخالفان محسوب می‌شود.

در کنار ترس از بازداشت و اعدام، بسیاری از این معترضان جوان اکنون با بحران روحی و روانی نیز دست‌وپنجه نرم می‌کنند. یکی از آن‌ها که پس از خروج از ایران در استانبول زندگی می‌کند، می‌گوید هنوز شب‌ها با صدای شکستن در از خواب می‌پرد: «هر شب خواب بازداشتگاه می‌بینم. هنوز وقتی پلیس می‌بینم چهارستون بدنم می‌لرزد. ما از ایران فرار کردیم، ولی تمام آن فشارهای روانی و تروماها با ما باقی مانده.»

او می‌گوید گاهی احساس می‌کند تمام آینده‌اش نابود شده است: «من فقط ۲۴ سالم دارم، ولی حس می‌کنم ۱۰۰ سال پیر شده‌ام. نه می‌تونم درس بخوانم، نه برگردم خانه و نه حتی برای آینده برنامه بریزم.»

با وجود این شرایط، بسیاری از این معترضان تاکید می‌کنند که همچنان از حضور در اعتراضات ملی دی‌ماه پشیمان نیستند. یکی از آن‌ها که موفق شده است از طریق لنج‌های باری در جنوب ایران، خود را به دبی در امارات متحده عربی برساند، به ایندیپندنت فارسی می‌گوید: «اگر دوباره برگردم به همان روزها، باز هم به خیابان می‌روم. ما فقط زندگی یک عادی می‌خواستیم. فقط نمی‌خواستیم هر روز با ترس و تحقیر و فقر و ظلم زندگی کنیم. الان هم هرچند از کشورمان دور افتادیم، ولی حداقل هنوز زنده‌ایم. ایران هم به‌زودی آزاد می‌شود و همه‌ برمی‌گردیم. من ایمان دارم...»