«بهشدت دچار چنددستگی» توصیفی بود که دونالد ترامپ زمانی که آتشبسی را تمدید کرد تا به جمهوری اسلامی فرصت دهد پیشنهادی «یکپارچه» ارائه کند، درباره این رژیم به کار برد. در همین حال، استدلال کاخ سفید هم این بود که شرکت نکردن تهران در دور دوم مذاکرات اسلامآباد با جی دی. ونس، معاون رئیسجمهوری ایالات متحده، نشاندهنده شدت ازهمگسیختگی در سطح تصمیمگیرندگان جمهوری اسلامی است.
با این حال سیانان اشاره میکند که برخی ناظران نگاه متفاوتی دارند و به این نکته اشاره میکنند که جمهوری اسلامی بر موضع خود مبنی بر اینکه ایالات متحده باید به محاصره بندرهای ایران پایان دهد تا مذاکرات از سر گرفته شود، محکم ایستاد و این نشان میدهد که رهبری ایران منسجمتر از آن چیزی است که به نظر میرسد.
این گزارش میافزاید پس از آنکه ایالات متحده و اسرائیل بخش عمدهای از رهبران نظامی و سیاسی ارشد رژیم، از جمله علی خامنهای، را کشتند، اداره کشور در ایران بسیار پیچیدهتر شد. اکنون در شرایطی که جنگ به یک تهدید موجودیتی برای جمهوری اسلامی تبدیل شده، گروهی از مقامها که پیشتر رقیب یکدیگر بودند و به طیفهای سیاسی مختلف تعلق داشتند، درباره آینده کشور با هم تصمیمگیری میکنند. آن هم در غیاب آشکار تصمیمگیرنده نهایی، یعنی مجتبی خامنهای که پس از پدرش بهعنوان رهبر جدید منصوب شد.
این مقامها همچنین ناچارند میان چشمانداز خود برای آینده ایران، فشار گروههای تندرو در داخل که از پذیرش شکست سر باز میزنند و فشار خارجی ناشی از تلاش ترامپ برای اعلام پیروزی، تعادل برقرار کنند. به گفته برخی کارشناسان، این گروه از مقامها با وجود اختلافات سیاسی، مصمم به نمایش عمومی انسجاماند، حتی اگر درباره نحوه اداره جنگ و دیپلماسی با آمریکا، اختلاف نظر داشته باشند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
تهران در بحبوحه گمانهزنیها درباره حضور ایران در مذاکرات این هفته، موضع ثابتی اتخاذ و اعلام کرد مذاکرهکنندگانش در این نشست شرکت نخواهند کرد. حتی واشنگتن را به نقض آتشبس و نداشتن «جدیت در پیگیری راهحل دیپلماتیک» متهم کرد. از طرفی فهرست روشن خط قرمزهای جمهوری اسلامی در زمان حیات علی خامنهای، از جمله حق غنیسازی اورانیوم، ادامه توسعه موشکی و حمایت از گروههای نیابتی، در مذاکرات کنونی با دولت ترامپ نیز حفظ شدهاند.
رهبران سیاسی فعلی ایران بهشدت میکوشند گزارشها درباره اختلافات داخلی را رد کنند و در بیان اهداف نظامی و راهبرد مذاکراتی، رویکردی یکپارچه را به نمایش بگذارند. در این راستا مهدی طباطبایی، معاون سخنگوی رئیسجمهوری ایران، روز چهارشنبه در شبکه اکس ادعا کرد که «سخن گفتن از اختلاف میان مقامهای ارشد، ترفند سیاسی و تبلیغاتی تکراری دشمنان ایران است. وحدت و اجماع میدان نبرد، افکار عمومی و دیپلماتها در این مقطع، بیسابقه و قابلتوجه بود».
رژیم برای تجسم این وحدت محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و فرمانده پیشین سپاه، را برجسته و برای شرکت در دور نخست مذاکرات با آمریکا، راهی اسلامآباد کرد. به طوری که اکنون قالیباف بهعنوان یکی از چهرههای اصلی جمهوری اسلامی شناخته میشود. با این حال، در سفر قالیباف به اسلامآباد، تیمی از مقامهای ایرانی از طیفهای سیاسی مختلف او را همراهی کردند؛ اقدامی بیسابقه که به نظر میرسد تلاشی عامدانه برای نمایش انسجام بود.
حتی برخی کارشناسان علت ناکامی دو طرف در رسیدن به توافق را پیامهای متناقض ترامپ و نه شکاف در سطح رهبران ایران، میدانند. سیانان اشاره میکند که در آخرهفته وقتی به نظر میرسید آمریکا و ایران به توافق برای پایان دادن به جنگ هفتهفتهای نزدیک شدهاند، ترامپ انتشار مطلب درباره مذاکرات جاری در شبکههای اجتماعی را شروع کرد و حتی صبح جمعه با چند خبرنگار تلفنی صحبت کرد. برخی مقامهای دولت ترامپ با اشاره به حساسیت مذاکرات و بیاعتمادی عمیق ایران به آمریکا، بهطور خصوصی به سیانان گفتهاند که اظهارنظرهای علنی رئیسجمهوری به مذاکرات آسیب زد.
به این ترتیب به نظر میرسد رژیم ایران در مواجهه با تهدید نابودی، ساختار سنتی خود را که مبتنی بر چند مرکز قدرت رقیب بود، کنار گذاشته و ساختاری جدید شکل داده که است مذاکرهکنندگان و بازیگران سیاسی را زیر یک چتر نظامی واحد، متمرکز میکند تا بتوانند بدون پذیرش شکست، جمهوری اسلامی را از بحران عبور دهند.
این روزها در خیابانهای ایران، جمعیت بزرگی از هواداران یا حتی مزدوران جناحهای تندرو هر روز در حمایت از رژیم و علیه هرگونه توافق با واشنگتن، که تهران را در موضع شکست قرار دهد، تجمع میکنند. این دیدگاه افراطی و متعصبانه بر مجلس و رسانههای دولتی هم حاکم است و هر نشانهای از تمایل مقامها به دادن امکان اعلام پیروزی به ترامپ، با انتقاد شدید مواجه میشود. زمانی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، هفته گذشته اشاره کرد که تنگه هرمز برای کشتیرانی تجاری باز است، با حملات شدید تندروها مواجه شد و سایر مقامها وادار شدند بهسرعت توضیحات تکمیلی ارائه دهند.
این ساختار تازه در زمان جنگ با شیوه اداره جمهوری اسلامی طی ۳۷ سال رهبری علی خامنهای بهمیزان قابلتوجهی متفاوت است. از طرفی پسر او، مجتبی، که رهبر جمهوری اسلامی شده است، همچنان در اختفا به سر میبرد. گزارشها حاکی از آن است که او زخمی یا بهشدت ناتوان شده است. این موضوع به ابهام درباره اینکه آیا او است که به زیردستانش خط میدهد یا آنها ناچارند بدون دستورالعمل مشخص حدس بزنند او چه میخواهد، دامن زده است.
حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر مهمان در موسسه آلمانی امور بینالملل و امنیت، معتقد است که نظام اکنون به شیوهای متفاوت عمل میکند: «در گذشته، نهادهایی داشتیم که قرار بود درباره مسائل راهبردی بحث کنند و به رهبر جمهوری اسلامی مشاوره دهند تا او تصمیم نهایی را بگیرد. اکنون دسترسی به رهبر مانند گذشته نیست و این بهطور خودکار، به این معنا است که مقامها برای تصمیمگیری درباره گامهایی که باید در جنگ و صلح برداشته شود، فضای مانور بیشتری دارند.»

