معمای اتاق جنگ در تهران؛ سپاه پاسداران چگونه قدرت را در ایران قبضه کرد؟

تزلزل سپاه پاسداران از آن جهت اهمیت بسیار دارد که ستون اصلی جمهوری اسلامی است و فروپاشی آن می‌تواند کل ساختار حکومتی را متاثر کند

تصویری از انفجار در شیراز‌ــ وحید آنلاین

روز سه‌شنبه هجدهم فروردین، در آخرین ساعات مهلت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، به مقام‌های جمهوری اسلامی برای باز کردن تنگه هرمز، به‌طور غیرمنتظره‌ای خبر رسید که میانجی‌گری‌ها با محوریت پاکستان به نتیجه رسیده است و آتش‌بس دو هفته‌ای با توافق طرفین، اجرا خواهد شد. پس از آن عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، بیانیه‌هایی درباره مفاد این توافق آتش‌بس صادر کردند که حتی حامیان تندرو حکومت را نیز حیرت‌زده کرد.

مسئله این بود که توافق شامگاه سه‌شنبه در واقع هیچ چیزی متفاوت از پیشنهادهای قبلی آمریکا از جمله پیشنهاد آتش‌بس ۴۵ روزه و حتی سرفصل‌های مذاکرات قبل از جنگ نداشت، اما جمهوری اسلامی که با آن پیشنهادها سفت و سخت مخالفت کرده و مدعی بود که شرایط تنگه هرمز را هرگز به قبل باز نمی‌گرداند و از غنی‌سازی دست برنمی‌دارد، به «درخواست حسن‌نیت» شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، برای باز کردن تنگه هرمز، پاسخ مثبت داد و با شرایط آتش‌بس دو هفته‌ای آمریکا موافقت کرد.

هرچند این آتش‌بس در روز چهارشنبه به‌شدت شکننده شد، شگفتی ماجرا در اصل پذیرفتن شروط ترامپ و چرخش لحظه آخری بود که سوالات زیادی را ایجاد کرد. به‌خصوص که رئیس‌جمهوری آمریکا پیش‌تر گفته بود، مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی از او فرصت یک هفته‌ای خواسته‌اند. آیا قرار بود در این مدت، تغییری ساختاری و اساسی در نظام اسلامی برای پذیرش توافق ایجاد شود؟

سوال دیگر اینکه حالا پس از مرگ خامنه‌ای و ده‌ها نفر از چهره‌های کلیدی حکومت و نیز مبهم بودن شرایط جسمانی مجتبی خامنه‌ای، اصلا فرمان جمهوری اسلامی دست چه کسی یا کسانی است و این فرماندهی جدید با وجود شکست‌های پی‌درپی در یک سال اخیر، تا چه اندازه قدرت دارد؟

این گزارش به بررسی این سوال‌ها می‌پردازد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

شامگاه سه‌شنبه، تنها چند ساعت قبل از پایان یافتن ضرب‌الاجل ترامپ، شهباز شریف، در شبکه اجتماعی ایکس پیامی منتشر کرد که در آن از رئیس‌جمهوری آمریکا خواسته شده بود مهلت تعیین‌شده را دو هفته تمدید کند. او از «برادران ایرانی» نیز خواست به نشانه حسن نیت، تنگه هرمز را برای دوره‌ای مشابه بازگشایی کنند.

ابتدا طرف ایرانی موافقت خود را اعلام کرد و پس از آن، رئیس‌جمهوری آمریکا هم در پیامی نوشت مشروط به اینکه جمهوری اسلامی تنگه هرمز را فورا به‌طور کامل باز کند، این مهلت را تمدید می‌کند. او حتی در ادامه افزود که آمریکا به همه اهداف نظامی‌اش رسیده و فراتر نیز رفته است و پیشنهاد  ۱۰ بندی ارائه‌شده از سوی جمهوری اسلامی «مبنای قابل‌قبولی» برای مذاکره است و می‌تواند تمام موارد اختلاف میان ایالات متحده و ایران را حل کند.

یکی از ابهام‌های اساسی دقیقا در همین نقطه آشکار شد. چرا که شورای عالی امنیت ملی در بیانیه‌ای، ضمن مطرح کردن ادعای پیروزی، نوشت که طرح ۱۰ ماده‌ای جمهوری اسلامی تعهد به پایان حملات، تداوم کنترل بر تنگه هرمز، پذیرش غنی‌سازی، رفع تحریم‌های اولیه و ثانویه، پایان قطعنامه‌های شورای امنیت و شورای حکام، پرداخت خسارت، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه و توقف جنگ در همه جبهه‌ها (نیابتی‌ها) را دربرمی‌گیرد.

وقتی شبکه خبری سی‌ان‌ان متن انگلیسی بیانیه شورای عالی امنیت ملی را منتشر کرد که در آن جمهوری اسلامی ادعای پیروزی کرده بود، دونالد ترامپ به‌شدت خشمگین شد و با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال، این گزارش سی‌ان‌ان را «جعلی و تقلبی» خواند و این رسانه را به «بیانیه رسمی» که خودش پیش‌ از عباس عراقچی، به اشتراک گذاشته بود، ارجاع داد و در ادامه سی‌ان‌ان را به پیگیری حقوقی تهدید کرد.

در بیانیه عراقچی که ترامپ نیز آن را بازنشر کرد، آمده بود: «عبور ایمن از تنگه هرمز از طریق هماهنگی با نیروهای مسلح ایران و با در نظر گرفتن محدودیت‌های فنی، به مدت دو هفته، امکان‌پذیر خواهد بود. در صورت توقف حملات به ایران، نیروهای مسلح قدرتمند ما نیز عملیات دفاعی خود را متوقف خواهند کرد.»

البته روز چهارشنبه همچنان پرتنش و متلاطم بود و دو طرف یکدیگر را به نقض آتش‌بس متهم کردند. تا جایی که این احتمال قوت گرفت که آتش‌بس ممکن است تا روز شنبه که مذاکرات در پاکستان شروع می‌شود، تداوم نداشته باشد. با این حال مسئله اینجا است که چه اتفاقی افتاد که هم آتش‌بس موردموافقت تهران قرار گرفت و هم خبر رسید محمدباقر قالیباف برای مذاکره به پاکستان می‌رود. یعنی همان کسی که پیش‌تر با قطعیت گفته بود جمهوری اسلامی دنبال آتش‌بس نیست و «در دهان متجاوز می‌زند». حتی عراقچی هم ادعا کرده بود که نظام اسلامی برای یک دوره شش‌ماهه جنگ آمادگی دارد.

وب‌سایت اکسیوس روز چهارشنبه گزارشی منتشر کرد که در آن چند نکته کلیدی وجود داشت. در این گزارش به نقل منابعی آمده بود که عراقچی در متقاعد کردن مجتبی خامنه‌ای و فرماندهان سپاه برای پذیرش آتش‌بس نقش ایفا کرده، ضمن اینکه در آخرین مراحل چین نیز به‌عنوان یکی بازیگران وارد عمل شده است.

وضعیت مبهم رهبر جدید

ادعای اینکه مجتبی خامنه‌ای دستور توافق را صادر کرد، با گزارش‌هایی که درباره شرایط جسمانی او منتشر شده، در تضاد است.

روزنامه تایمز به‌تازگی و با استناد به یک یادداشت دیپلماتیک، گزارش داده که مجتبی خامنه‌ای در جریان حملات مجروح شده و در وضعیت بیهوشی قرار دارد و در یکی از مراکز درمانی قم تحت درمان است. این یادداشت که بر پایه ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل تهیه و با کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس به اشتراک گذاشته شده، حاکی از وخامت وضعیت جسمی او است. بر اساس همین گزارش، مجتبی خامنه‌ای در حال حاضر قادر به اداره امور جمهوری اسلامی ایران نیست.

رئیس‌جمهوری آمریکا و وزیر جنگ این کشور نیز پیش‌تر صدمه دیدن مجتبی در حملات هوایی را تایید کرده بود. در همین حال، نبود هرگونه تصویر یا پیام صوتی از مجتبی خامنه‌ای در طول این ۴۰ روز، بر دامنه ابهام‌ها افزوده است. به‌خصوص که دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی با تولید تصاویر و ویدیوهایی از او با استفاده از هوش مصنوعی، سعی دارد چنین القا کند که مجتبی خامنه‌ای در سلامت است و اداره کشور را برعهده دارد. حال آنکه چنین اقدام‌هایی به افزایش گمانه‌زنی‌ها دامن زده است.

در چنین شرایطی، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که در صورت ناتوانی مجتبی خامنه‌ای، در ساختار قدرت جمهوری اسلامی سکان فرماندهی در اختیار چه کسانی قرار دارد. در هفته‌های اخیر نام‌هایی مانند محمدباقر قالیباف و احمد وحیدی برجسته شده است. از طرفی مقام‌های آمریکا چندین بار ادعای «تغییر رژیم» در ایران را مطرح کرده‌اند. آیا این به معنای آن است که ساختار سیاسی از نظام ولایت‌ فقیه به حاکمیت نظامی سپاه پاسداران تغییر کرده است؟ 

فرماندهان غایب و جنگ موزاییکی

درباره اینکه پشت پرده قدرت چه می‌گذرد، چه کسانی نقش اصلی را بازی می‌کنند و هر کدام برای کنار زدن رقیب چه کارهایی انجام می‌دهد، در حال حاضر جز خبرهایی که قطره‌چکانی به بیرون درز می‌کنند، اطلاعات زیادی وجود ندارد، اما شواهدی هست که نشان می‌دهد فرماندهی سپاه پاسداران در پی کشته‌ شدن ده‌ها تن از مقام‌های سیاسی و فرماندهان ارشد و میانی، به‌شدت مختل شده است و ستادهای تحت امر آن به صورت جزایر خودمختار عمل می‌کنند. به‌خصوص که ترس از ترور هم باعث شده است خیلی از سران آن به پناهگاه‌ها بروند و در این شرایط امکان برقرار تماس با آنان وجود ندارد.

جواد موگویی، مستندساز نزدیک به سازمان اطلاعات سپاه، در یکی از مصاحبه‌های تصویری‌ خود به‌صراحت گفت که سایت‌های موشکی سپاه پاسداران فهرستی از اهداف را در اختیار دارند و به آن‌ها گفته شده است که در صورت قطع تماس با فرماندهی، هم بر اساس آن دفترچه اهداف، موشک شلیک کنند.

در نخستین روزهای شروع جنگ، عراقچی نیز در مصاحبه‌ای اذعان کرد که سایت‌های موشکی در حمله به کشورهای همسایه مستقل اقدام کرده‌اند. حتی در مقطعی مقام‌های پاکستان نیز که تلاش‌های میانجی‌گری را آغاز کرده بودند، گفتند که تماس با مقام‌های ایران دشوار است، زیرا آن‌ها در پناهگاه‌ها هستند.

صبح چهارشنبه نیز با وجود اینکه توافق آتش‌بس اعلام شد، از سمت جمهوری اسلامی موشک‌هایی شلیک شد. در واکنش به این اقدام، وزیر جنگ آمریکا به مقام‌های جمهوری اسلامی کنایه زد و گفت که به وسیله «کبوترهای نامه‌بر» به نیروهایشان اطلاع بدهند که شلیک موشک‌ها را متوقف کنند.

به این موارد باید بی‌خبری از راس فرماندهی سپاه پاسداران، یعنی احمد وحیدی، را نیز افزود که پس از کشته‌ شدن مهدی پاکپور، به فرماندهی سپاه پاسداران رسید و تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچ تصویر و پیام صوتی از او منتشر نشده است.

ساکنان شمال تهران نیمه‌شب چهاردهم فروردین با صداهای مهیبی از خواب پریدند و متوجه شدند منطقه کلک‌چال در جمشیدیه با بمب‌های سنگرشکن هدف قرار گرفته است؛ منطقه‌ای که مرکز شنود و یکی از مقرهای امنیتی سپاه پاسداران بود. پس از آن، دونالد ترامپ ویدیویی از انفجار در این منطقه را منتشر کرد و نوشت: «بسیاری از فرماندهان نظامی ایران که آن‌ را به‌ شکلی ضعیف و نابخردانه هدایت کرده بودند، در کنار بخش‌های دیگر، در این حمله عظیم به تهران، از میان برداشته شدند.»

آنچه از مجموع شواهد درباره سپاه پاسداران برمی‌آید، نشان می‌دهد که ساختار آن به‌شدت دچار فرسایش و تزلزل شده و حتی در آستانه فروپاشی است. مانند ساختمانی که بن و ستون‌های آن فروریخته، اما نمای ظاهری‌ همچنان پابرجا است و هر لحظه ممکن است آوار شود.

تزلزل سپاه پاسداران از آن جهت اهمیت بسیار دارد که ستون اصلی جمهوری اسلامی است و فروپاشی آن می‌تواند کل ساختار را متاثر کند. به‌خصوص که ساختار سیاسی هم وضعیت بهتری ندارد و در همین جنگ اخیر دست‌کم دو وزیر، یک دبیر شورای عالی امنیت ملی، یک دبیر شورای دفاع و ده‌ها مدیر میانی کشته شدند. به عبارت دیگر، بدنه حاکمیت و شبکه تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری به‌شدت دچار اختلال شده است. حالا اگر در این میان، رقابت‌های درون ساختاری یا همان جنگ قدرت نیز بالا گرفته باشد‌ــ که نشانه‌هایی از آن هم وجود دارد‌ــ احتمال فرو ریختن این ساختمان بی بن و پایه نیز بیشتر است.

بسیاری از این ابهام‌ها و سوال‌ها طی روزهای آینده و در صورتی‌ که آتش‌بس پایدار باشد، روشن خواهد شد، چون جمهوری اسلامی تاکنون به بهانه شرایط جنگی، بسیاری از مسائل را مکتوم و پنهان نگه داشته است، اما با فروکش‌ کردن تنش‌های نظامی، نشانه‌های تضعیف بی‌سابقه ساختار جمهوری اسلامی و بدنه سپاه پاسداران نمایان‌ خواهد شد.