یک فرد معترض به جمهوری اسلامی ساکن نجفآباد اصفهان، روز سهشنبه ۳۰ دی از سرکوب خونین و کشتار گسترده معترضان در شبهای پنجشنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دیماه جزئیات تازهای ارائه کرد؛ شبهایی که همزمان با فراخوان ملی شاهزاده رضا پهلوی، میلیونها ایرانی در شهرهای مختلف ایران به خیابانها آمدند و جمهوری اسلامی نیز با استفاده از سلاح جنگی، به اعتراضهای مردمی پاسخی خونبار داد.
این شاهد عینی که به دلایل امنیتی با نام اختصاری «م.ن» معرفی میشود، میگوید: «شب اول فراخوان، حرکت جمعیت از محدوده خیابان امام و تقاطع مولوی شروع شد. تصورمان این بود که مثل شبهای قبل باشد، اما قبل از رسیدن به کلانتری ۱۲، مشخص شد جمعیت بهطور غیرمنتظرهای زیاد است. همه میپرسیدند این همه آدم از کجا آمدهاند.»
به گفته او، نیروهای سرکوبگر مقابل کلانتری ۱۲ نجفآباد در وضعیت آمادهباش بودند، اما مردم با ایستادن، شعار دادن و پیشروی، عملا خیابان را در اختیار گرفتند: «شعارها کاملا سیاسی بود؛ از حمایت از شاهزاده رضا پهلوی تا شعارهای صریح علیه رهبر جمهوری اسلامی. بعد از آن، جمعیت به سمت میدان آزادی و سپس میدان بسیج حرکت کرد. در طول مسیر مدام به تعداد مردم اضافه میشد.»
این شاهد میافزاید که در مسیر حرکت، معترضان نمادهای حکومتی و پرچمهای جمهوری اسلامی را پایین آوردند و به آتش کشیدند او گفت: «تابلوهای راهنمایی را از جا درمیآوردند و وسط خیابان میانداختند تا راه نیروهای امنیتی بسته شود. تا چشم کار میکرد جمعیت بود و خیابان دست مردم. در خیابان شریعتی، فضای شهر بهطور محسوسی تغییر کرده بود. چند نانوایی باز بود. مردم به هم کمک میکردند. زنجیره انسانی شکل گرفته بود. حس عجیبی بود؛ انگار شهر برای مدتی کوتاه از کنترل حکومت خارج شده بود.»
اندکی بعد با ورود نیروهای امنیتی، اوضاع به خشونت کشیده شد و از محدوده سهراه فرهنگ و اطراف مجموعهای وابسته به نهادهای حکومتی، که پیشتر نیز به آتش کشیده شده بود، سرکوب شدت گرفت: «در بسیاری از نقاط، مردم زودتر رسیده بودند، اما ناگهان گاز اشکآور بهصورت گسترده شلیک شد. درگیری شدید شد. مردم عقب میرفتند، بعضیها زمین میخوردند. همزمان از گلوله جنگی، گاز اشکآور، ساچمه و ضربوشتم استفاده میکردند. افراد زیادی کشته و زخمی روی زمین افتاده بودند.»
به گفته این شاهد، اوج خشونت زمانی رخ داد که نیروهای مسلح از نزدیکی یکی از کلانتریها به سمت جمعیت مستقیم تیراندازی کردند. او گفت: «باورکردنی نبود. حدود ۴۰ تا ۵۰ کشته فقط همان لحظه و در همان نقطه روی زمین افتادند. صحنه شبیه میدان جنگ بود. مردم با دست خالی عقب میرفتند، اما مقاومت میکردند.»
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
او میگوید در جریان عقبنشینی، به همراه چند نفر دیگر تلاش کرد مجروحان را از صحنه خارج کند: «دو پسر جوان را دیدم که یکی به دستش و دیگری به پایش گلوله جنگی زده بودند. خودم آنها را گرفتم و عقب بردم. عین میدان جنگ بود.»
به گفته این شاهد، مردم حتی پس از این خشونت و کشتار وسیع، دوباره مقابل کلانتری تجمع کردند، اما تیراندازی ادامه یافت: «از شدت ترس و دیدن خون، فرار کردم و به خانه برگشتم. بعد از آن، از نظر روحی بههم ریختم. هنوز هم وقتی صحنهها یادم میآید، حالم بد میشود و نمیتوانم حرف بزنم.»
این روایت در حالی منتشر میشود که گزارشهای متعدد درباره روزهای پنجشنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دیماه، از شهرهای مختلف ایران، از کشته، زخمی یا نابینا شدن دهها هزار نفر از معترضان در جریان سرکوب انقلاب ملی ایرانیان حکایت دارد؛ انقلاب و خیزشی خیابانی که در حمایت از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و علیه جمهوری اسلامی برگزار شد و به گفته شاهدان، با استفاده گسترده نیروهای حکومتی از سلاح جنگی پاسخ داده شد.
امروز سهشنبه ۳۰ دیماه، با گذشت چند روز از آن شبهای خونین و همزمان با تداوم قطع گسترده اینترنت در ایران، روایتهای میدانی که از طریق اینترنت ماهوارهای استارلینک به دست رسانههای خارج از کشور میرسد، همچنان ابعادی تازه از خشونت سازمانیافته جمهوری اسلامی را آشکار میکند.
این شهادتها نشان میدهد آنچه در دهها شهر بزرگ و کوچک ایران رخ داد، صرفا سرکوب پراکنده نبود، بلکه بخشی از یک الگوی هدفمند برای درهمشکستن انقلاب ملی مردم ایران و خیزش سراسری علیه حاکمیت بود. در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی همچنان آمار قربانیان را پنهان میکنند، گزارشهای منتشرشده از منابع مختلف، شمار کشتهشدگان را بین ۱۰ هزار تا ۲۵ هزار نفر براورد میکنند؛ آماری که به گفته ناظران حقوق بشری، از یک قتلعام گسترده مردم غیرمسلح حکایت دارد.

