نشریه فارن پالیسی در گزارشی که روز دوشنبه پنجم ژانویه (۱۵ دی) منتشر کرد، به اعتراضهای ادامهدار مردم ایران علیه حکومت پرداخت و نوشت که معترضان دیگر به اصلاحات اقتصادی و اجتماعی راضی نیستند، بلکه تغییر رژیم جمهوری اسلامی را میخواهند.
در این گزارش اشاره شده است که اگرچه ماشه اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴ با بحران اقتصادی کشیده شد، پیشبینی میشود که این موج جدید مانند خیزش سال ۱۴۰۱، بتواند به یک چالش اساسی برای جمهوری اسلامی تبدیل شود.
فارن پالیسی مینویسد اگرچه میان اعتراضها و قیام مردمی جاری با جنبش موسوم به «زن، زندگی، آزادی» شباهتها و تفاوتهایی وجود دارد و ممکن است ریشه آنها متفاوت باشد، هر دو منعکسکننده نارضایتیهای ساختاری عمیق و شکافی پرنشدنی بین دولت و جامعهاند.
قیام مردمی که پس از مرگ مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد رقم خورد، به نمادی از سرکوب سازمانیافته، بهویژه علیه زنان، تبدیل شد و آنچه در پی آن رخ داد، جنبشی متمرکز بر کرامت، استقلال و آزادی شخصی بود. شعار «زن، زندگی، آزادی» هم نشان میداد که نسل جدید علیه حجاب اجباری و کنترل استبدادی شورش کرده است و مقاومت روزمره بهویژه از سوی زنان و نسل جوان، به چالشی جدی برای رژیم حاکم بر ایران تبدیل شد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
اما اعتراضهای اخیر در ایران با یک شوک اقتصادی آغاز شدند. سقوط ریال و افزایش تورم و بیکاری گسترده، خشم مغازهداران، بازرگانان و طبقه متوسط شهری و دانشجویان را برانگیخت. در بازار بزرگ تهران و بازارهای لالهزار و علاءالدین، کسبه مغازههایشان را بستند و به خیابانها آمدند. پیام آنها واضح بود: فروپاشی اقتصادی و سوءمدیریت سیاسی جداییناپذیرند و دیگر به اینکه رژیم بتواند برای بهبود اوضاع کاری انجام دهد امیدی وجود ندارد.
به نوشته فارن پالیسی، با وجود دلایل متفاوت در زمان شروع، دو جنبش سال ۱۴۰۱ و دی ماه ۱۴۰۴ شباهتهای مهمی دارند. در هر خیزش، اعتراضها از طریق شبکههای اجتماعی مانند ایکس و اینستاگرام بهسرعت گسترش یافت و تصاویر اعتراضها در سراسر ایران و فراتر از آن پخش شد.
در سال ۱۴۰۱، هشتگ مهسا_امینی در سطح جهانی پخش شد. در سال ۱۴۰۴ هم ویدیو اعتصابهای بازار و تجمعهای دانشجویی دوباره توجه بینالمللی را به خود جلب کرد. در هر دو مقطع، دولت با زور و سرکوب به معترضان پاسخ داد که واکنشهای جهانی را در پی داشت.
در سال ۱۴۰۱، بیش از ۵۰۰ نفر کشته و هزاران نفر دستگیر شدند. در اعتراضهای اخیر هم از سرکوبهای خشونتآمیز از جمله کشتار معترضان، بازداشتهای گسترده و ارعاب گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد سرکوب همچنان ابزار اصلی رژیم است.
با این حال، تفاوتهای این دو جنبش نیز به همان اندازه مهماند. قیام اخیر مردم ایران گستردهتر و عمیقتر به نظر میرسد. اعتراضها از نظر جغرافیایی هم گستردگی بیشتری دارند و هم در شهرهای بزرگ مانند تهران، اصفهان، مشهد، همدان و هم در شهرهای کوچکتر و مناطق حاشیهای جریان دارند.
در سال ۱۴۰۱ بهویژه در مراحل اولیه، اعتراضهای مردم عمدتا در شهرهای بزرگ رخ داد، اما آنچه حالا مشاهده میشود، این است که حتی در همان روزهای ابتدایی هم مردم در شهرهای کوچکتر به خیابانها آمدهاند که نشاندهنده شدت نارضایتی از جمهوری اسلامی در بحبوحه شرایط اقتصادی تحملناپذیر است.
تفاوت عمده دیگر این دو قیام در زمینه بینالمللی است. در سال ۱۴۰۱، توجه جهانی بر نقض حقوق بشر متمرکز بود و دولتهای غربی ضمن اعمال تحریمهای محدود، به حمایت لفظی از معترضان بسنده کردند. در آن زمان، دولت بایدن از فشار اقتصادی تمامعیار بر جمهوری اسلامی اجتناب کرد و مهار دیپلماتیک را بر رویارویی اولویت داد. در حالی که اعتراضهای کنونی در یک محیط ژئوپلیتیکی بسیار متفاوت در حال وقوع است.
بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و احیای رویکرد فشار حداکثری، انزوای اقتصادی جمهوری اسلامی را تشدید کرده است. از سوی دیگر جدیت ترامپ در استفاده از نیروی نظامی علیه جمهوری اسلامی، همراه با حمایت آشکار از حملات آینده درصورت پیشبرد برنامه هستهای، بحران اقتصادی در ایران را بدتر کرده و حاکمان جمهوری اسلامی را در وضعیتی متزلزل قرار داده است.
ترامپ با انتشار مطلبی در شبکه اجتماعی تروث سوشال، از احتمال مداخله آمریکا برای محافظت از معترضان ایرانی سخن گفته که اقدامی بیسابقه است و بدون شک جمهوری اسلامی را در شرایط سختی قرار خواهد داد.
یکی دیگر از تفاوتهای بین سال ۱۴۰۱ و اکنون جایگاه رژیم ایران در منطقه است. در آن زمان، جمهوری اسلامی همچنان شبکه نیابتی و شرکایش را در سراسر خاورمیانه داشت و برنامه هستهای آن نیز هنوز صدمه ندیده بود. در حالی که اکنون توانایی متحدان جمهوری اسلامی در منطقه تضعیف شده و برخی از شرکای سابق، مانند بشار اسد که سنگر مهمی برای تهران بودند، دیگر در قدرت نیستند. علاوه بر این، برنامه هستهای جمهوری اسلامی هم به دلیل حملات نظامی اسرائیل و ایالات متحده، بهشدت آسیب دیده است.
یک تحول قابلتوجه دیگر، تغییر ایدئولوژیک در شعارهای اعتراضی است. در حالی که شعار «زن، زندگی، آزادی» از نظر نمادین همچنان قدرتمند است، شعارهای جدید به طور فزایندهای منعکسکننده خواستههای سلطنتطلبانه مردم ایراناند. شعارهایی مانند «جاوید شاه» و «این آخرین نبرده / پهلوی برمیگرده» در شهرهایی که اعتراضها در آنها متمرکز است، طنینانداز شده است. این شعارها به علاقه دوباره به میراث پهلوی و درخواست آشکار برای بازگشت شاهزاده رضا پهلوی اشاره دارند.
این تغییر به این معنی نیست که ارزشهای جنبش ۱۴۰۱ از بین رفتهاند. یادبودها، تجمعها و مقاومت مداوم زنان نشان میدهد که روح زن، زندگی، آزادی همچنان زنده است. با این حال، مرکز ثقل خواستههای معترضان به جای اصلاحات اجتماعی، به سمت تغییر رژیم حرکت کرده و جنبشی ترکیبی ایجاد شده که هم واکنشی و هم ایدئولوژیک است.

