یک سال پس از سقوط اسد؛ انتخاب میان «سوریه نوین» یا بازگشت به آشوب

این صدای مردم سوریه است که سرانجام تکلیف آینده را روشن می‌کند

راهپیمایی سوری‌ها در شهر حما در شمال دمشق به مناسبت نخستین سالگرد سقوط رژیم بشار اسد‌ــ Omar Haj Kaour/AFP

یک سال پس از فروپاشی رژیم اسد که بیش از نیم قرن با مشت آهنین بر سوریه حکومت کرد، این کشور در حال حاضر بر سر یک دوراهی سرنوشت‌سازی قرار دارد و بین وعده «سوریه نوین» و چالش‌های سهمگینی که می‌توانند بار دیگر آن را به گرداب آشفتگی و فروپاشی بکشانند، در نوسان است.

مردم سوریه از چنگ ساختار استبداد رها شده‌اند و با سقوط دستگاه‌های امنیتی و آزاد شدن فضای عمومی از ترس، نسیم امید در خیابان‌های دمشق و دیگر شهرها وزیدن گرفته است. با این حال درباره آینده سوریه پرسش‌های بسیاری مطرح می‌شود، از جمله اینکه آیا دولت انتقالی به رهبری احمد الشرع، توانایی اداره کشوری فرسوده، جامعه‌ای پاره‌پاره و اقتصادی ازهم‌گسسته را دارد یا نه؟ آن هم در شرایطی که منطقه آکنده از رقابت‌های شدید است و شکاف‌های داخلی هر روز گسترده‌تر می‌شود.

ادامه حملات اسرائيل به سوریه، تهدیدی برای حاکمیت و روند انتقال قدرت

حملات اسرائیل بر صحنه امنیتی سوریه به‌شدت سایه انداخته است. بمباران‌های پیاپی، تهاجم نیروهای اسرائیلی به خاک سوریه، آدم‌ربایی و کشتار غیرنظامیان، علی‌رغم درخواست‌های مکرر آمریکا برای توقف این تخلف‌ها، همچنان ادامه دارد. این روند نه‌تنها توانایی دولت انتقالی را برای اعمال حاکمیتش تضعیف می‌کند، بلکه احساس هراس را در میان اقلیت‌ها‌ــ به‌ویژه دروزیان ساکن جنوب‌ــ تشدید می‌کند؛ گروهی که بخشی از آنان در نبود دولتی نیرومند در دمشق، اسرائیل را به‌عنوان حامی و محافظ اصلی خود می‌دانند. علاوه بر آن، در غیاب چشم‌اندازی مشخص برای احیای دوباره توافقنامه توقف درگیری اسرائیل و سوریه، مناطق جنوبی این کشور به نقطه‌ای بحران‌زا بدل شده‌اند که می‌تواند امنیت و ثبات سوریه را به‌طور جدی تهدید کند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

سرنوشت آینده کردها

در شمال‌شرق سوریه، بحران رابطه میان دولت انتقالی و نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) همچنان ادامه دارد. کردهایی که با پشتیبانی آمریکا یک نیروی نظامی بزرگ ایجاد کرده‌اند، هیچ نشانی از آمادگی برای ادغام نیروهایشان در چارچوب وزارت دفاع سوریه نشان نمی‌دهند.

مسئله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که آمریکا، با وجود اعلام حمایت از احمد الشرع، همچنان به تامین مالی و تسلیحاتی نیروهای دموکراتیک سوریه ادامه می‌دهد؛ اقدامی که پیامی دوگانه‌ به دمشق می‌فرستد و تردید میان اعراب و گروه‌های انقلابی را درباره آینده یکپارچگی سوریه افزایش می‌دهد.

تا زمانی که درباره میزان تمرکززدایی، تقسیم منابع و نحوه اداره امنیت محلی توافق روشنی شکل نگیرد، شمال‌شرق سوریه همچنان آسیب‌پذیرترین نقطه در مسیر حفظ وحدت ملی سوریه باقی خواهد ماند.

دغدغه‌های وجودی دروزی‌ها و علوی‌ها در مرحله انتقالی

در جنوب سوریه، صداهای استقلال‌طلبان دروزی هر روز بلندتر می‌شود؛ مطالبه‌ای که اسرائیل حامی سیاسی و لجستیکی آن است. در غرب سوریه نیز درخواست‌های علویان برای خودمختاری‌ــ یا دست‌کم شکل پیشرفته‌تری از تمرکززدایی‌ــ روبه‌افزایش است؛ آن هم در فضایی که چهره‌های بانفوذی مانند رامی مخلوف و شیخ غزال غزال و دیگران بر آتش این مطالبات می‌دمند.

علوی‌ها بر این باورند که دوران پسااسد نتوانسته است امنیت، اعتماد و تضمین‌های لازم را برای ادغام اجتماعی آنان فراهم کند؛ به‌ویژه پس از رخدادهای خشونت‌بار فرقه‌ای که طی ماه‌های گذشته در مناطق مختلف روی داد. تداوم این نگرانی‌ها بدون راه‌حل‌های نهادی راه را برای مداخله خارجی باز می‌کند و به تعمیق بیشتر شکاف‌های اجتماعی می‌انجامد.

تداوم فروپاشی اقتصادی

با وجود بهبود نسبی برخی شاخص‌های اقتصادی پس از رفع تحریم‌های آمریکا و تعهدات سرمایه‌گذاری کشورهای حوزه خلیج فارس، سوری‌ها هنوز تغییری واقعی در زندگی روزمره خود احساس نکرده‌اند. تورم همچنان ادامه دارد، هزینه و کمبود برق در خارج از شهرهای بزرگ پابرجا است و زیرساخت‌ها عملا فروپاشیده‌اند. بخش بزرگی از مردم نیز همچنان به کمک‌های انسان‌دوستانه وابسته‌اند؛ کمک‌هایی که  رو به کاهش گذاشته‌اند.

بازگشت پناهجویان‌ــ که یکی از معیارهای اساسی آغاز روند بهبود به شمار می‌رودــ هنوز بسیار محدود است، زیرا نه مسکن کافی فراهم شده و نه خدمات اولیه در دسترس است. تا این لحظه، یک شهروند عادی سوریه همچنان احساس می‌کند تمام وعده‌های مالی فقط در حد حرف باقی مانده‌اند و به واقعیت تبدیل نشده‌اند.

احمد الشرع میان فشارهای خارجی و انتظارات داخلی؛ فاصله‌ای که هر روز بیشتر می‌شود

این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که احمد الشرع در یک سال گذشته دستاوردهای دیپلماتیک چشمگیری داشته که در تاریخ معاصر سوریه بی‌سابقه بوده است. از جمله دستاوردهای مهم او می‌توان به نخستین سفر رهبر سوریه به کاخ سفید از سال ۱۹۴۶ تاکنون، گشایش کامل روابط با کشورهای حوزه خلیج فارس و گفتگو با مجموعه‌ای از قدرت‌های جهانی، به‌ویژه روسیه و چین، اشاره کرد. با این‌ حال، موفقیت‌های یادشده در داخل سوریه انعکاس قابل‌توجهی نداشتند و الشرع هم بیشتر از اینکه توجه خود را به مسائل داخلی متمرکز کند، در تلاش است حمایت قدرت‌های بزرگ را به دست آورد. همین امر باعث شده است احساس بی‌توجهی و نادیده‌ گرفته شدن در میان شهروندان سوریه روبه‌افزایش باشد.

هشدارها درباره احتمال بازگشت اقتدارگرایی

هرچند برگزاری انتخابات پارلمانی اخیر، نخستین تجربه نیمه‌آزاد سیاسی طی سال‌ها بود، نتوانست نگرانی‌ها را از احیای شکلی تازه از سلطه‌گری را کاهش دهد. بروکراسی کهنه و ناکارآمد کشور همچنان در چارچوب رفتاری سابق خود پابرجاست و نبود قوانین روشن برای احزاب، فعالیت‌های سیاسی را در دایره‌ انحصار دولت محدود می‌کند.

راه برون‌رفت از بحران چیست؟

به‌ نظر می‌رسد دولت مرکزی در دمشق فرصت چندانی برای سامان‌ دادن اوضاع ندارد. تحقق یک گذار واقعی نه با شعار و سخنرانی‌های پرطمطراق امکان‌پذیر است و نه صرفا با گسترش روابط خارجی. خروج سوریه از بن‌بست کنونی مستلزم تحقق موارد زیر است:

- چشم‌انداز ملی روشن که ساختار دولت، نوع نظام حکمرانی و مدل‌های قابل‌پذیرش تمرکززدایی را مشخص کند

- ایجاد یک برنامه گذار جامع، همراه با جدول زمانی مشخص و شاخص‌های اجرایی قابل‌اندازه‌گیری

- راه‌اندازی فرایند آشتی اجتماعی فراگیر که به رنج‌ها و شکاف‌ها میان ملت سوریه، به‌خصوص علویان، دروزیان و کردها به‌طور جدی رسیدگی کند

- پیشبرد یک نظام عدالت انتقالی سنجیده که از محاکمات صرفا نمایشی فراتر برود، اما در عین حال به میدان انتقام‌گیری و نزاع سیاسی تبدیل نشود

- بازسازی اعتماد میان مردم و دولت از طریق ارائه خدمات ملموس و ارتباط مستقیم و مسئولانه

- تثیبت حاکمیت ملی از طریق رسیدن به تفاهم‌های شفاف با آمریکا، ترکیه، اسرائیل و بازیگران هم‌پیمان داخلی

امروز سوریه در برابر فرصت تاریخی سرنوشت‌سازی قرار دارد که از یک‌ سو می‌تواند آن را به کشوری باثبات و متنوع تبدیل کند و از سوی دیگر آن را به سمت درگیری‌های خونبار، دخالت قدرت‌های خارجی و تجزیه سوق دهد. میان این دو مسیر، این صدای مردم سوریه است که سرانجام تکلیف آینده را روشن می‌کند؛ صدای کسانی که بهایی گزاف پرداخته‌اند تا دولتی ملی و فراگیر روی کار آید که بازتاب آرزوهای تمامی مولفه‌های این کشور باشد، نه تکرار کابوس‌های گذشته.

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه