در بیستمین نشست کمیته بیندولتی پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس یونسکو که این روزها در دهلینو در حال برگزاری است، «هنر آینهکاری در معماری ایرانی» با تاکید بر خاستگاه و هویت ایرانی آن در فهرست میراث ناملموس جهان ثبت شد. این پرونده که روز پنجشنبه بیستم آذرماه در اجلاس یونسکو بررسی و تصویب شد، بیستوهفتمین میراث ناملموس ایران است که در فهرست جهانی قرار میگیرد.
در پروندهای که ایران برای ثبت «آینهکاری در معماری ایرانی» به یونسکو ارائه کرد، این هنر بهعنوان یکی از کهنترین و پیچیدهترین شیوههای تزیینی در معماری ایران معرفی شده است؛ هنری که بر اساس برش و نصب قطعات آینه در اندازهها و شکلهای گوناگون نقش میگیرد و با پوشاندن سقفها، گنبدها، دیوارها و ستونها، فضایی مملو از انعکاس نور ایجاد میکند.
در پرونده توضیح داده شده که آینه و آب در فرهنگ ایرانی، نماد پاکی و روشناییاند و آینهکاری نیز بازتابدهنده همین جایگاه در اندیشه و زیباییشناسی ایرانی است. از بناهای مذهبی و اماکن مقدس تا کاخهای سلطنتی و نمونههای معماری معاصر، این هنر همواره حامل مفاهیمی از معنویت، تجمل و هویت فرهنگی بوده و مجموعهای گسترده از مهارتها از طراحی و نقشهکشی تا گچبری، نقاشی و موزاییککاری را در خود جای داده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در بخش دیگری از پرونده، بر این نکته تاکید شده است که آینهکاری در ایران به طبقه یا گروه خاصی محدود نیست و استادکاران، مرمتگران، معماران، طراحان داخلی، صنعتگران و دانشجویان هنر و معماری در شهرهای مختلف آن را اجرا و منتقل میکنند. هرچند این هنر در سراسر ایران رواج دارد، اصفهان، شیراز، مشهد، تهران، قم، اراک و قزوین بهعنوان مراکز اصلی آن معرفی شدهاند، زیرا یا استادان نامدار در این شهرها فعالیت داشتند یا بناهای مذهبی و تاریخی آنها سبب رونق این هنر شدند.
پرونده همچنین از استادکاران و خانوادههایی که آینهکاری در آنها از نسلی به نسل بعد و به صورت میراث خانوادگی منتقل میشود، فهرستی ارائه میکند و در کنار آن، نهادهای فرهنگی، دانشگاهی و هنری را بهعنوان جامعه حامل این میراث برمیشمارد.
نحوه انتقال این هنر در پرونده نیز بهصورت ترکیبی معرفی شده است: بخشی از طریق آموزش رسمی در دانشگاهها و موسسات تخصصی و بخشی در قالب شیوه سنتی استادــشاگردی در کارگاهها.
در بخش مربوط به توسعه پایدار، پرونده توضیح میدهد که آینهکاری فراتر از ارزشهای زیباییشناختی، آثار زیستمحیطی و اقتصادی نیز دارد و انعکاس نور در فضاهای آینهکاریشده بهویژه در اماکن بزرگ و پررفتوآمد، موجب کاهش مصرف انرژی میشود.
پیوند میان میراث ملموس و ناملموس
شهاب نیکمان، پژوهشگر میراث ناملموس و تهیهکننده پرونده «هنر آینهکاری در معماری ایرانی»، در توضیح روند آمادهسازی این پرونده گفت که زمان اندکی برای تدوین آن در اختیار داشت، اما با همراهی همکارانش در موسسه میراث مانا، فرایند تدوین و تکمیل اسناد را بهرغم دشواریهای فراوان به انجام رساند و برای ارائه نهایی، شخصا راهی دبیرخانه کنوانسیون در فرانسه شد.
به گفته او، پس از بررسی و تصویب این پرونده در اجلاس یونسکو، نمایشگاهی مرتبط با آینهکاری نیز در محل برگزاری اجلاس با حضور دو هنرمند آینهکار، حمید مهدیزاده و بهنود گوهربین، برگزار میشود که اجرای زنده بخشهایی از فرایند آینهکاری را ارائه میکنند.
نیکمان که دارای مقام مشورتی در یونسکو است، این پرونده را نخستین مورد میراث ناملموس خواند که مستقیم به حوزه معماری ایرانی مرتبط است. او در ادامه، ضمن اشاره بهعنوان پرونده «آینه: هنر آینهکاری در معماری ایران» به روزنامه پیام ما گفت که این عنوان گسترهای فراتر از تزیینات آینهای بناها را دربرمیگیرد و حوزه معماری را در معنایی وسیع شامل طراحی، تزیینات وابسته و حتی ساخت قابها و آثار هنری مبتنی بر آینهکاری تعریف میکند.
به گفته او، ارجاع به «معماری ایرانی» در این پرونده به جغرافیای سیاسی امروز ایران محدود نیست و پهنهای گسترده از میراث معماری ایرانیتبار از شمال آفریقا و بخشهایی از اروپا تا آسیای میانه و شبهقاره هند را در برمیگیرد.
او یکی از نقاط کانونی پرونده آینهکاری را پیوند میان میراث ملموس و ناملموس دانست و تاکید کرد که هنر آینهکاری در فهم دوباره معماری تاریخی ایران و سازوکارهای شکلگیری آن نقش موثری ایفا میکند.
هنر آینهکاری در گستره ایران بزرگ
بر اساس تعریف مقالهای در دانشنامه ایرانیکا، آینهکاری در معماری ایرانی هنری است مبتنی بر پوشاندن سطوح با قطعات ریز و برشخورده آینه که در کنار هم ساختاری موزاییکی پدید میآورند. این هنر اگرچه گاه بهعنوان تزیینی پرزرقوبرق معرفی شده، در واقع یکی از شیوههای بیانگر تفسیر نور و فضا در سنت معماری ایران است.
جوهره آینهکاری بر این اساس استوار است که مادهای ارزشمند (شیشه بازتابنده) به قطعات کوچک تقسیم شود تا بتواند در چیدمانی تازه، نور را بشکند، تکثیر کند و معنا ببخشد؛ جلوهای که درخشندگی آن حتی از بسیاری از پوششهای کلاسیک معماری ایرانی همچون کاشی زرینفام یا موزاییکهای لعابدار فراتر میرود.
خاستگاه این هنر به دوران ساسانیان میرسد، اما شکلگیری آن بهعنوان یک شیوه تزیینی معرف معماری ایرانی، از دوره صفوی آشکارتر میشود. نخستین نمونههای شناختهشده از کاربرد گسترده آینهکاری در بنای دیوانخانه شاه طهماسب در قزوین دیده شده است. از سدههای ۱۵ تا ۱۷ میلادی، ورود آینههای کوچک اروپایی، بهویژه تولیدات صیقلخورده و نقرهاندود شیشهگران ونیزی به ایران، در گسترش این هنر نقش مهمی داشت. این آینهها از مسیرهای تجاری ازمیر و حلب به ایران میرسیدند و بهتدریج وارد معماری سلطنتی شدند.
گزارش سفرنامهنویسان اروپایی نشان میدهد که در دوره صفوی، بهویژه در کاخها، نصب مجموعهای از آینهها بر دیوار و سقف رواج داشت و آینههای وارداتی در ترکیب با مهارت محلی استفاده میشدند. در این نمونهها، آینههای بزرگ گاه با قابهای شیشهای تزیینی نقش نقطه کانونی فضا را ایفا میکردند و گاهی سطح کامل بنا را میپوشاندند؛ سنتی که هنوز بقایای آن در ورودی عمارت چهلستون دیده میشود.
بر مبنای اسناد تاریخی موجود، شکسته شدن آینهها در مسیرهای طولانی کاروانی، خود به بستری برای خلاقیت هنرمندان ایرانی تبدیل شد. قطعات شکسته که ارزش انعکاسی خود را حفظ میکردند، ماده اولیه سبکی تازه شدند: استفاده هدفمند از قطعات کوچک آینه برای پوشاندن سطوح محدب، بهویژه مقرنسهای گنبدها. این نوآوری سبب شد آینهکاری نه صرفا واردات یک کالای لوکس، بلکه یک هنر بومی و خلاقانه ایرانی تبدیل شود.
پس از استقرار این سنت، آینهکاری بهتدریج در کاخها، تالارها، خانههای اعیان، قهوهخانهها و زیارتگاهها جایگاهی پررنگ پیدا کرد. در حرمهای شیعی، از سده نوزدهم به بعد، تراکم آینهکاری به حدی رسید که فضاها در نور چندلایه چلچراغها غوطهور میشدند و مجموعهای از انعکاسهای ظریف و پیدرپی، زبان بصری ویژهای پدید میآوردند. این ویژگیها را میتوان در فضاهایی مانند حرم حضرت معصومه یا تالارهای آینه در کاخ گلستان مشاهده کرد.
در دوره پهلوی، آینهکاری وارد فضاهای رسمی و دولتیتر شد، از جمله تالار تاجگذاری کاخ گلستان و تالار تشریفات کاخ مرمر. اگرچه این فضاها معماری بستهتر و مدرنتری داشتند، اما بهرهگیری از آینهکاری موجب شد پیوستگی سنتهای بصری ایرانی حفظ شود. در این دوره، آینهکاری بیش از آنکه مستقیم ادامه گذشته باشد، بهعنوان بازخوانی مدرن یک سنت کهن عمل کرد؛ سنتی که میان نور، فضا و تجربه انسانی پیوندی تازه برقرار میکرد.
ثبت پرونده «هنر آینهکاری در معماری ایرانی» در فهرست میراث ناملموس یونسکو به حفظ، آموزش و انتقال آن به نسلهای آینده کمک میکند. همچنین توجه عمومی و تخصصی به آن را افزایش میدهد و میتواند زمینهساز حمایتهای مالی و برنامههای حفاظتی گستردهتر شود. از سوی دیگر، ثبت جهانی به تقویت گردشگری فرهنگی و افزایش ارزش بناهای تاریخی مرتبط میانجامد، اما همه اینها به شرطی است که در مجموعه وزارت میراث فرهنگی، ارادهای برای معرفی و توسعه این هنر و حمایت از استادکاران آن وجود داشته باشد.

