تظاهرات عراق و لبنان دیگر قابل جلوگیری نیست

آغاز شکست پروژه سیاسی ایران در خاورمیانه ‏

گوشه ای از تظاهرات مردمی در بغداد. عکس از: آسوشیتد پرس (اندیپندنت عربی) .‏

از نخستین روز آغاز قیام مردمی در عراق و لبنان تا کنون، این پرسش در میان آگاهان سیاسی مطرح می شود که آیا تظاهرات ملی در عراق و لبنان می تواند به پیروزی برسد و یا اینکه نظام های حاکم در دو کشور موفق به سرکوبی تظاهرات خواهند شد؟

اما تحولات دو هفته ای اخیر در عراق و لبنان حاکی از موفقیت قیام های مردمی است و چنین به نظر می رسد که این تظاهرات توانسته است از خطوط قرمز نظام های سیاسی در هر دو کشور عبور کند و پا به مرحله ای از پیروزی بگذارد که دیگر، فرصت سرکوبی این تظاهرات برای دولت ها ممکن نباشد. تداوم اعتراضات مردمی، امروز لبنان و عراق را با تحول شگرفی در تمام عرصه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی رو به رو  کرده است که نظام های سیاسی حاکم در بغداد و بیروت، توان مقابله با این تحولات را از دست داده اند و هیچ ترفندی برای بقای آن ها باقی نمانده است.

بارز ترین نقطه مشترک میان بغداد و بیروت، پیوند مذهبی و فرقه گرایی هر دو نظام با رژیم ایران است و با توجه به این که هر دو دولت از یک جهت واحد حمایت می شوند، آیا جنبش های مردمی در عراق و لبنان می توانند مبارزه خود را علیه نظام های سیاسی که توسط دو بازوی قدرتمند وابسته به ایران (نیروهای بسیج مردمی در عراق و شبه نظامیان حزب الله در لبنان) حمایت می شوند، به پیروزی برسانند؟

تردیدی نیست که تداوم تظاهرات و اصرار معترضان در هر دو کشور، نشان می دهد که توده های خشمگین جوان هرگز دست از تظاهرات نخواهند کشید و این مبارزه را آن چنان به پیش خواهند برد تا تمام ساختارهای سیاسی و اقتصادی که به سود پروژه سیاسی ایران در منطقه بنا شده است، فرو ریزد و دست گروه های وابسته به ایران از مراکز تصمیم گیری و قدرت در بغداد و بیروت کوتاه شود.

با آن که موقعیت ژئوپلیتیک و تفاوت ویژگی های سیاسی و اجتماعی دو کشور ممکن است فرایند تظاهرات عراق و لبنان را اندکی متفاوت نمایان کند اما از آن جا که خواسته های معترضان در هر دو کشور همسان است، بنا بر این، تحولات ناشی از تظاهرات در یکی از این کشورها می تواند بر تظاهرات کشور دیگر الهام بخش و تأثیر گذار باشد.

در لبنان، اعتراضات مسالمت آمیز مردمی به یک استراتژی ملی تبدیل شده است و گروه های معترض در سراسر کشور وحدت و همبستگی خود را حفظ کرده و در وضعیتی قرار گرفته اند که سرکوبی آن ها دیگر بدون یک نیروی نظامی قوی ممکن نیست و این امر، مردم را بیشتر از پیش به پیروزی امیدوار می کند. وضعیت کنونی لبنان می تواند یاد آور جنبش اتحادیه های کارگری لهستان در دهه 80 میلادی باشد، هنگامی که تظاهرات سازماندهی شده در ورشو بدون داشتن یک رهبری واحد توانست به پیروزی برسد و خواسته های همگان را بر آورده کند.

شاید بتوان گفت که یکی از عمده ترین عوامل موفقیت اعتراضات مردمی در لبنان، تلاش معترضان برای حفظ وحدت و استفاده از تجارب دیگران بوده است، معترضان لبنانی با استفاده از تجارب انقلاب "سدر" لبنان در سال 2005، انقلاب سبز ایران در سال 2009 و قیام مردمی سال 2013 مصر علیه رژیم اخوان المسلمین، تظاهرات را به سوی موفقیت سوق دادند. شکی نیست که اکنون جنبش مردمی لبنان، پس از ارتش این کشور و حزب الله، به عنوان سازمان یافته ترین ساختار در این کشور به شمار می رود و برهم زدن این ساختار منظم و همبسته، کار آسانی نیست و نظام آشفته سیاسی لبنان دیگر توان مقاومت در برابر این قیام ملی را ندارد.

از سوی دیگر، معترضان لبنانی خواسته های معقول و عملی را مطرح کرده اند که با هیچ قانونی در تضاد نیست و دولت به انجام آن ها توانایی کامل دارد. اعتراض کنندگان در لبنان خواستار کناره گیری دولت و تشکیل دولت جدیدی هستند که متشکل از نخبگان و متخصصان باشد و اعضای آن وابستگی داخلی و خارجی نداشته باشند و بتوانند به صورت مستقل عمل کنند و کشور را از ناهنجاری های که در چند دهه گذشته لبنان را در عمق بحران فرو برده است، نجات دهند.

خواسته های معترضان لبنانی در سطح بین المللی نیز قابل پذیرش است و نمایانگر پختگی سیاسی ملت لبنان در جست و جوی راه حل برای پایان دادن به مشکلات است. اما گروهای سیاسی وفادار به ایران که تا کنون قدرت را در دست دارند از پذیرش خواسته های معترضان طفره می روند، زیرا نظام سیاسی را که ملت لبنان می خواهد به سود شبه نظامیان و جنگ سالاران وابسته به ایران نیست.

اکنون معترضان لبنانی در رویارویی با دو جهت خودکامه و ناسازگار قرار دارند، حزب الله، مخالف خواسته های ملت است و سیاستمداران آغشته به فساد که از سال ها بدین سو قدرت را در دست دارند، نمی خواهند کنار بروند و از همه ای امتیازات صرف نظر کنند.

شکی نیست که سر انجام تظاهرات ملت لبنان به پیروزی می رسد و جامعه بین المللی دیر و یا زود در کنار مردم قرار می گیرد و البته تداوم تظاهرات منظم و مسالمت آمیز، مسیر گفت و گو میان معترضان و جامعه بین المللی را باز می کند و در نتیجه، رئیس جمهور و رئیس پارلمان لبنان؛ جز عقب نشینی، گزینه دیگری در پیش رو نخواهند داشت.

اما در عراق، وضعیت اندکی متفاوت است و تظاهرات مردمی این بار توانسته است در میان شهروندان شیعه مذهب عراق گسترش یابد و توده های بزرگ مردمی را علیه سیاست های مداخله گرانه ای ایران به خیابان ها بکشاند، به ویژه در شهرهای مذهبی همچون نجف و کربلا، مناطقی که عمق استراتژی ایران و گروه های وفادار به این کشور را شکل می دهد.

در چندین دهه گذشته، اغلب تظاهرات در مناطق سنی نشین عراق به وقوع می پیوست و بیشتر معترضان از اهل سنت بودند و قیام های مردمی در بیشتر موارد از سوی شبه نظامیان شیعه مذهب سرکوب می شد. اما تظاهرات اخیر، یک تحول بی سابقه است زیرا شیعیان در این تظاهرات نقش گسترده ای دارند و روند اعتراضات مردمی در مناطق شیعه نشین شدت بیشتری دارد و تمام اقشار ملت در تظاهرات ضد دولتی سهم دارند و بر ضد سیاست های ایران شعار می دهند. همین تحول غیر مترقبه، نگرانی رژیم ایران و گروه های وابسته به این کشور در عراق را بر انگیخته است، زیرا تداوم این روند، تمامی تلاش ها و دستاوردهای ایران در منطقه را با خطر فروپاشی و نابودی رو به رو می کند.

از سوی دیگر، واکنش خشونت آمیز دولت و گروه های مسلح وابسته به ایران علیه معترضان که منجر به کشته و زخمی شدن شمار بسیاری از تظاهر کنندگان شده است، اوضاع عراق را آسیب پذیر تر کرده  است. رهبران سیاسی که دولت را در کنترل دارند، هنگامی که منافع خود را در خطر می بینند، واکنش شدید تری علیه معترضان نشان می دهند و این روند جامعه عراق را دچار آشفتگی بیشتر می کند.

اگر چه تظاهر کنندگان در لبنان، به گونه ای مستقیم، علیه شبه نظامیان حزب الله شعار نمی دهند اما معترضان عراقی، با صدای بلند علیه گروه های مسلح وابسته به ایران شعار می دهند و خواستار خروج ایرانی ها از عراق هستند و دولت ایران را به عنوان یک نیروی تجاوزگر  می شناسند.

البته یکی از عمده ترین گزینه های حل بحران کنونی در عراق، کناره گیری دولت و اجرای انتخابات است و این روند نفوذ شبه نظامیان وابسته به ایران را به پایان می رساند، از این رو، رژیم ایران هرگز آماده ای عقب نشینی نیست و برای حمایت از دولت کنونی، دست به هر اقدامی خواهد زد تا نفوذ سیاسی، نظامی و اقتصادی خود را در عراق از دست ندهد.

بدین ترتیب، شکی نیست که نه معترضان، دست از تظاهرات و مبارزه بر می دارند و نه دولت عراق به زودی تسلیم واقعیت اوضاع می شود اما تداوم اعتراضات نمی تواند به سود سیاست های ایران تمام شود، بلکه ممکن است تظاهرات لبنان و عراق، انگیزه ای برای آغاز قیام گسترده ای مردمی در ایران باشد.

https://www.independentarabia.com

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مقاله، نظر نویسنده بوده و سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی‌کند.

© IndependentArabia

بیشتر از دیدگاه