با توقف کامل صادرات نفت ایران از مسیرهای معمول و کاهش ذخایر نفتی شناور این کشور در نزدیکی مالزی و چین، دولت جمهوری اسلامی با کاهش شدید درآمد مواجه شده است. به گزارش مریتایم، برآوردها نشان میدهد این کاهش ممکن است معادل ۴۰ درصد درآمد پیشبینیشده در بودجه سالانه باشد.
انتظار میرود ذخایر نفتی ایران در نفتکشهای مستقر در نزدیکی مالزی و چین تا پایان ماه جاری تمام شود و آخرین درآمدهای حاصل از فروش آنها نیز تا پایان سال به ایران برسد. با این حال، پیشبینی میشود منابع مالی به اولویتهای امنیتی حکومت از جمله بازسازی برنامه هستهای، تولید موشکهای بالستیک و پدافندی برای جایگزینی ذخایر مصرفشده در جنگ، و پرداخت حقوق و هزینههای عملیاتی نیروهای امنیتی تخصیص داده شود، اما منابع تامین نیازهای عمومی مردم بهشدت محدود شود.
جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته تجربه گستردهای در دور زدن تحریمها کسب کرده است و با توقف صادرات نفت و گاز طبیعی مایع از مسیرهای سنتی، ممکن است برای تامین درآمد موردنیاز به مسیرهای جایگزین روی آورد.
مریتایم مینویسد یکی از گزینههای احتمالی، انتقال نفت از طریق شبکه ریلی و مسیر سرخس، ترکمنستان و چین است. کانادا در سال ۲۰۱۴ روزانه ۱۷۵ هزار بشکه نفت را با قطار از آلبرتا به پالایشگاههای آمریکا منتقل میکرد، که رقمی معادل حدود ۲۰ درصد صادرات نفت ایران به چین است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
با این حال، انتقال ریلی نفت به احداث زیرساخت، تامین واگنهای مخصوص، و پرداخت هزینههای بالای حملونقل نیاز دارد. مسیر ریلی و پلها نیز پیشتر هدف حملات آمریکا قرار گرفتهاند و احتمال حملات مجدد وجود دارد. سفر ریلی تا چین بین ۱۰ تا ۱۵ روز طول میکشد و تفاوت عرض خطوط راهآهن در طول مسیر، هزینه و زمان انتقال را افزایش میدهد. راهاندازی چنین سامانهای ممکن است چندین سال زمان ببرد.
گزینه دیگر، انتقال نفت از طریق دریای خزر است. شبکه انتقال نفت ایران خط لولهای از مسیر زاغمرز در ساحل خزر دارد، اما این خط لوله برای واردات نفت روسیه و تامین نیاز پالایشگاههای شمال ایران ساخته شده است.
نفتکشهای دریای خزر ظرفیت محدودی دارند و بهدلیل عمق کم آب، حجم نفتی که حمل میکنند اندک است. علاوه بر این، بعید است جمهوری آذربایجان یا قزاقستان اجازه انتقال نفت ایران از طریق خطوط لولهشان از جمله مسیر باکو، تفلیس و جیحان یا کنسرسیوم خط لوله خزر را بدهند.
ناوگان نفتکشهای تخصصی متعلق به امارات متحده عربی نیز که میان آقتاو و باکو فعالیت میکند، احتمالا برای انتقال نفت ایران به کار گرفته نخواهد شد. روسیه نیز مشکلات صادرات نفت خود را دارد.
انتقال زمینی نفت از طریق ترکیه هم با موانع جدی روبروست. کامیونها معمولا حدود ۱۰ روز در مرز ایران و ترکیه معطل میشوند و هزینه حملونقل بسیار بالاست.
در عراق نیز زیرساخت لازم برای صادرات نفت ایران وجود ندارد. حتی در صورت احداث اتصالات خط لوله، نظارت آمریکا بر صادرات ایران به عراق مانع مهمی برای انتقال مقادیر قابلتوجه نفت خواهد بود.
محتملترین گزینه، دستیابی به توافقهای محرمانه با برخی تامینکنندگان نفت در خلیج فارس برای عبور ایمن برخی نفتکشها از تنگه هرمز است، بهویژه نفتکشهایی که مقصدشان کشورهای دوست ایران مانند مالزی یا پاکستان باشد. چنین توافقهایی ممکن است پرداخت سهمی از ارزش محموله در مقابل عبور بدون حمله را شامل شود، اما درآمد حاصل از آن در مقایسه با صادرات معمول بسیار محدود خواهد بود.
بارگیری نفت در جزیره خارگ و دیگر پایانههای صادراتی ایران کاملا متوقف شده است. جابهجایی نفت میان بنادر خلیج فارس و سواحل مکران، حتی برای تامین نیاز پالایشگاههای داخلی، نیز دشوارتر شده است.
نیروی دریایی آمریکا به شناورهای در حال تردد میان بنادر ایران هشدار داده است حرکت را متوقف کنند و تاکنون چند شناور را در نزدیکی جاسک و چابهار غرق کرده است.
در شرایط کنونی، مسیرهای جایگزین و روشهای دور زدن محدودیتهای صادراتی ظرفیت کافی برای جبران کسری درآمدهای نفتی پیشروی دولت ایران را ندارند.

