قمار تهران با کارت بیروت؛ چرا جمهوری اسلامی ایران به جای لبنان تصمیم می‌گیرد؟

هرچه بحران ایران پیچیده‌تر می‌شود، تلاش تهران برای کشاندن لبنان به معادلات آن نیز آشکارتر می‌شود

جنگجویان حزب‌الله لبنان‌ــ Photo: AFP

رهبران جمهوری اسلامی ایران نمی‌توانند از شروط خود برای برقراری آتش‌بس سخن بگویند، بی‌آنکه توقف حملات اسرائیل به حزب‌الله در لبنان را نیز وارد معادله کنند. گویی لبنان بخشی از ایران یا یکی از مستعمرات آن است و تهران حق دارد بحران خود را با وضعیت بیروت گره بزند. در حالی که رئیس‌جمهوری و نخست‌وزیر لبنان بارها تاکید کرده‌اند که هیچ‌کس از طرف لبنان مذاکره نمی‌کند و هیچ‌کس نمی‌تواند به جای این کشور درباره بحران ناشی از امتناع حزب‌الله از تحویل سلاح‌هایش و تداوم حملات اسرائیل به خاک لبنان سخن بگوید.

جمهوری اسلامی ایران با همراهی اسرائیل و حزب‌الله، لبنان را به ویرانی کشاندند. اقدام‌های برخلاف منافع لبنان حزب‌الله هم نه ایران را از بحران کنونی‌اش نجات خواهد داد و نه لبنان را از حملات اسرائیل در امان نگه می‌دارد، مگر آنکه این گروه از ادامه این مسیر دست بردارد و سلاح هایش را تحویل دهد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

دولت لبنان و بخش بزرگی از جامعه این کشور مداخله جمهوری اسلامی ایران در امور داخلی لبنان را نمی‌پذیرند و با هرگونه دخالت تهران در این کشور مخالف‌اند. از نگاه آنان، اینکه ایران برای خود حق اظهارنظر درباره موضع لبنان قائل شود، مردود و مغایر با عرف بین‌المللی است.

پرسش اینجا است: چه کسی به تهران حق داده است از جانب لبنان سخن بگوید؟ اساسا بحران لبنان چه ارتباطی با بحران ایران دارد؟ لبنان کشوری کوچک است که به‌ دلیل دخالت جمهوری اسلامی ایران و حمایت از حزب‌الله، زیر فشار اسرائیل قرار دارد. پس چگونه می‌توان خواسته‌های کشوری را پذیرفت که خود از گذشته تا امروز، در ویرانی لبنان نقشی اساسی داشته است؟

ای کاش جمهوری اسلامی ایران به امور خود بپردازد و بگذارد لبنان مسائلش را آن‌گونه که خود صلاح می‌داند، حل‌وفصل کند. اگر تهران واقعا می‌خواهد از رنج لبنان و مردم این کشور بکاهد، باید از حمایت حزب‌الله دست بردارد و این گروه را به همراهی با تصمیم دولت لبنان تشویق کند.

اما رفتار تهران و سیاست‌های نظام حاکم بر آن کمترین نشانی از تلاش برای پایان دادن به خونریزی و برقراری امنیت و ثبات ندارد. جمهوری اسلامی ایران نه‌تنها لبنان، بلکه سراسر منطقه را به ویرانی و بی‌ثباتی کشانده و حاصل این سیاست‌ها چیزی جز انزوای روزافزون و فاصله گرفتن از جامعه جهانی نبوده است.

بعید می‌دانم بحران ایران به همین نتایجی که تاکنون به بار آورده، محدود بماند. بی‌تردید، گره زدن لبنان به برقراری آتش‌بس چیزی جز بهره‌برداری از این کشور در بحرانی نیست که هیچ ارتباطی با لبنان ندارد؛ بحرانی که حزب‌الله لبنان را به آن کشاند و به‌عنوان بازوی جمهوری اسلامی ایران، عامل ویرانی لبنان و منطقه شد.

به احتمال زیاد، ایران امروز گرفتار سردرگمی و بلاتکلیفی است و میان صاحبان قدرت درباره نحوه اداره کشور اختلاف نظر وجود دارد. این وضعیت یافتن راه‌حل را دشوارتر کرده و با سخت‌تر شدن مواضع آمریکا و ایران، جنگ را به تنها گزینه پیش‌رو تبدیل کرده است.

ای کاش جمهوری اسلامی ایران به‌جای استفاده ابزاری از لبنان برای تحمیل شروط غیرقابل‌قبول خود به آمریکا، در توقف حملات به این کشور همکاری کند، چرا که لبنان کشوری مستقل است و باید خود درباره سرنوشتش تصمیم بگیرد. پذیرفتنی نیست که تهران از جانب لبنان سخن بگوید یا درباره مسائل این کشور، به جای بیروت تصمیم بگیرد.

حزب‌الله امروز عملا به آخر خط رسیده است. مواضعش را یکی پس از دیگری از دست می‌دهد، سلاح‌هایش نابود و نیروهایش کشته می‌شوند. حملات اسرائیل بی‌وقفه ادامه دارد، اما حزب‌الله نه توان مقاومت دارد و نه پاسخی به این حملات می‌دهد. با این حال، به دستور نظام حاکم بر ایران همچنان از تحویل سلاح خودداری می‌کند؛ رویکردی که نه به سود ایران است، نه لبنان و نه حتی خود حزب‌الله. واقعیت مسلم این است که این گروه دیگر به جایگاه گذشته بازنخواهد گشت و در آینده نیز در معادلات لبنان و منطقه نقش و نفوذی نخواهد داشت.

برگرفته از الجزیره

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه