گسترش فقر، کاهش امید اجتماعی و دشوارتر شدن دسترسی به خدمات مشاوره و رواندرمانی، بازار رمالان و دعانویسان را در شبکههای اجتماعی رونق داده است؛ بازاری که در آن رؤیای بازگرداندن معشوق و بختگشایی تا درمان بیماری و ثروتمند شدن یکشبه فروخته میشود.
در ایران امروز، پیدا کردن یک دعانویس دیگر نیازی به پرسوجو در محلههای قدیمی یا رفتن به خانهای ناشناس ندارد. کافی است عباراتی مانند باطلالسحر، دعای بازگشت معشوق، طلسم رزق و روزی یا رفع بستگی در اینستاگرام و تلگرام جستوجو شود تا صدها صفحه، کانال و شماره تماس در برابر کاربر قرار گیرد؛ صفحاتی با هزاران دنبالکننده، پیامهای رضایت مشتریان، وعده نتیجه تضمینی و تعرفههایی که گاه از هزینه چندین جلسه مشاوره روانشناسی بیشتر است.
همشهری در گزارشی با اشاره به گسترش مراجعه به دعانویسان، این پرسش را مطرح میکند که چرا با وجود افزایش سطح آموزش و دسترسی گسترده به اطلاعات، مراجعه به رمال و فالگیر همچنان ادامه دارد و حتی در برخی موارد از مراجعه به روانشناس پیشی گرفته است. پاسخ را نمیتوان صرفا در سادگی یا کمسوادی مراجعان جستوجو کرد.
مشتریان این بازار از میان طبقات گوناگون، و از افراد کمدرآمد تا شهروندان تحصیلکردهاند و موضوع اصلی نه مدرک تحصیلی، بلکه اضطراب، استیصال، فقدان احساس کنترل بر زندگی و نیاز به شنیدن وعدهای درباره آینده است. دلاری شدن پرداختها به خوبی نشان میدهد حتی در حوزه رمالی و کلاهبرداری نیز برخی افراد در سطح لوکستر فعالیت میکنند و دستمزدشان را برای پنهان کردن رد تراکنشها به دلار و طلا و رمزارز دریافت میکنند.
موضوعی که نشان میدهد شبکههای اجتماعی ساختار این تجارت را نیز تغییر دادهاند. رمالان مجازی برای یافتن مشتری به مکان ثابت، مجوز یا حتی ملاقات حضوری نیاز ندارند. آنها با ویدیوهای کوتاه، روایتهای ساختگی از رضایت مشتریان، نمایش کاغذهای رمزآلود، شمع، بخور، مهره، مو، طلسم و کتابهای ظاهرا قدیمی، اعتمادسازی میکنند. سپس با انتقال گفتگو به پیامرسانها، از مخاطب میخواهند نام خود و مادرش، عکس، تاریخ تولد و شرح مشکلات خصوصیاش را ارسال کند. همین اطلاعات در مرحله بعد برای ترساندن فرد یا متقاعد کردن او به وجود سحر سنگین یا دشمن پنهان استفاده میشود.
پژوهش مبتنی بر کلاندادههای محمدعلی دادگسترنیا درباره محتوای فارسی شبکههای اجتماعی در بازه سالهای ۱۳۹۵ تا مهر ۱۴۰۲، ابعاد این بازار را به روشنی نشان میدهد. بر اساس این بررسی، حدود یک میلیون محتوای مرتبط با رمالی و دعانویسی در اینستاگرام منتشر شده و بیش از ۳۰۰ میلیون بار پسندیده شده و ۱۳ میلیون دیدگاه دریافت کرده است. در تلگرام نیز نزدیک به چهار میلیون محتوا در بیش از ۲۰۰ هزار کانال شناسایی شده که مجموع بازدید آنها از ۱۰ میلیارد عبور کرده است. این ارقام لزوما به معنای وجود همین تعداد مشتری نیست، اما نشان میدهد رمالی از فعالیتی پنهان و حاشیهای به صنعتی پررونق برای تولید محتوا، تبلیغات و کسب درآمد بدل شده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
وقتی آینده بسته است، بازار پیشگویی باز میشود
رونق رمالی را باید در متن شرایط اقتصادی و اجتماعی ایران دید. جامعهای که در آن تورم، بیکاری، کاهش قدرت خرید، بحران مسکن، بیثباتی شغلی و دشواری ازدواج به مسائل روزمره میلیونها نفر تبدیل شده، بیش از گذشته با احساس بیآیندگی روبهرو است. زمانی که فرد نمیتواند برای چند ماه بعد خود برنامهریزی کند، وعده اطلاع از آینده یا تغییر آن جذابیت بیشتری مییابد.
مصطفی اقلیما، رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران، معتقد است گرایش مردم به رمالی و خرافات معلول علتهای بسیار است. به گفته او، بیشترین مراجعان به رمالها یا افراد گرفتار در فقر، بیکاری و آسیبهای اجتماعیاند که در پی شنیدن حرف امیدوارکنندهای به این افراد مراجعه میکنند یا ثروتمندانیاند که تحت تأثیر باورهای بهجامانده از دوران کودکی برای امور مختلف به این افراد پناه میبرند.
رمالان دقیقا بر همین نقاط بحران دست میگذارند. تبلیغات آنان معمولا حول موضوعاتی مانند ازدواج، بازگشت شریک عاطفی، جلوگیری از طلاق، یافتن شغل، رونق کسبوکار، وصول بدهی، درمان ناباروری و مقابله با بیماری ساخته میشود؛ یعنی حوزههایی که ناکامی در آنها با ساختار اقتصادی، خدمات عمومی، مناسبات خانوادگی و وضعیت سلامت مرتبط است. در تبلیغ رمالی، اما مشکل ساختاری به طلسم، چشمزخم، بسته شدن بخت یا دشمنی نزدیکان تقلیل داده میشود و راهحل نه در تغییر شرایط واقعی، بلکه در خرید یک دعا یا پرداخت پول برای انجام آیینی پنهانی معرفی میشود.
ناصر فکوهی، انسانشناس، در تحلیلی درباره گرایش به فال و جادو میگوید کاهش سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی میتواند زمینه مساعدتری برای رشد رفتارهای جادویی و باورهای خرافی فراهم کند. او درعینحال هشدار میدهد که نباید رابطهای ساده و مستقیم میان نااطمینانی اجتماعی و فالگیری ترسیم کرد، زیرا باورهای جادویی ریشه تاریخی دارند و در جوامع مدرن نیز از بین نرفتهاند. با این حال، هنگامی که اعتماد عمومی، امید و احساس ثبات کاهش مییابد، افراد برای فهم آینده به پاسخهایی پناه میبرند که جهان واقعی از ارائه آنها ناتوان است.
از منظر روانشناختی، رمالی به فرد مضطرب نوعی توهم کنترل میدهد. انسانی که بر قیمتها، آینده شغلی، رفتار شریک عاطفی یا نتیجه بیماری خود تسلطی ندارد، با انجام یک آیین احساس میکند دستکم اقدامی کرده است. وعده قطعی رمال نیز برای ذهنی که از ابهام فرسوده شده آرامبخش است، حتی اگر این آرامش موقت و مبتنی بر فریب باشد.
روانشناسان از پدیدهای با عنوان گرایش به نتیجه فوری سخن میگویند. حل اختلاف خانوادگی، درمان اختلال روانی، بهبود وضعیت مالی یا بازسازی رابطه عاطفی معمولا به زمان، مسئولیتپذیری و تغییر رفتار نیاز دارد، اما دعانویس وعده میدهد بدون طی این مسیر دشوار نتیجهای سریع به دست آید. افزون بر این، هزینه بالای رواندرمانی، کمبود خدمات عمومی و ترس از انگ اجتماعی باعث میشود برخی افراد رمالی را در دسترستر از مراجعه به روانشناس، مددکار اجتماعی، پزشک یا وکیل بدانند.
با این حال، تقلیل مشتریان این بازار به افراد ناآگاه تحلیل دقیقی نیست. رمالان از شگردهای شناختهشده روانشناختی بهره میبرند، از جمله بیان گزارههای کلی، استخراج اطلاعات از واکنش مخاطب و نسبت دادن ناکامی پیشگویی به مداخله نیروهای ناشناخته. اگر وعده محقق شود، آن را گواه قدرت خود معرفی میکنند و اگر شکست بخورد، میگویند طلسم سنگینتر از تصور بوده یا فرد دیگری دعا را باطل کرده است. بدین ترتیب، ادعای آنها عملا ابطالناپذیر میشود.
از بازگشت معشوق تا درمان سرطان؛ ویترین بیانتهای طلسمها
خدمات عرضهشده در صفحات رمالی دامنهای گسترده دارد. فال قهوه، تاروت، کفبینی و طالعبینی معمولا در ورودی این بازار قرار دارند و با هزینه کمتر، مخاطب را جذب میکنند. مرحله بعد شامل دعای محبت، زبانبند، بختگشایی، جدایی انداختن میان دو نفر، بازگرداندن همسر، افزایش رزق، رونق مغازه، قبولی در آزمون و دفع چشمزخم است. در سطوح گرانتر، ادعای تسخیر جن، احضار روح، یافتن دفینه، درمان بیماری یا باطل کردن سحر سیاه مطرح میشود.
این صفحات ابتدا با مبلغی محدود مشتری را وارد چرخه پرداخت میکنند. پس از دریافت اطلاعات شخصی، به او میگویند مشکلش عادی نیست و طلسم خانوادگی، موکل قدرتمند یا سحر چندلایه در کار است. هزینه رفع مشکل سپس مرحلهبهمرحله افزایش مییابد. برخی قربانیان پس از پرداخت اولیه با تهدید روبهرو میشوند که اگر کار نیمهتمام رها شود، بلا، بیماری یا مرگ در انتظارشان خواهد بود.
در تیرماه ۱۴۰۵، پلیس آگاهی تهران از بازداشت مردی خبر داد که با تبلیغ در شبکههای اجتماعی و وعدههایی مانند بختگشایی و باطل کردن سحر، ماهانه حدود ۸۰۰ میلیون تومان درآمد داشت. بر اساس روایت منتشرشده، او دعاهایی را با قیمت کم از بازار تهیه میکرد و با چند برابر قیمت به مشتریان میفروخت. این پرونده تنها نمونهای از تبدیل باورهای جادویی به کسبوکاری سازمانیافته است.
پروندههای مشابه نشان میدهد آسیب فقط به از دست رفتن پول محدود نیست. در مواردی رمالان به اطلاعات خصوصی، تصاویر خانوادگی یا مسائل جنسی قربانیان دسترسی مییابند و از آنها برای اخاذی استفاده میکنند. گزارشهایی نیز از تعرض جنسی، تجویز مواد ناشناخته و خوراندن ترکیبات آلوده منتشر شده است. محمد میرخانی، عضو هیأتمدیره سازمان نظام پزشکی، درباره مسمومیت ناشی از فلزات موجود در برخی طلسمهای خوراکی و انتقال بیماریهای عفونی و انگلی هشدار داده است.
در آذر ۱۴۰۳، زنی در جنوبغرب تهران بازداشت شد که مدعی حل مشکلات زناشویی و قضایی با دعا بود. بنابر گزارش پلیس، روزانه ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر به او مراجعه میکردند. هنگام بازداشت نیز سلاح، بیسیم و گاز اشکآور از محل فعالیت او کشف شد. یک ماه بعد، بازداشت دو رمال فعال در اینستاگرام با بیش از ۱۰۰ شاکی خبرساز شد؛ افرادی که در برابر وعدههای بیپایه، سکه، طلا، دلار و وجه نقد دریافت کرده بودند.
با وجود تکرار این نوع خبرها، افشای کلاهبرداریها به کاهش محسوس تقاضا منجر نشده است. یکی از دلایل آن سازوکار انتخابی باور است: مشتریان، رمال بازداشتشده را شیاد میدانند، اما همچنان احتمال میدهند فرد دیگری قدرت واقعی داشته باشد. رمالان نیز از همین باور سوءاستفاده میکنند و رقبا را دروغگو میخوانند تا خود معتبرتر به نظر برسند.
عامل دیگر، شرم قربانیان است. بسیاری از افرادی که پولشان را از دست دادهاند، به دلیل ترس از تمسخر، آشکار شدن مسائل خصوصی یا پذیرش اینکه فریب خوردهاند، شکایت نمیکنند. پلیس فتا نیز پیشتر اعلام کرده بود پروندههای ثبتشده رمالی چندان چشمگیر نیست؛ آماری که الزاما از پایین بودن تعداد قربانیان خبر نمیدهد و نتیجه گزارش نشدن بخش بزرگی از موارد است.
بازار کتابهای ممنوعه؛ از مشتری رمالی تا رؤیای رمال شدن
در حاشیه بازار خدمات رمالی، تجارت دیگری نیز رشد کرده است، فروش کتابها و فایلهای آموزش دعانویسی، طلسمنویسی، جفر، رمل، احضار ارواح، تسخیر اجنه و یافتن دفینه. این آثار زمانی عمدتا در بساط دستفروشان و بازار کتابهای کمیاب عرضه میشدند، اما اکنون نسخههای اسکنشده آنها در تلگرام، اینستاگرام و فروشگاههای آنلاین به شکل بستههای چند ده یا چند صدجلدی فروخته میشود.
در برخی فروشگاههای اینترنتی، مجموعههایی با عنوان «۱۱۶ کتاب علوم غریبه و دعانویسی» یا «۱۸۰ کتاب طلسم و علوم خفیه» عرضه میشود. در آگهیها، کتابهایی مانند «مجمعالدعوات»، «طمطم هندی»، «کنزالحسینی» و مجموعههای آموزش احضار موکل در کنار کالاهای عادی قرار میگیرند. شبکههای اجتماعی نیز مملو از صفحاتی است که کتابهای «خطی و نایاب» را همراه با آموزش عملی و پشتیبانی به خریداران پیشنهاد میکنند.
تنوع بستههای آموزشی و عرضه آنها در موتورهای جستوجوی قیمت نشان میدهد تقاضا دیگر به علاقهمندان به متون تاریخی محدود نیست. بخشی از خریداران با رؤیای ورود به بازار پرسود رمالی، این کتابها را به عنوان ابزار کسب درآمد تهیه میکنند.
این تغییر مهم است: فردی که امروز قربانی وعده یک دعانویس است، ممکن است فردا با خرید چند فایل و ساخت یک صفحه مجازی، خود را استاد علوم غریبه معرفی کند. ورود به این تجارت سرمایه چندانی نمیخواهد؛ یک تلفن همراه، چند تصویر مرموز، تعدادی پیام جعلی از مشتریان خشنود و مهارت در ترساندن مخاطب کافی است. الگوریتم شبکههای اجتماعی نیز محتوای هیجانانگیز، ترسآور و رازآلود را بیشتر در معرض دید قرار میدهد و به بازتولید بازار کمک میکند.
رواج رمالی در ایران را نمیتوان تنها با برخورد انتظامی مهار کرد. حذف یک صفحه یا بازداشت یک دعانویس، بدون کاهش اضطراب اقتصادی، افزایش دسترسی به خدمات روانشناسی و حقوقی، ارتقای سواد رسانهای و الزام بسترهای مجازی به مقابله با تبلیغات فریبکارانه، جای خالی را برای دهها صفحه تازه باز میگذارد.
این بازار بیش از آنکه نشانه قدرت رمالان باشد، نشانه ضعف سازوکارهایی است که باید به شهروندان امید، امنیت و امکان حل واقعی مشکلات را بدهند. هنگامی که آینده در جهان واقعی تیره و پیشبینیناپذیر است، فروشندگان آینده خیالی مشتری بیشتری پیدا میکنند. رمالی در شبکههای اجتماعی، درنهایت، تجارت طلسم و دعا نیست؛ تجارت اضطراب، تنهایی و بیآیندگی است.

