درگیری آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی چه هزینه‌ای برای کشورهای خلیج فارس داشته است؟

درصورت تداوم خطرات امنیتی، سرمایه‌گذاران خارجی ممکن است از منطقه فاصله بگیرند. همچنین پیش‌بینی می‌شود هزینه‌های نظامی کشورهای منطقه افزایش پیدا کند، زیرا جنگ نشان داده است که زیرساخت‌های پیشرفته در برابر سلاح‌های ارزان‌قیمت آسیب‌پذیرند

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در مدتی کوتاه به سراسر منطقه گسترش پیدا کرده است و کشورهای حاشیه خلیج فارس بیشترین فشار را از حملات تلافی‌جویانه تهران تحمل می‌کنند، حملاتی که با هدف پخش هزینه‌های جنگ و فشار بر واشنگتن برای توقف عملیات صورت می‌گیرد. 

به نوشته شورای خاورمیانه در امور جهان، اقدام‌های تلافی‌جویانه جمهوری اسلامی حمله به زیرساخت‌های انرژی، مسیرهای کشتیرانی و شبکه‌های هوانوردی را شامل می‌شود و نه‌ فقط ثبات منطقه بلکه سرمایه اقتصادی و اعتباری‌ را تهدید می‌کند که کشورهای خلیج فارس طی دهه‌ها به‌ دست آورده‌اند.

لحظه‌ای حساس

این جنگ زمانی آغاز شده است که اقتصاد جهانی در وضعیت شکننده‌ای قرار دارد. اقتصاد جهانی همچنان با تورم پایدار، نرخ‌های بهره بالا و اختلال در زنجیره‌های تامین ناشی از بحران دریای سرخ و حملات حوثی‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند. اکنون، هر دو گلوگاه حیاتی دریایی جهان، باب‌المندب و تنگه هرمز، در معرض تهدیدند.

برای اقتصاد جهانی، پیامدها جدی است. قیمت انرژی بالا رفته، مسیرهای حمل‌ونقل مختل شده و خطر رکود رو به افزایش است. چین ممکن است به‌دلیل شبکه‌های تامین داخلی و ذخایر راهبردی نفت تا حدی مقاوم‌تر باشد، اما همچنان آسیب‌پذیر است.

برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس زمان این بحران بسیار نامناسب است، زیرا این کشورها در میانه مهم‌ترین برنامه‌های تحول اقتصادی‌شان قرار دارند و راهبرد آن‌ها بر این فرض استوار است که با استفاده از ثروت هیدروکربنی، موقعیت جغرافیایی و بازارهای داخلی درحال رشد، سرمایه و نیروی کار خارجی جذب کنند، وابستگی به صادرات نفت را کاهش دهند و اقتصادهای خدماتی و دانش‌بنیان بسازند. این فرض در نهایت به تصور ثبات منطقه وابسته است، که رویدادهای اخیر آن را به‌شدت تضعیف کرده است.

مسیرهای آسیب اقتصادی

بزرگ‌ترین شوک بلافاصله به عرضه جهانی انرژی وارد شد. تنگه هرمز، که حدود ۲۰ درصد نفت و گاز مایع جهان از آن عبور می‌کند، پس از هشدارها و حملات جمهوری اسلامی به نفتکش‌ها عملا بسته شده است. داده‌های ردیابی کشتی‌ها نشان می‌دهد تردد نفتکش‌ها تقریبا متوقف شده است و حدود ۵۰۰ کشتی در آب‌های خلیج فارس لنگر انداخته‌اند. شرکت‌های بیمه نیز پوشش بیمه جنگی برای عبور از این مسیر را لغو کرده‌اند. با اختلال در باب‌المندب، ارتباط تجاری کشورهای منطقه خلیج فارس با جهان در هر دو سوی مسیرهای دریایی قطع شده است.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

همزمان جمهوری اسلامی به تاسیسات انرژی قطر در راس لفان و شهر صنعتی مسیعید، پالایشگاه مهم راس تنوره عربستان سعودی و تاسیسات نفتی امارات متحده عربی آسیب زده است. در نتیجه، قیمت نفت تا سوم مارس ۱۳ درصد افزایش پیدا کرد و قراردادهای آتی گاز طبیعی در اروپا بیش از ۴۰ درصد بالا رفت. 

تحلیلگران هشدار داده‌اند اگر جنگ ادامه پیدا کند، قیمت نفت برنت ممکت است به بیش از ۱۲۰ دلار در هر بشکه برسد. بسته‌شدن طولانی‌مدت تنگه هرمز حتی احتمال دارد قیمت نفت را به حدود ۲۰۰ دلار برساند، که احتمالا رکود جهانی به‌دنبال خواهد داشت.

بخش هوانوردی خلیج فارس نیز به‌شدت آسیب دیده است. فعالیت فرودگاه بین‌المللی دبی، شلوغ‌ترین مرکز پروازهای بین‌المللی جهان، پس از حملات به منطقه بندری جبل‌علی متوقف شد. در فرودگاه ابوظبی سانحه‌ای مرگبار رخ داد و فرودگاه کویت نیز در اثر حمله پهپادی آسیب دید. قطر تمام ناوبری هوایی را متوقف کرد و ناوگان قطر ایرویز زمین‌گیر شد.

برخلاف جنگ ۱۲ روزه، این بار تمام کشورهای شورای همکاری خلیج فارس همزمان حریم هوایی‌شان را بسته‌اند، اقدامی که گردشگری در ماه رمضان را متوقف کرده است و خسارت وارده حدود ۴۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود. تصاویر انفجارها در دبی، دوحه و منامه و گردشگرانی که تلاش می‌کنند از منطقه بگریزند به تصویر امنیتی که این کشورها سال‌ها برایش سرمایه‌گذاری کرده بودند آسیب زده است.

بازارهای مالی نیز واکنش شدیدی نشان داده‌اند. بورس‌های امارات متحده عربی به‌مدت دو روز معاملات را متوقف کردند، زیرا سهام بانک‌ها و شرکت‌های املاک به‌شدت سقوط کرد. زیرساخت‌های دیجیتال نیز آسیب دیدند و مراکز داده آمازون در امارات متحده عربی و بحرین با اختلال‌های طولانی مواجه شدند.

در بعد نمادین نیز خسارت‌ها قابل توجه است. جمهوری اسلامی یک هتل لوکس در نخل جمیرا دبی، برج‌های مسکونی در منامه و نمایندگی‌های دیپلماتیک آمریکا در ریاض، کویت و دبی را هدف قرار داد. در منطقه‌ای که قدرت نرم به تصویر ثبات وابسته است، چنین صحنه‌هایی پیامدهای بلندمدت دارند.

سناریوهای احتمالی

جنگ اکنون چند روز است ادامه دارد و نشانه‌ای از پایان سریع دیده نمی‌شود. ترامپ گفته که این جنگ ممکن است «تا پنج هفته یا بیشتر» طول بکشد و حتی احتمال اعزام نیروهای زمینی را مطرح کرده است.

در خوش‌بینانه‌ترین سناریو، ظرف ده روز کاهش تنش و توافقی سیاسی حاصل می‌شود. در این صورت، تنگه هرمز دوباره باز می‌شود، قیمت انرژی کاهش پیدا می‌کند و بازارهای خلیج فارس ظرف چند ماه به ثبات بازمی‌گردند. اما این سناریو کمترین احتمال را دارد.

در سناریوی محتمل‌تر، جنگ چهار تا شش هفته ادامه دارد و تنگه هرمز گه‌گاه بسته می‌شود. در این صورت، قیمت نفت بالای ۱۰۰ تا ۱۲۰ دلار باقی خواهد ماند و برنامه‌های تنوع اقتصادی کشورهای خلیج فارس چند سال عقب خواهد افتاد.

سناریوی بدبینانه‌تر، جنگی طولانی است که جمهوری اسلامی بتواند هرمز را کاملا ببندد و شبکه نیروهای نیابتی‌اش را فعال کند. حذف حدود یک‌پنجم عرضه جهانی نفت شوکی بی‌سابقه به اقتصاد جهان وارد خواهد کرد.

پیامدهای بلندمدت

حتی بدون وقوع سناریوی فاجعه‌آمیز، این جنگ می‌تواند به بلندپروازی‌های اقتصادی منطقه خلیج فارس آسیب پایدار بزند. در صورت تداوم خطرات امنیتی، سرمایه‌گذاران خارجی ممکن است از منطقه فاصله بگیرند. همچنین پیش‌بینی می‌شود هزینه‌های نظامی کشورهای منطقه افزایش پیدا کند، زیرا جنگ نشان داده است که زیرساخت‌های پیشرفته در برابر سلاح‌های ارزان‌قیمت آسیب‌پذیرند.

اقتصادهای خلیج فارس همچنین به نیروی کار و سرمایه خارجی وابسته‌اند و ناامنی می‌تواند مهاجرت این نیروها را تسریع کند. در نتیجه روایت ثبات و امنیت که پایه موفقیت اقتصادی این کشورها بوده، با چالش جدی مواجه شده است.

در کوتاه‌مدت، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تلاش خواهند کرد از تشدید جنگ جلوگیری کنند و از طریق کانال‌های دیپلماتیک برای آتش‌بس فشار بیاورند. در بلندمدت نیز احتمالا به‌دنبال ایجاد ساختار امنیتی منطقه‌ای و تقویت تاب‌آوری اقتصادی‌شان خواهند بود.

این جنگ شکنندگی زیرساخت اقتصادی خلیج فارس را آشکار کرده است و آینده برنامه‌های تحول اقتصادی منطقه تا حد زیادی به نحوه سازگاری آن با محیط امنیتی جدید بستگی دارد.