جامعه در تبعید ایران چگونه به کابوس فرامرزی جمهوری اسلامی تبدیل شد؟

ایرانیان خارج از کشور با برگزاری ده‌ها تجمع در شهرهای بزرگ جهان بر ضرورت حمایت از معترضان برای سرنگونی جمهوری اسلامی تاکید کردند  

جمهوری اسلامی ایران در نزدیک به پنج دهه گذشته، با به‌کارگیری سازوکارهای سازمان‌یافته آزار، تهدید، پرونده‌سازی، محرومیت اجتماعی و حذف، یا مخالفان و منتقدان خود را خاموش کرد یا آنان را به تبعید اجباری واداشت و امکان زیستن آزادانه و بدون تهدید در سرزمین مادری را از آنان گرفت.

داده‌های آماری از حضور هفت تا هشت میلیون ایرانی در کشورهای مختلف جهان حکایت دارد؛ تبعیدشدگانی‌ که با وجود خروج اجباری از جغرافیای ایران، هرگز پیوند عاطفی، احساسی و هویتی خود را با سرزمین مادری قطع نکردند.

آن‌ها که امروز با عنوان «جامعه در تبعید ایرانی» شناخته می‌شوند، تجربه زیسته‌ای از سرکوب، خشونت، بی‌عدالتی، حذف و تبعید اجباری در جمهوری اسلامی دارند و حالا همه آن تجربه‌ها را با خود به تبعید برده و به کنش جمعی تبدیل کرده‌اند.

این گزارش به این موضوع می‌پردازد که چگونه جمهوری اسلامی با سیاست‌های تعقیب و آزار مخالفان و تبعید اجباری آنان، ناخواسته یکی از گسترده‌ترین و سیاسی‌ترین جوامع در تبعید معاصر را شکل داد؛ جامعه در تبعیدی که امروز به صدای رسای افشای قساوت، سرکوب ساختاری و مشروعیت‌ زدایی از این حکومت در افکار عمومی جهانی تبدیل شده است.

از هفتم دی‌ماه ۱۴۰۴، هم‌زمان با آغاز انقلاب ملی ایران، در کنار تظاهرات گسترده ضدحکومتی در داخل کشور، ایرانیان خارج کشور نیز در شهرهای مختلف جهان به خیابان‌ها آمدند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در این مدت، شهرهای بزرگ در پنج قاره جهان از واشنگتن، لس‌آنجلس، ونکوور، تورنتو و نیویورک گرفته تا پاریس، برلین، بروکسل و ده‌ها شهر دیگر بارها صحنه تجمع‌ گسترده ایرانیان بودند؛ تجمع‌هایی که شرکت‌کنندگان در آن‌ها پرچم‌های شیر و خورشید، عکس‌هایی از شاهزاده رضا پهلوی و تصاویر کشته‌شدگان سرکوب مرگبار جمهوری اسلامی را در دست داشتند.

تجمع هزاران نفری ایرانیان در بروکسل که با حضور سفیر ایالات متحده آمریکا در بلژیک برگزار شد و همچنین تجمع بیش از ۱۰۰ هزار نفری ایرانیان در شهر تورنتو در روز دوازدهم بهمن، از شاخص‌ترین نمونه‌های این حرکت‌های اعتراضی بودند. وجه مشترک تمامی این تجمع‌ها هشدار به جامعه جهانی درباره خطر ادامه سیاست مماشات با جمهوری اسلامی و تاکید بر ضرورت حمایت از معترضان ایرانی برای سرنگونی این حکومت بود.

هرچند مقام‌های جمهوری اسلامی در مقطع کنونی می‌کوشند با نادیده‌ گرفتن یا کم‌اهمیت جلوه‌ دادن این تجمع‌ها، اثرگذاری آن‌ها را انکار کنند، شواهد نشان می‌دهد که حاکمیت به‌خوبی از تبعات سیاسی و بین‌المللی این اعتراض‌ها آگاه و از آن‌ها نگران است.

پیش‌تر در جریان قیام مهسا در سال ۱۴۰۱ که ایرانیان خارج از کشور در ده‌ها شهر بزرگ دنیا در حمایت از معترضان داخلی به خیابان‌ها آمدند، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی کنونی، به‌صراحت اذعان کرده بود که برگزاری چنین تجمع‌هایی در خارج از کشور، مشروعیت جمهوری اسلامی را در سطح جهانی زیر سوال می‌برد و نباید اجازه داد این اعتراض‌ها شکل بگیرند، زیرا «فضایی را به وجود می‌آورند که کشورها برای همکاری با جمهوری اسلامی دچار تردید می‌شوند».

پیوند ناگسستنی ایرانیان با سرزمین مادری

این روزها واژه جامعه در تبعید یا «دیاسپورا» (Diaspora) در گفتگوها میان ایرانیان خارج از کشور زیاد شنیده می‌شود. این کلمه که یکی از کاربران شبکه ایکس معادل فارسی «گل‌های غربت» را برای آن انتخاب کرده است، به مجموعه‌ای از مردمان یک کشور یا یک هویت مشترک گفته می‌شود که به‌ دلایل مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، مذهبی یا امنیتی، خارج از سرزمین مادری خود زندگی می‌کنند، اما پیوندهای هویتی، فرهنگی، زبانی، تاریخی و عاطفی خود با آن سرزمین را حفظ کرده‌اند.

فراتر از این معنا که دیاسپورا را فقط شامل افراد «مهاجر» می‌داند، این واژه در معنایی عمیق‌تر به اجتماعی اشاره دارد که حافظه مشترک و تجربه تبعید، اجبار یا طرد را دارند و با تکیه بر همین وجه مشترک، به کنشگری سیاسی، فرهنگی یا حقوق بشری در خارج از مرزها روی می‌آورد.

در مورد دیاسپورای ایرانی، این واژه علاوه بر اینکه مواضع سیاسی، تاریخی و اجتماعی را شامل می‌شود، بار احساسی و عاطفی نیز دارد. چرا که بخش بزرگی از جامعه ایران در نتیجه سرکوب سازمان‌یافته، تعقیب قضایی، حذف سیاسی و محرومیت ساختاری در کمتر از ۵۰ سال مجبور به ترک میهن شدند، اما هرگز نتوانستند پیوندهای عاطفی و احساسی خود را با آن سرزمین قطع کنند.

این پیوند عمیق بر بستری از فرهنگ، تاریخ، زبان مشترک و حس تعلقی شکل گرفته که در ملی‌گرایی ایرانی ریشه دارد؛ ملی‌گرایی‌ که پیش از جمهوری اسلامی هم وجود داشت و خود را در ادبیات، اسطوره‌ها، آیین‌ها، نمادهای ملی و حافظه‌ تاریخی بازتولید کرد. برای بسیاری از ایرانیان تبعیدی، ایران مفهومی فراتر از یک نظام سیاسی و سرزمینی با تداوم تاریخی است که حکومت‌ها می‌آیند و می‌روند، اما هویت ملی پابرجا می‌ماند. به همین دلیل دیاسپورای ایرانی با برگزاری تظاهرات، روایتگری و مستندسازی، تلاش می‌کند صدای اعتراض داخل ایران را به جهان منتقل کند.

سازوکار ورشکسته سرکوب در خارج از کشور

برخلاف معترضان داخل ایران که جمهوری اسلامی با اتکا به ابزارهای سرکوب عریان از کشتار خیابانی و بازداشت‌های گسترده تا شکنجه و صدور احکام سنگین، می‌کوشد صدایشان را خاموش کند، این حکومت در برابر دیاسپورای ایرانی، فاقد سازوکار سرکوب موثر است.

در واقع خروج اجباری مخالفان و منتقدان از کشور که در تصور حاکمیت به معنای حذف تهدید تلقی می‌شد، حالا در عمل به انتقال میدان اعتراض از داخل مرزها به عرصه‌ بین‌المللی منجر شده است؛ جایی که ابزارهای خشونت‌بار جمهوری اسلامی کارآیی ندارند.

کارگزاران جمهوری اسلامی و حامیان آنان، بارها در رسانه‌های رسمی و شبکه‌های اجتماعی به‌صراحت از مخالفان حکومت خواسته‌اند که ایران را ترک کنند و به کشورهای دیگر بروند. هرچند این سخنان همواره با واکنش‌های زیادی روبرو بود، واقعیت این است که میلیون‌ها ایرانی، سرانجام راهی جز رفتن از ایران پیدا نکردند.

حالا همین گروه‌هایی که روزگاری با فشار و تعقیب به ناچار ایران را ترک کردند، امروز به یکی از جدی‌ترین چالش‌های سیاسی و حیثیتی جمهوری اسلامی در سطح جهانی تبدیل شده‌اند. جامعه در تبعید ایران با بهره‌گیری از آزادی‌های مدنی در کشورهای میزبان، توانسته روایت سرکوب، کشتار و بی‌عدالتی در ایران را به افکار عمومی و نهادهای سیاسی منتقل کند؛ روایتی که حالا تیتر اول بسیاری از رسانه‌های برجسته جهان است.

همبستگی گسترده ایرانیان خارج از کشور در دفاع از معترضان و جان‌باختگان داخل ایران هم واکنش و توجه شهروندان و سیاستمداران کشورهای میزبان را برانگیخته است.

تظاهرات ایرانیان خارج از کشور در همبستگی کامل با معترضان داخلی، یکی از برجسته‌ترین جلوه‌های خود را روز ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) در شهرهایی چون لس‌آنجلس، مونیخ، تورنتو و دیگر شهرهای جهان نشان خواهد داد؛ تجمع‌هایی که در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برگزار می‌شوند. او از ایرانیان خارج از کشور و آزادی‌خواهان جهان خواسته است که در این روز، به مناسبت «روز جهانی اقدام»، در حمایت از مردم ایران و در همبستگی با «انقلاب شیر و خورشید ایران» به خیابان‌ها بیایند.

فراخوان شاهزاده رضا پهلوی شش مطالبه مشخص را دربرمی‌گیرد: «درهم‌شکستن ماشین سرکوب جمهوری اسلامی و حفاظت از مردم ایران، قطع کامل منابع مالی جمهوری اسلامی، آزادی اینترنت و ارتباطات برای مردم ایران، اخراج دیپلمات‌های جمهوری اسلامی و پیگرد جنایتکاران، آزادی فوری همه زندانیان سیاسی و آمادگی برای به‌ رسمیت‌ شناختن یک دولت انتقالی مشروع با هدف گذار ایران به دموکراسی.»

او از ایرانیانی که در جهان آزاد زندگی می‌کنند، دعوت کرده است در حمایت از مردم داخل ایران که در برابر گلوله ایستادند و با هزینه‌ای سنگین، فریاد آزادی و میهن‌دوستی سر دادند، به شکلی فعال و سازمان‌یافته وارد میدان شوند.

تنها ساعتی پس از انتشار این فراخوان در روز دوشنبه سیزدهم بهمن، شمار زیادی از کاربران شبکه‌های اجتماعی در ایکس و اینستاگرام که ساکن شهرهایی چون تورنتو، لس‌آنجلس و مونیخ‌اند، در حساب‌های شخصی خود اعلام کردند که برای تسهیل حضور ایرانیان دیگر شهرها، آمادگی دارند میزبانی یک یا چند نفر را بر عهده بگیرند.

برخی نیز خبر دادند که با خودروهای شخصی عازم محل تجمع‌ها می‌شوند و می‌توانند دیگران را نیز همراه کنند. گروه‌های دیگر هم برنامه‌ریزی برای سفرهای جمعی را آغاز کرده‌اند. این واکنش‌های خودجوش نشانه‌ای روشن از همان همبستگی فعال است که دیاسپورای ایرانی را به نیرویی اثرگذار در حمایت از معترضان داخل کشور تبدیل کرده است؛ همبستگی‌ که از پیوندی عمیق با ایران و مردمانش سرچشمه می‌گیرد.