در روزهای اخیر، حجم بیسابقهای از تجهیزات نظامی آمریکا به فاصلهای در شعاع حمله به ایران منتقل شده است. به نوشته نشریه تایمز، هواپیماهای پیشرفته ازجمله جنگندههای رادارگریز افـ۳۵، هواپیماهای ترابری سیـ۱۷ و تانکرهای سوخترسان هوایی جابهجا و بخشی از آنها در پایگاه دیهگو گارسیا در اقیانوس هند مستقر شدهاند، پایگاهی که از دیرباز با نمایش قدرت نظامی آمریکا در خاورمیانه گره خورده است. مقیاس و سرعت این جابهجاییها بهگونهای است که بیتردید هدف این بوده که مشهود باشد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در مجموعهای از پیامها تاکید کرد «یک آرمادای عظیم» به سوی ایران در حرکت است، نیرویی که به گفته او «آماده، مایل و قادر» است در صورت لزوم ماموریتش را «با سرعت و خشونت» انجام دهد. همزمان، او گزینهای دیگر نیز مطرح کرد و گفت امیدوار است جمهوری اسلامی «بهسرعت پای میز مذاکره بیاید» و به توافقی برسد که نتیجهاش «عدم دستیابی به سلاح هستهای» باشد.
ترامپ روز شنبه، ۳۱ ژانویه، در گفتوگو با خبرنگاران در هواپیمای ریاستجمهوری گفت تهران «بهطور جدی» در حال مذاکره با واشنگتن است و پیشتر نیز گفته بود اگر گفتوگوها به نتیجه نرسد، «باید دید چه اتفاقی میافتد». او افزود به دلایل امنیتی، متحدان منطقهای آمریکا در جریان جزئیات احتمالی حملات قرار نمیگیرند.
همچنین در اقدامی که به افزایش فشار بر تهران تعبیر شد، ترامپ گفت چارچوبی از یک توافق مطرح است که هند بهجای ایران، از ونزوئلا نفت خریداری کند.
در طرف مقابل، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، روز جمعه در استانبول با همتای ترکیهای خود دیدار و درباره مسیر مذاکره با آمریکا گفتوگو کرد. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، نیز اعلام کرد چارچوبی برای مذاکرات درحال شکلگیری است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
با این حال، بسیاری از ناظران بر این باورند که تهران با انتخابی دشوار مواجه است: مذاکره یا تسلیم. در عین حال، آمریکا نیز با دوگانهای مشابه مواجه است، توان حمله گسترده را دارد اما روشن نیست دقیقا چه میخواهد و تا کجا حاضر است پیش برود.
جمهوری اسلامی در مقایسه با دهههای گذشته در موقعیتی ضعیفتر قرار دارد: اعتراضهای اخیر با خشونت سرکوب شده، اقتصاد زیر فشار سالها سوءمدیریت و تحریم فرسوده است و توان نظامی کشور هنوز از پیامدهای جنگ ۱۲روزه در ژوئن ۲۰۲۵ بهبود کامل پیدا نکرده است. در چنین شرایطی، ممکن است ترامپ اهداف گستردهتری را در مذاکرات دنبال کند.
در صدر این اهداف، برنامه هستهای ایران قرار دارد. در سختگیرانهترین سناریو، آمریکا میتواند خواستار توقف کامل غنیسازی شود، مطالبهای که به احتمال زیاد خط قرمز رهبر جمهوری اسلامی تلقی میشود. ترامپ بعید است صرفا به بازرسیهای گسترده رضایت دهد، هم بهدلیل امکان دور زدن نظارتها و هم بیاعتمادی به توافقهایی که برای جمهوری اسلامی زمان میخرند. خروج ترامپ از برجام در دوره نخست ریاستجمهوریاش نیز نشان میدهد هر توافق جدیدی باید محدودکنندهتر و دارای تضمینهای سختتری باشد.
نامشخص بودن راهحل، احتمال درخواست امتیازهای بیشترــ درباره محدودیتهای موشکی، شبکههای نیابتی، و تغییر رفتار منطقهایــ را افزایش میدهد، مطالباتی که سراغ هسته دکترین راهبردی جمهوری اسلامی میرود و در تهران بیش از «مذاکره» به «تسلیم» تعبیر میشود. با وجود این، عراقچی گفته است جمهوری اسلامی از گفتوگوی «منصفانه و برابر» استقبال میکند، مشروط بر آنکه تهدید کنار گذاشته شود. برخی تحلیلگران این موضع را تلاشی برای ثبت حسن نیت پیش از اقدام نظامی احتمالی آمریکا میدانند.
تایمز مینویسد تجمع نیروی نظامی آمریکا اگرچه اهرم فشار ایجاد میکند، دامنه مانور را نیز محدود میکند. مسئله فوری این است که آیا راهی وجود دارد که جمهوری اسلامی بدون خدشه به ظاهر حاکمیتش عقبنشینی کند، دغدغهای که بارها در بالاترین سطوح قدرت در تهران مطرح شده است.
همزمان، ترامپ برای توجیه کاهش تنش به دستاوردی آشکار نیاز دارد؛ او این تقابل را در چارچوب «نه به سلاح هستهای، بیهیچ بهانهای» قرار داده است. عقبنشینی بدون دستیابی به دستاوردی ملموس با تصویری از قاطعیت که میکوشد در داخل و خارج از کشور ارائه دهد، در تضاد خواهد بود. خواستههایی که احتمالا واشنگتن را راضی میکند، ممکن است از نظر سیاسی یا ایدئولوژیک برای تهران نپذیرفتنی باشد.
همین امر احتمال اقدام نظامی را بیشتر میکند، نه کمتر. جمهوری اسلامی آشکارا گفته است که مایل نیست به مطالبات آمریکا تن بدهد، موضعی که اغلب از طریق پستها در رسانههای اجتماعی بیان میشود و عملا نقش جایگزین تماس میان دو کشوری را دارد که روابط دیپلماتیک ندارند.
تایمز در ادامه میافزاید در شرایط کنونی، تصور تغییر از درون ناممکن به نظر میرسد، چنان که از بیانیههایی پیداست که مقامهای ارشد جمهوری اسلامی طی روزهای اخیر منتشر کرده و وفاداریشان به آرمانها را اعلام کردهاند. بنابراین محتملترین سناریو مارپیچی از رویدادها در روزهای آینده است: مجموعهای از حملات محدود به اهدافی نمادین اما دردناک، با هدف متمرکز کردن ذهنها و کشاندن طرفین به گفتوگوهایی متفاوت از آنچه اکنون جریان دارد.
در این بین، جمهوری اسلامی نیز کارتهایی در دست دارد. هشدارها به اروپا تشدید شده است و مقامهای نظامی جمهوری اسلامی از واکنشهای فوری و بیسابقه سخن گفتهاند.
تایمز در پایان مینویسد این پوکر ژئوپلیتیک در خامترین و خطرناکترین شکل است: «دو طرف به هم خیره شدهاند و منتظرند طرف مقابل پلک بزند. راههای خروج وجود دارند، اما مستلزم عقبنشینیهایی چنان تند و پرخطرند که هیچیک حاضر به پذیرش نیست. از این رو، آنچه در ادامه رخ میدهد ممکن است نه با راهبرد یا دولتمردی، بلکه با خطای محاسباتی رقم بخوردــ لحظهای که بلوف زده میشود، خطی زیر پا گذاشته میشود و تشدید تنش شتابی میگیرد که از کنترل خارج میشود.»

