چهارم بهمن (۲۴ ژانویه) برابر است با روز جهانی آموزش؛ روزی که بر حق همگانی دسترسی به آموزش تاکید دارد. اما در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، این روز بیش از هر زمان دیگر یادآور محرومیتی گسترده و سازمانیافته است. بر اساس آمار سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد (یونسکو) و صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف)، رژیم طالبان ۲.۲ میلیون دختر نوجوان را از رفتن به مدرسه محروم کرده است.
در اطلاعیه مشترک این دو نهاد آمده است که افغانستان به شکلی «تاسفبار» تنها کشوری در جهان است که در آن آموزش متوسطه و عالی برای دختران و زنان ممنوع است. این اطلاعیه تاکید میکند که محروم کردن دختران و زنان از آموزش، نهتنها آینده فردی آنان، بلکه مسیر توسعه، ثبات و پیشرفت افغانستان را نیز به شکل جدی محدود میکند.
در بخشی از این اطلاعیه تصریح شده است: «آموزش یک حق بنیادین بشری و زیربنای صلح، کرامت انسانی و فرصت برای هر کودک و جوان است.»
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
سوهیون کیم، سرپرست دفتر یونسکو در افغانستان، نیز با تاکید بر ضرورت دسترسی دختران و زنان به آموزش گفت: «وقتی دسترسی دختران به آموزش سلب میشود، بهای آن را کل یک ملت میپردازد. تقویت یادگیریهای بنیادی و حمایت از معلمان زن، سرمایهگذاریهای حیاتی برای بهبود و تابآوری افغانستان است.»
در همین حال، تاجالدین اویواله، نماینده یونیسف در افغانستان، درمورد پیامدهای ادامه ممنوعیت آموزش دختران هشدار داد و گفت که تداوم این وضعیت، حوزه سلامت را در آینده با بحرانهای جدیتری مواجه خواهد کرد. او تصریح کرد: «افغانستان به معلمان زن، پرستاران، کارکنان حوزه سلامت و بهداشت و پزشکان زن نیاز فوری دارد. در شرایطی که زنان تنها میتوانند به دست زنان درمان شوند، اگر امروز از آموزش محروم شوند، در آینده چه کسی از دختران و زنان بیمار مراقبت خواهد کرد؟»
رژیم طالبان به دختران اجازه میدهد تنها تا کلاس ششم درس بخوانند و با گذشت بیش از چهار سال و نیم از بازگشت دوباره آنان به قدرت، هیچ نشانهای از نرمش یا تغییر سیاست در زمینه آموزش و کار زنان و دختران دیده نمیشود. در نتیجه، میلیونها دختر و زن محروم از آموزش و کار، در کنج خانههایشان محبوساند؛ وضعیتی که نهتنها آینده آنان، که سلامت روانیشان را نیز تهدید میکند.
در شهرهای افغانستان، طالبان با افزایش شمار ماموران امر به معروف و نهی از منکر، که برخی از آنان به کلاشینکف، ام-۴ یا ام-۱۶ مسلحاند، دختران و زنان را در خیابانها متوقف میکنند و آنان را درمورد نوع پوشش و همچنین همراه نداشتن «محرم شرعی» بازخواست میکنند. شرایطی که عملا حضور زنان در اجتماع را به تجربهای پراضطراب و «تحقیرآمیز» بدل کرده است.
برخی از دختران و زنان به دلیل خانهنشینی طولانی به بیماریهای جدی روانی دچار شدهاند و تداوم این انزوا، کاهش ارتباطات اجتماعی و حذف از زندگی عمومی، به تشدید این آسیبها انجامیده است. همزمان، پس از ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی دختران، شماری از آنان تحت فشار خانواده یا به دلیل مشکلات اقتصادی به ازدواجهای اجباری تن دادهاند. از این رو که این خانوادهها به بازگشایی دوباره مدارس و دانشگاهها در دوره حاکمیت طالبان امیدی ندارند.
با این همه، رژیم طالبان به این پیامدهای انسانی و اجتماعی توجهی نشان نمیدهد. رژیم طالبان که تحت رهبری ملا هبتالله آخندزاده اداره میشود، ادعای اجرای «شریعت اسلامی» را دارد، در حالی که در هیچ کشور اسلامی چنین محدودیتهای فراگیری علیه آموزش و کار زنان و دختران وجود ندارد.
رهبر طالبان و حلقه نزدیک به او میکوشند افغانستان را بر اساس برداشت تندروانهشان از شریعت اسلامی و الگوبرداری از دوران صدر اسلام اداره کنند؛ رویکردی که عملا دختران و زنان را به قربانیان اصلی این سیاستها بدل کرده است. این در حالی است که طالبان در دوره نخست حاکمیتشان میان سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ نیز مکاتب و دانشگاهها را به روی دختران بسته بودند و در آن دوره هیچ دختری اجازه رفتن به مدرسه نداشت.
پس از سقوط رژیم طالبان در نتیجه حمله ائتلاف جهانی به رهبری ایالات متحده آمریکا و در پی حملات ۱۱ سپتامبر، فصل تازهای برای آموزش و حضور اجتماعی دختران و زنان در افغانستان گشوده شد. در دوره جمهوری، آموزش و تحصیل به یکی از دغدغههای اصلی خانوادهها بدل شده بود و بسیاری از آنان دخترانشان را به رفتن به مدرسه و دانشگاه تشویق میکردند.
با این حال، زمانی که طالبان در دوحه سرگرم گفتگو با ایالات متحده بودند و همزمان هیئتهای این گروه به کشورهای منطقه سفر میکردند، بارها ادعا کردند که حق آموزش و کار زنان و دختران را به رسمیت خواهند شناخت، اما پس از سقوط نظام جمهوری، طالبان بدون ارائه دلیل یا استدلال مشخصی، آموزش دختران را تا «اطلاع ثانوی» تعطیل کردند، تا جایی که مقامهای این گروه حتی به خبرنگاران هشدار دادند پرسش درباره آموزش دختران را نیز تا «اطلاع ثانوی» مطرح نکنند.
این سیاستها در حالی اعمال میشود که افغانستان با کمبود شدید پزشک و پرستار زن در کادرهای درمانی مواجه است. در شرایطی که مدارس، دانشگاهها و موسسات بهداشتی بستهاند، این پرسش جدی مطرح است که چگونه میتوان از کاهش هرچه بیشتر نیروی انسانی متخصص در حوزه سلامت جلوگیری کرد.
بهرغم تمامی این چالشها، برای رژیم طالبان این مسائل دغدغه و نگرانی محسوب نمیشود. این گروه همچنان بر اجرای برداشت تندروانه خود از «شریعت اسلامی» پافشاری میکند و در نظر آنان ساخت و گسترش مساجد و مدرسههای دینی، افزایش شمار ماموران امر به معروف و نهی از منکر و تقویت نظامیگری جایگاهی بالاتر از آموزش، سلامت و آینده دختران و زنان افغانستان دارد.

