خبرگزاری فرانسه به نقل از شاهدان سرکوب: «از ترس بازداشت به بیمارستان نمی‌رویم»

حدود ۲۰ نظامی را دیدیم که از خودروها پیاده شدند و شروع کردند به شلیک به سمت جوان‌ها در فاصله‌ای حدود ۱۰۰ متر. دیدم مردم فرار می‌کنند، اما به پشتشان شلیک می‌شد، با تفنگ و شات‌گان

در حالی که ایران پس از هفته‌ها ناآرامی، همچنان زیر سایه قطع گسترده اینترنت قرار دارد، روایات‌ شاهدان عینی درباره سرکوب‌ خونین اعتراض‌ها، از شلیک مستقیم نیروهای امنیتی به معترضان، ترس مجروحان از مراجعه به بیمارستان و گسترش بازداشت‌ها پرده برمی‌دارد؛ سرکوبی که به گفته فعالان حقوق بشر هزاران کشته به جا گذاشته و بسیاری از خانواده‌ها را به‌شکلی تحت تاثیر قرار داده است.

در این راستا، خبرگزاری فرانسه (ای‌اف‌پی/AFP) هم با چند نفر از افرادی که در انقلاب ملی ایرانیان حضور داشتند، گفتگو کرده است. یکی از این افراد مردی ۴۵ ساله و مهندس است که به دلایل امنیتی نمی‌خواهد نام واقعی‌اش اعلام شود.

ای‌اف‌پی او را با نام مستعار «فرهاد» و اهل شهری با یک‌ میلیون نفر جمعیت در نزدیکی تهران معرفی می‌کند و به نقل از او می‌نویسد: «روز اول آن‌قدر جمعیت در خیابان‌ها زیاد بود که نیروهای امنیتی فقط با حفظ فاصله‌ حضور داشتند، اما روز دوم فهمیدند که مردم بدون تیراندازی متفرق نمی‌شوند.»

با گسترش اعتراض‌ها و در سایه قطع اینترنت که از ۱۸ دی/۸ ژانویه آغاز شد، نیروهای امنیتی سرکوبی گسترده را به راه انداختند. فرهاد که در صنعت نفت شاغل است، می‌گوید که در شب آغاز تیراندازی‌ها همراه خواهرش در خودرو بود. او صحنه‌ای را که دید، این‌طور توصیف می‌کند: «حدود ۲۰ نظامی را دیدیم که از خودروها پیاده شدند و شروع کردند به شلیک به سمت جوان‌ها در فاصله‌ای حدود ۱۰۰ متر. دیدم مردم فرار می‌کنند، اما به پشتشان شلیک می‌شد، با تفنگ و شات‌گان.»

فرهاد افزود: «جلو چشمم دیدم ساچمه‌های شات‌گان به صورت یکی از دوستانمان خورد که پزشک بود.» او نمی‌داند چه بر سر آن پزشک آمد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

 به گفته فرهاد، در آن شب افراد زیادی تیر خوردند: «دو نفر را دیدم که مردم آن‌ها را که وضعیت بسیار بدی داشتند، با خود می‌بردند. شاید مرده بودند.» او اضافه می‌کند برخی که داخل خودرو بودند، هم کشته شدند، «چون از هر طرف گلوله‌ها می‌آمد و مشخص نبود از کجا شلیک می‌شود».

فرهاد درباره ترس مجروحان از مراجعه به بیمارستان، چنین توضیح می‌دهد: «مردم نمی‌توانند به بیمارستان بروند، چون نیروهای حکومتی و پلیس آنجا هستند. هر کسی که زخم گلوله یا ساچمه داشته باشد بازداشت و بازجویی می‌شود. خیلی از پزشکان به خانه‌ها می‌رفتند تا به مردم کمک  کنند.»

خود او را هم دو موتور‌سوار با باتوم کتک زده بودند، اما با اینکه فکر می‌کرد دستش شکسته باشد، به بیمارستان نرفت، چون «خیلی خطرناک بود».

به گفته او، بسیاری در خانه‌هایشان را باز می‌کردند تا معترضان را پناه بدهند و کمک‌های اولیه ارائه کنند، از جمله خواهرش و دوست او که به حدود ۵۰ معترض پناه دادند.

فرهاد درباره ترکیب جمعیتی معترضان در خیابان‌ها گفت که تعداد افراد کم‌سن وسال بسیار زیاد بودند و او دختران و زنان بسیاری را هم دید. همچنین کودکانی شش یا هفت ساله که علیه علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، شعار می‌دادند.

به گفته او، نیروهای امنیتی ایست‌ بازرسی‌های موقتی برپا می‌کردند تا کسانی را که آثار جراحت‌های مرتبط با اعتراض یا فیلم و عکس در گوشی‌شان داشتند، شناسایی کنند: «خیلی خطرناک است، چون به‌طور تصادفی گوشی‌ها را چک می‌کنند. اگر چیزی مرتبط با این انقلاب ببینند، کارت تمام است. حتی مردم را وادار می‌کنند پیراهنشان را بالا بزنند و دنبال آثار گلوله یا ساچمه می‌گردند. اگر ببینند، شما را برای بازجویی می‌برند.»

او که اندکی پیش از سوار شدن به هواپیمای برای بازگشت به ایران، با این خبرگزاری صحبت می‌کرد، تاکید کرد: «اصلا نمی‌ترسم.» به گفته فرهاد، مردم ایران با وجود همه این سرکوب‌های جنایت‌‌بار، همچنان آماده اعتراض‌اند، «چون به‌شدت خشمگین‌اند».

فرهاد در پایان تاکید می‌کند: «این نظام نمی‌تواند دوام بیاورد، چون در ایران همه از این دیکتاتوری به ستوه آمده‌اند. ما آن‌ها را نمی‌خواهیم.»