رژیم جمهوری اسلامی در مسیر فرسایش؛ از بحران‌های منطقه‌ای تا خیزش‌های داخلی

وضعیتی که در حال حاضر بر منطقه و جهان سایه افکنده، رژیم جمهوری اسلامی را به مرحله‌ای از فرسایش تدریجی بی‌بازگشت وارد کرده است

رژيم جمهوری اسلامی در پی وقوع عملیات طوفان‌الاقصی که حماس بیش از دو سال پیش علیه نیروهای اسرائيلی آغاز کرد، در تنگنای بحران‌های متعددی قرار گرفت. اسرائیل، با حمایت بی‌سابقه آمریکا، عملیاتی گسترده‌ را علیه فلسطینی‌ها در غزه به‌ راه انداخت که به ویرانی کامل نوار غزه و کشته شدن رهبران برجسته حماس انجامید. هم‌زمان، درگیری شدیدی میان حزب‌الله لبنان و اسرائیل آغاز شد که به شکست بی‌سابقه حزب‌الله، ترور حسن نصرالله، دبیرکل پیشین این گروه و کشته شدن شمار زیادی از فرماندهان ارشد نظامی این سازمان منجر شد و ساختار نظامی حزب‌الله را به نابودی کشاند.

سپس سقوط شتابان رژيم بشار اسد باعث شد جمهوری اسلامی، سوریه را که حلقه واسطه در مسیر تامین سلاح و پول از تهران به بیروت از طریق عراق به شمار می‌رفت، از دست بدهد. این زنجیره حوادث سرانجام به رویارویی مستقیم و سنگین اسرائیل و جمهوری اسلامی انجامید؛ جنگی که ایالات متحده آمریکا هم در آن مشارکت کرد و به کشته شدن شماری از دانشمندان هسته‌ای برجسته و نظامیان رده‌بالا و همچنین تخریب تاسیسات هسته‌ای مهم منتهی شد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

این اواخر بحران دیگری هم به فهرست چالش‌هایی که رژیم ایران با آن‌ها دست‌وپنجه می‌کند، افزوده شد. این بحران پس از آن شکل گرفت که ارتش ایالات متحده در عملیاتی برق‌آسا، نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهوری ونزوئلا، یکی از متحدان رژیم جمهوری اسلامی، را بازداشت کرد.

این اقدام در پی تهدیدهای مستقیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، اجرا و مادورو برای محاکمه به اتهام تروریسم و قاچاق مواد مخدر به ایالات متحده منتقل شد؛ تحولی که باعث شد رژیم ایران یکی از مهم‌ترین متحدانش را در جهان را‌ــ که در تامین منابع مالی رژیم ایران نقشی حیاتی داشت و تهران از طریق آن تحریم‌های آمریکا و اروپا را دور می‌زد‌ــ از دست بدهد.

با این حال خطرناک‌ترین بحرانی که رژیم ایران در حال حاضر و هم‌زمان با بازداشت مادورو، با آن مواجه است، اعتراض‌های مردمی روزافزون در ایران است؛ اعتراض‌هایی که در واکنش به کاهش ارزش پول ملی، وخامت شرایط معیشتی و اقتصادی، هدر رفتن ثروت ملی به دلیل فساد گسترده و هزینه شدن دارایی‌های ملی ایران برای حمایت از نیروهای نیابتی رژيم جمهوری اسلامی در منطقه همچون حزب‌الله لبنان گروه‌های شبه‌نظامی در عراق و حوثی‌ها در یمن، شکل گرفته‌اند. تظاهرات اعتراضی روزبه‌روز گسترش می‌یابد و به کشته و زخمی شدن معترضانی منجر می‌شود که نیروهای سپاه پاسداران می‌کوشند با استفاده از زور آن‌ها را سرکوب کنند.

آنچه خطر خیزش مردمی اخیر را افزایش می‌دهد، این است که رژیم جمهوری اسلامی این بار نمی‌تواند حداقل خواسته‌های معترضان را براورده کند تا زمینه برای مهار بحران فراهم شود. عمده‌ترین دلیل این ناتوانی هم کمبود منابع مالی و اقتصادی ناشی از تحریم‌های آمریکا و اروپا است که جمهوری اسلامی را به‌شدت زیر فشار قرار داده است.

 از سوی دیگر، هشدارهای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا به رهبران جمهوری اسلامی را هم باید جدی گرفت؛ به‌ویژه اینکه ترامپ تاکید کرده است که در صورت برخورد خشونت‌آمیز با معترضان، مشابه آنچه در خیزش‌های قبلی رخ داد، آمریکا مستقیم وارد عمل خواهد شد. بنابراین همه نشانه‌ها حاکی از احتمال گسترش دامنه اعتراض‌های مردمی در ایران است.

رژیم جمهوری اسلامی نه توان سرکوب کامل مردم را دارد و نه می‌تواند به اعتراض‌ها بی‌تفاوت باشد. تهدیدهای مستقیم رئیس‌جمهوری آمریکا‌ــ مشابه حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران در ژوئن گذشته و بازداشت رئیس‌جمهوری ونزوئلا در روزهای اخیر‌ــ هم اقدام‌های تهران را به‌شدت محدود کرده است.

به‌صراحت می‌توان گفت وضعیتی که در حال حاضر بر منطقه و جهان سایه افکنده، رژیم جمهوری اسلامی را به مرحله‌ای از فرسایش تدریجی بی‌بازگشت وارد کرده است و تداوم این وضعیت می‌تواند مسیر فروپاشی کامل رژیم جمهوری اسلامی را هموار کند؛ درست مانند تجربه اتحاد جماهیر شوروی، زمانی که هدر دادن منابع کشور برای حمایت از انقلاب‌ها و درگیری‌های فرامرزی به زیان مردم و کشور تمام شد و در نهایت، اتحاد جماهیر شوروی را به سوی فروپاشی کامل سوق داد.

برگرفته از اللواء

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه