یکی از نزدیکان خسرو علیکردی، وکیل و حقوقدان جانباخته در مشهد، روز دوشنبه ۱۷ آذر در گفتگو با ایندیپندنت فارسی، خبر داد که ماموران اداره اطلاعات مشهد جواد علیکردی، برادر این وکیل پادشاهیخواه و ملیگرا، و نیز شماری دیگر از اعضای خانواده و دوستان او، را به «بازداشت و مرگ» تهدید کردهاند.
این فرد نزدیک به خسرو علیکردی که خود وکیل دادگستری و ساکن مشهد است، در تشریح آخرین جزئیات پرونده گفت: «ماموران اداره اطلاعات مشهد اصلیترین مظنونان مرگ خسرو هستند. با این حال نهتنها به پرسشهای متعدد خانواده پاسخ نمیدهند، بلکه همچنان از ارائه یا انتشار تصاویر دوربینهای مداربسته دفتر شخصی او نیز امتناع میکنند. در تازهترین اقدام، این ماموران روز یکشنبه پس از مراسم خاکسپاری، برادر خسرو و چند نفر از اعضای خانواده و دوستانش را آشکارا به مرگ تهدید کردند و هشدار دادند که در صورت هرگونه مصاحبه یا سر دادن شعارهای بیشتر علیه نظام در مراسم ترحیم خسرو، آنها را فورا بازداشت خواهند کرد.»
او ادامه داد: «این تهدیدها، سرکوبها و فضای شدید امنیتی که دیروز با حضور دهها مامور و حتی پرواز هلیکوپتر تجسسی ایجاد کردند، بیش از پیش ما را مطمئن میکند که همینها خسرو را کشتند. مگر ممکن است جوانی سالم و بیهیچ سابقه بیماری، ناگهان سکته کند و جان بدهد؟ چرا هنگام خاکسپاری، سر و صورت او کبود بود؟ چرا بدن خسرو هنگام تحویل پیکر خونآلود بود؟ چرا پلیس آگاهی در همان ابتدا و در محل، پرونده را با عنوان قتل باز کرد؟ چرا هنوز هیچیک از وسایل شخصی و تصاویر دوربینهای مداربسته را تحویل نمیدهند؟ چگونه میتوان با وجود این همه ابهام، باور کرد حکومتی با چنین سابقهای، خسرو علیکردی را که بیپروا به سران نظام اعتراض و از خاندان پهلوی دفاع میکرد، به قتل نرسانده باشد؟»
مراسم خاکسپاری علیکردی که به دلیل مخالفت ماموران امنیتی جمهوری اسلامی با دفن پیکرش در مشهد، در روستای عبدلآباد، از توابع این شهر، انجام شد، با حضور پرشور اهالی مشهد و سبزوار برگزار شد و حاضران در این مراسم، بارها شعارهایی چون «جاوید شاه»، «مرگ بر جمهوری اسلامی»، «پاینده ایران» و «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» را فریاد زدند.
جواد علیکردی نیز روز شنبه در مراسم خاکسپاری برادرش، در بخشی از سخنانش میان حضار تاکید کرد: «وکیل، دکتر خسرو علیکردی تنها یک وکیل نبود؛ او سنگر مظلومان، تکیهگاه بیپناهان و صدای خاموششدگان این سرزمین بود. او فرزندی راستقامت از خراسان بزرگ بود که در مکتب سربداران بزرگ شد. مردی که در برابر ظلم به پا خاست.»
خسرو علیکردی که وکیل بسیاری از فعالان سیاسی مخالف جمهوری اسلامی و خانوادههای دادخواه مانند فاطمه و محمدحسین سپهری بود، آخرین بار حدود ساعت ۱۹ شامگاه جمعه ۱۴ آذر با یکی از نزدیکانش تلفنی تماس گرفت و پس از آن در بامداد شنبه، پیکر او با آثار ضربه به سر، کبودی و خونریزی از دهان و بینی پیدا شد.
با وجود افزایش پرسشها و نقاط مبهم در این پرونده، مقامهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی تلاش دارند مرگ این وکیل دادخواه را «عادی» جلوه دهند. امیرالله شمقدری، معاون امنیتیــانتظامی استانداری خراسان رضوی، بدون اشاره به ابهامات جدی پرونده، اعلام کرده که «بر اساس نظریه پزشکی قانونی»، علیکردی «بر اثر سکته قلبی» درگذشته است.
فرماندار مشهد نیز همین ادعا را تکرار کرد و گفت: «او شامگاه جمعه به دلیل سکته فوت کرد.» این واکنشها در حالی مطرح میشود که بنا بر روایت نزدیکان، ماموران وزارت اطلاعات دولت پزشکیان با برخی از فعالان سیاسی مرتبط با علیکردی تماس گرفته و آنان را از هرگونه اطلاعرسانی عمومی منع کردهاند.
در روزهای گذشته، کاربران شبکههای اجتماعی بخشهایی از نوشتههای پیشین این حقوقدان هوادار خاندان پهلوی را بازنشر و در غم فقدان او سوگواری کردند؛ از جمله توییت مشهور او که «من اگر کشته شوم، یک نفرم؛ چیزی نیست. نگذارید به ناکس برسد میهن من» بارها بازنشر شد. همچنین یک پیام صوتی او برای یکی از دوستانش که در آن، این شعر معروف امیررضا وکیلی را بازخوانی و تاکید کرده بود: «میبوسمت، یک روز در میدان آزادی، میبوسمت، وقتی که تهران دست ما افتاد. پاینده ایران، درود بر خاندان ایرانساز پهلوی...»
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
خسرو علیکردی که وکیل فاطمه سپهری، محمدحسین سپهری، کمال جعفری یزدی و دهها بازداشتی اعتراضهای ۱۴۰۱ بود، پیشتر در نامهای رسمی به هیئت حقیقتیاب سازمان ملل، از «تهدیدهای جدی علیه جان و آزادی» خود خبر داده و خواستار حمایت شده بود. در این نامه او از پنج پرونده امنیتی، احکام متعدد زندان، تبعید، محرومیت از وکالت و فشارهای دانشگاهی سخن گفته و تاکید کرده بود که نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی در پی «حذف فیزیکی فعالان سیاسی» در خراساناند. او در پیامی صوتی از زندان وکیلآباد نیز تصریح کرد: «حکومت میخواهد جامعه را از آدمهای شریف تهی کند.»
همین سوابق طولانی فشار و تهدید اکنون در کنار ابهامات درباره دلیل مرگ او، تصویری روشنتر از فرایند سرکوب سازمانیافته و هدفمندانه فعالان دادخواه، معترضان به رهبر جمهوری اسلامی و پادشاهیخواهان در ایران را نشان میدهد.
واکنشها به مرگ علیکردی بسیار گسترده بوده است. شاهزاده رضا پهلوی در پیامی نوشت که «مراسم باشکوه خاکسپاری» این وکیل ایرانگرا «بار دیگر نشان داد مردم ایران حقیقت سرکوب و جنایت جمهوری اسلامی را با عمق جان میشناسند». او افزود: «همه شواهد حاکی از آن است که قتل او در ادامه موج تازهای از حذف میهنپرستان و آزادیخواهان صورت گرفته است.» شاهزاده رضا پهلوی همچنین با اشاره به سابقه تهدید، بازداشت، حبس، محرومیت از تحصیل و فشارهای امنیتی علیه علیکردی، نوشت که او «در راه آزادی میهن جاودانه شد».
مرگ خسرو علیکردی در حالی رخ میدهد که طی ماههای اخیر، شماری از فعالان سیاسی پادشاهیخواه و مخالف جمهوری اسلامی نیز در پروندههایی با الگوی مشابه جانشان را از دست دادهاند؛ مرگهایی که خانوادهها و نزدیکان آنها آن را «کاملا مشکوک» و ناشی از «خشونت امنیتی سازمانیافته» و «قتل حکومتی» توصیف کردهاند. از جمله فرزاد خوشبرش، جوان کارگر و حامی شاهزاده رضا پهلوی، که به گفته نزدیکانش، «پس از بازداشت از سوی اداره اطلاعات ساری و تحت شکنجه، جان باخت».
امید سرلک، جوان ۲۷ ساله الیگودرزی نیز آبان امسال، در حالی با آثار گلوله بر پیکرش در خودرو خود پیدا شد که تنها چند ساعت پیش از آن، ویدیویی علیه رهبر جمهوری اسلامی منتشر کرده و تصویر او را سوزانده بود.
مجموعه این مرگهای زنجیرهای در کنار سابقه گسترده پروندهسازی، تهدید و سرکوب علیه فعالان سیاسی، بار دیگر این پرسش اساسی را پیش رو میگذارد که آیا جمهوری اسلامی مرحله تازهای از برخورد فیزیکی و حذف نظاممند مخالفانشان را آغاز کرده است؟ پرسشی که افکار عمومی همزمان با خشم روبهگسترش خود، هر روز با شواهد بیشتری، به پاسخ آن نزدیک میشود.

