یمن و بن‌بست جنگ؛ راه برون‌رفت کدام است؟

ماموریت اصلی حوثی‌ها چیزی جز خدمت به پروژه منطقه‌ای جمهوری اسلامی نیست

شبه‌نظامیان حوثی وابسته به جمهوری اسلامی در یمن‌ــ عکس از yemenalghad.net

ایالات متحده چندی پیش، حملات هوایی گسترده‌ای علیه مواضع حوثی‌ها در یمن انجام داد و پس از عملیات مزبور، اعلام کرد که تهدیدها و حملات شبه‌نظامیان حوثی به کشتی‌های عبوری از دریای سرخ متوقف شده است، اما واقعیت برخلاف این ادعا بود؛ حوثی‌ها همچنان به حمله به کشتی‌هایی که از دریای سرخ به سمت کانال سوئز عبور می‌کردند، ادامه دادند و با گذشت زمان روشن شد که در موضع حوثی‌ها چه در قبال تهدید امنیت کشتی‌رانی در دریای سرخ و چه در پرتاب هرازگاه موشک به سمت اسرائیل، هیچ‌ تغییری پدید نیامده است.

اسرائیل هم چند روز پیش، مواضعی را در صنعا و پیرامون آن هدف قرار داد. این حملات بیشتر بر مراکز زیربنایی و ساختمان‌های دولتی، از جمله کاخ ریاست‌جمهوری که در گذشته به «دارالرئاسه» شهرت داشت، متمرکز بود. با این حال، تکرار چنین حملاتی نیز نمی‌تواند در بیرون کشیدن یمن از بحران پیچیده‌ای که این کشور را دچار فاجعه کرده است، تغییر اساسی ایجاد کند، زیرا حوثی‌ها که ابزاری در دست رژیم جمهوری اسلامی به‌ شمار می‌روند، جز حفظ سلطه خود بر صنعا و بخش‌هایی از شمال یمن، دغدغه‌ دیگری ندارند.

تنها چیزی که برای حوثی‌ها که همچنان به شلیک موشک به سمت اسرائیل ادامه می‌دهند، اهمیت دارد، حفظ کنترل صنعا است؛ شهری که از ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۴ به تصرف این گروه درآمده است. حوثی‌ها به سرنوشت مردم یمن که در شرایطی فاجعه‌بار و رقت‌انگیز به‌سرمی‌برند هم هیچ توجهی ندارند و به آن اهمیتی نمی‌دهند. در واقع، ماموریت اصلی حوثی‌ها چیزی جز خدمت به پروژه منطقه‌ای جمهوری اسلامی نیست؛ همان نقشی که حزب‌الله در لبنان ایفا می‌کند. حزب‌الله هم به آنچه بر سر لبنان و مردم این کشور و حتی هواداران شیعه خودش می‌آید، کوچک‌ترین اهمیتی نمی‌دهد.

تحولات کنونی یمن نشان می‌دهد که از طریق حملات هوایی آمریکا یا اسرائیل هیچ تغییر واقعی در میدان نبرد امکان‌پذیر نیست. این موضوع تنها به ویژگی‌های جغرافیایی یمن مرتبط نیست، بلکه ناشی از تغییراتی است که جمهوری اسلامی توانسته است از طریق حوثی‌ها در این کشور ایجاد کند.

حوثی‌ها نخستین بهره‌برداران کودتایی بودند که سازمان اخوان‌المسلمین با سوءاستفاده از اعتراض‌های موسوم به «بهار عربی» در فوریه ۲۰۱۱ علیه علی عبدالله صالح به راه انداخت، اما همان‌طور که رویدادها از تونس تا لیبی و یمن نشان داد، آنچه بهار عربی خوانده می‌شد، در واقع پاییزی ناامیدکننده و تلخ بود و مصر تنها کشوری بود که از این پاییز رنج‌آور که اخوان‌المسلمین به دنبال بهره‌جویی از آن بودند، به شکلی معجزه‌آسا جان به در برد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

جمهوری اسلامی توانست با سوءاستفاده از ضعف نظام علی عبدالله صالح که از سال ۱۹۷۸ تا ۲۰۱۱ با تمام فرازونشیب‌ها قدرت را در یمن در دست داشت، حوثی‌ها را بر صنعا مسلط کند.

امروز یمن بهای کودتایی را می‌پردازد که گروه اخوان‌المسلمین از طریق حزب اصلاح با دو شاخه مدنی و نظامی آن، علیه علی عبدالله صالح به راه انداخت. البته رئیس‌جمهوری فقید یمن به هیچ وجه فرشته‌ای بی‌عیب‌ونقص نبود، اما باید اذعان کرد که اولین کسی بود که از سال ۲۰۰۴ به ماهیت حوثی‌ها پی برد.

با این حال، صالح پس از سال ۱۹۹۴ با تشویق به تاسیس جنبش «جوانان مومن» در مناطق زیدی‌نشین به منظور مقابله با نفوذ اخوان‌المسلمین و سلفی‌ها در شمال یمن، در گسترش نفوذ این گروه نقش ایفا کرد و سال ۲۰۱۷، زمانی که کار از کار گذشته بود و حوثی‌ها درصدد قتلش برآمدند، متوجه خطر واقعی این گروه شبه‌نظامی و افتادن آن به آغوش جمهوری اسلامی شد.

موضوع امروز یمن بررسی گذشته و رابطه پیچیده علی عبدالله صالح با حوثی‌ها و شش جنگی که بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ با آنان داشت، نیست. پرسش اصلی این است که آیا می‌توان پدیده حوثی‌ها را در یمن مهار کرد؟ پاسخ ساده است: برای دستیابی به این هدف، باید شکست حوثی‌ها به دست خود نیروهای یمنی در خاک یمن رقم بخورد و مسیر رسیدن به این هدف می‌تواند با احیای دولت قانونی یمن به نمایندگی از شورای ریاستی به رهبری دکتر رشاد العلیمی هموار شود؛ دولتی که قادر باشد شهرهای صنعا و حدیده را مجددا تصرف کند.

تردیدی نیست که شورای ریاستی یمن ابزار و توان لازم را برای بازپس‌گیری ابتکار عمل نظامی دارد، مشروط بر اینکه اعضای این شورا به دنبال وحدت و همگرایی باشند و منافع شخصی و سلیقه‌ای در تصمیم‌گیری‌هایشان تاثیر نگذارد.

تحولات نشان داده است که حوثی‌ها از هرگونه مشارکت در یک توافق سیاسی در یمن سر باز می‌زنند و هیچ شریک واقعی در قدرت را نمی‌پذیرند. آن‌ها هیچ برنامه سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی، حتی آموزشی ندارند و مانع بازگشایی مدارس می‌شوند و تنها هدفی که دنبال می‌کنند، جلب رضایت رژیم جمهوری اسلامی است. از نظر حوثی‌ها، جوانان یمن باید یک دوره شست‌وشوی مغزی را طی کنند تا به انواع خرافات و شعار «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل»، «لعنت بر یهود، پیروزی برای اسلام» باور کنند. به بیان روشن‌تر، حوثی‌ها می‌خواهند مردم یمن همواره تحت تاثیر باورهای نادرست و شعارهای پوچ و بی‌معنی قرار داشته باشند و به ابزاری مطیع در دست رژيم جمهوری اسلامی تبدیل شوند.

از سوی دیگر، دولت قانونی یمن باید هم حضورش را در صحنه تثبیت کند و هم ابتکار عمل نظامی را به دست گیرد. علاوه بر آن، این دولت به حمایت منطقه‌ای گسترده‌تر و رهبری کارآمدی‌تری نیاز دارد تا ساختار سیاسی و نظامی دولت را که هنوز به انسجام و هماهنگی کامل نرسیده است، بازآرایی کند.

زمانی می‌توان درباره تغییر در یمن صحبت کرد که در میدان نبرد، موفقیتی حاصل شود. در غیر این‌ صورت، حوثی‌ها به‌عنوان ابزار جمهوری اسلامی در منطقه همچنان نقشی را ایفا خواهند کرد که از آن‌ها انتظار می‌رود؛ یعنی به پرتاب موشک به سمت اسرائیل و حمله به کشتی‌هایی که از دریای سرخ عبور می‌کنند، ادامه می‌دهد تا جمهوری اسلامی ادعا کند که هنوز کارت‌هایش را در منطقه در دست دارد و آمریکا باید این واقعیت را در محاسباتش مدنظر داشته باشد.

در این میان، مردم بیچاره یمن هنوز هزینه این بازی بی‌معنی جمهوری اسلامی را می‌پردازند، در حالی که سرنوشت کل یک کشور در غیاب یک دولت قانونی که به دنبال ایفای نقشی موثرتر در منطقه است، همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

در فرجام این پرسش‌ها مطرح می‌شوند: یمن چه زمان از فاجعه نجات خواهد یافت و نبردی که سرنوشت این کشور را صرفا در داخل یمن و نه در جای دیگری رقم زند، چه زمان به‌وقوع خواهد پیوست؟

برگرفته از روزنامه العرب

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه