از حذف سفر و رستوران تا ناتوانی در نگهداری حیوانات خانگی؛ گرانی آخرین دلخوشی‌های ایرانیان را بلعید

فقر و گرانی چنان گسترش یافته که بسیاری از افراد متعلق به طبقه متوسط دیگر حتی توان تامین هزینه تفریح فرزندان، تعمیر خودرو یا برگزاری دورهمی‌های دوستانه را ندارند

گسترش فقر در ایران، زندگی میلیون‌ها نفر از طبقه متوسط را دگرگون کرده است و خانواده‌هایی که تا چند سال پیش، با درآمد حاصل از دو شغل، امکان سفر، رستوران رفتن، خرید مواد غذایی متنوع و ثبت‌نام فرزندانشان در کلاس‌های ورزشی و آموزشی را داشتند، اکنون حتی برای تامین هزینه‌های ضروری زندگی هم با مشکل مواجه‌اند.

روایت‌های اختصاصی از شهرهایی مانند تهران، مشهد، اصفهان یا کرج به ایندیپندنت فارسی نشان می‌دهد که بحران اقتصادی دیگر تنها به کاهش قدرت خرید محدود نیست و بسیاری از خانواده‌ها، یکی پس از دیگری، تفریح، سفر، معاشرت‌های دوستانه و حتی نیازهای معمول فرزندانشان را از زندگی حذف کرده‌اند.

این وضعیت در شرایطی ادامه دارد که نرخ دلار در بازار آزاد ایران طی روزهای اخیر به حدود ۲۷۰ هزار تومان رسید و بر اساس گزارش مرکز آمار، تورم نقطه‌به‌نقطه شهریورماه به ۸۹.۸ درصد و تورم خوراکی‌ها به ۱۲۱.۷ درصد افزایش یافت. هم‌زمان، فعالان کارگری هزینه ماهانه سبد معیشت خانوار در کلانشهرها را بیش از ۱۰۰ میلیون تومان براورد می‌کنن که چند برابر حداقل دستمزد کارگران است.

با درآمد ۷۵ میلیونی هرماه بدهکارتر می‌شویم

ماکان، ۳۸ ساله ساکن تهران که متاهل است و یک فرزند دارد، روز جمعه ۱۷ مهرماه به ایندیپندنت فارسی می‌گوید با وجود درآمد ماهی ۷۵ میلیون تومان خود و همسرش، دیگر توان تامین هزینه‌های زندگی سابقشان را ندارند.

او توضیح می‌دهد: «من ماهی ۴۰ میلیون و همسرم ۳۵ میلیون تومان حقوق می‌گیریم، اما هر ماه بدهکارتر از ماه قبل می‌شویم. هزینه زندگی سه‌نفره ما از ۱۰۰ میلیون تومان در ماه گذشته و تقریبا تمام درآمدمان صرف اجاره‌خانه، مدرسه بچه، لباس، خوراک و مخارج ضروری می‌شود. دیگر چیزی برای تفریح و خوشگذرانی باقی نمی‌ماند.»

به گفته ماکان، سفرهای خانوادگی و حتی معاشرت‌های دوستانه نیز به‌تدریج از برنامه زندگی آن‌ها حذف شده است.او می‌گوید: «دیگر توان مسافرت نداریم. حتی دورهمی‌های دوستانه را هم تا حد زیادی کنار گذاشته‌ایم، چون یک مهمانی ساده با چند پرس غذا و نوشیدنی کمتر از ۱۰ میلیون تومان هزینه ندارد. رستوران رفتن را هم که مدت‌ها است حذف کرده‌ایم. دیگر حتی کافه هم نمی‌رویم. ماشینم مدت‌ها است به تعویض یک قطعه نیاز دارد و صدا می‌دهد، اما پول تعمیرش را ندارم.»

دو نفر کار می‌کنیم، اما ماهی یک‌ بار هم گوشت نمی‌خوریم

ثنا، زن ۳۵ ساله ساکن مشهد که همراه همسرش شاغل است و دو فرزند دارد، نیز از حذف تدریجی امکانات معمول زندگی خانوادگی می‌گوید. او به ایندیپندنت فارسی گفت: «من و شوهرم هر دو کار می‌کنیم، اما دیگر حتی توان خرید گوشت قرمز برای ماهی یک وعده را هم نداریم. فقط هزینه تغذیه مدرسه دو فرزندمان ماهی ۱۰ میلیون تومان می‌شود. حالا اجاره خانه، لباس، درمان، رفت‌وآمد و بقیه هزینه‌های زندگی را هم به آن اضافه کنید.»

ثنا می‌گوید تا چند سال پیش سفر به شهرهای مختلف، بخشی عادی از زندگی خانواده‌شان بود، اما اکنون حتی دیدار بستگان در شهرهای دیگر نیز به هزینه‌ای سنگین تبدیل شده است.

او افزود: «قبلا هر وقت اراده می‌کردیم به شمال می‌رفتیم و خانواده‌ام را می‌دیدیم، یا راهی جنوب و بندرعباس می‌شدیم تا خانواده همسرم را ببینیم. اما الان مدت‌ها است دیگر هیچ سفری نرفته‌ایم و حتی نمی‌توانیم برای یک مسافرت ساده برنامه‌ریزی کنیم.»

این روایت‌ها نشان می‌دهد که افزایش هزینه زندگی، علاوه بر محدود کردن تفریح، بر روابط خانوادگی و امکان دیدار بستگان در شهرهای مختلف نیز تاثیر گذاشته است.

حذف آخرین دلخوشی‌ها

کیومرث، مرد ۵۲ ساله و متاهل ساکن اصفهان، از زاویه دیگری به فروپاشی قدرت خرید خانواده‌های طبقه متوسط اشاره می‌کند. او می‌گوید نگهداری یک سگ و دو گربه خانگی که از مهم‌ترین دلخوشی‌های خانواده‌اش‌اند، به‌تدریج به فشار مالی سنگینی تبدیل شده است.

او به ایندیپندنت فارسی می‌گوید: «همه دلخوشی ما همین یک سگ و دو گربه‌ای است که در خانه داریم، اما هزینه نگهداری آن‌ها هم دیگر از توانمان خارج شده است. مثلا یک بسته ۱۰ کیلویی غذای خشک سگ و گربه به سه میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسیده است. افزایش قیمت دلار همه چیز را گران کرده و دیگر واقعا نمی‌دانیم چطور باید ادامه بدهیم. تازه ما صاحب‌خانه‌ایم و اجاره هم نمی‌دهیم.»

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

کیومرث با اشاره به هزینه تفریحات خانوادگی، توضیح داد: «یک بار رستوران رفتن خانوادگی حداقل هفت تا هشت میلیون تومان خرج دارد. از کجا بیاوریم؟ تازه فقط رستوران نیست. مردم دیگر مثل گذشته حتی نمی‌توانند غذا بخورند. اگر گوشی یا لپ‌تاپ کسی خراب شود، شاید دیگر پول خرید یک دستگاه جدید را نداشته باشد. هزینه‌های دیگر مانند گرانی عجیب دارو و درمان هم که بماند.»

او وضعیت روحی مردم را نیز متاثر از فشارهای اقتصادی توصیف می‌کند و می‌گوید: «واقعا این روزها همه مردم افسرده و به‌هم‌ریخته‌اند. ما تازه داریم می‌فهمیم چقدر فقیر شده‌ایم و با این شرایط دیگر نمی‌توانیم مثل گذشته زندگی کنیم.»

افزایش هزینه نگهداری حیوانات خانگی، از خوراک و واکسیناسیون تا خدمات دا‌مپزشکی، یکی دیگر از پیامدهای کمتر دیده‌شده بحران اقتصادی است. هزینه‌هایی که می‌تواند خانواده‌ها را به کاهش مخارج دیگر یا حتی تصمیم دشوار واگذاری حیواناتشان وادار کند.

حتی نمی‌توانم دخترم را به شهربازی ببرم

نیکی، زن ۳۳ ساله ساکن کرج و مادر دختری هفت‌ ساله، نیز به ایندیپندنت فارسی می‌گوید که با وجود اشتغال خود و همسرش و کمک‌های مالی والدینشان، دیگر توان تامین بسیاری از نیازهای تفریحی و آموزشی فرزندشان را ندارند.

او توضیح می‌دهد: «واقعا یک بار شهربازی رفتن با بچه در ماه، یا ثبت‌نام دخترمان در کلاس زبان انگلیسی و ژیمناستیک از توانمان خارج شده است. من و شوهرم هر دو کار می‌کنیم و تازه پدر و مادرمان هم به ما کمک می‌کنند، اما نهایتا می‌توانیم هزینه خوردوخوراک و نیازهای اولیه را تامین کنیم.»

نیکی با اشاره به مخارج آغاز سال تحصیلی، گفت: «فقط از اول مهر تا الان ۳۵ میلیون تومان بابت کیف، کفش، لباس، دفتر، کتاب و ثبت‌نام دخترمان هزینه کرده‌ایم. آخرین بار سه سال پیش توانستیم به مسافرت برویم. واقعیت این است که دیگر فقیر شده‌ایم.»

محرومیت کودکان از کلاس‌های ورزشی، آموزش زبان، فعالیت‌های هنری و تفریحات معمول، از پیامدهای بلندمدت بحران معیشتی است و فرزندان خانواده‌های متوسط و کم‌درآمد، به‌تدریج فرصت‌های کمتری برای رشد مهارت‌ها و تجربه فعالیت‌های اجتماعی خواهند داشت.

نشانه‌های تشدید بحران اقتصادی

این روایت‌ها در شرایطی مطرح می‌شوند که اقتصاد ایران علاوه بر تورم شدید، سقوط ارزش ریال و کاهش قدرت خرید، با نگرانی از آغاز دور تازه‌ای از درگیری‌های نظامی نیز مواجه است. تداوم سیاست‌های جنگ‌طلبانه جمهوری اسلامی ایران و تشدید تنش‌های نظامی با آمریکا و اسرائیل، احتمال وقوع جنگی دیگر را به یکی از عوامل افزایش نااطمینانی اقتصادی تبدیل کرده است.

در صورت آغاز جنگی تازه، ادامه ریزش ارزش پول ملی، اختلال در واردات، حمل‌ونقل، تامین انرژی و فعالیت کسب‌وکارها می‌تواند به افزایش بیشتر قیمت‌ها، کاهش فرصت‌های شغلی و تشدید فشار بر خانوارها منجر شود. ادامه تحریم‌های ناشی از سیاست‌های هسته‌ای و منطقه‌ای جمهوری اسلامی نیز چشم‌انداز بهبود پایدار شرایط اقتصادی را تیره‌تر کرده است.

آنچه از روایت مردم برمی‌آید، تنها کاهش مصرف یا حذف چند تفریح نیست، بلکه فرسایش تدریجی طبقه متوسط ایران است. طبقه‌ای که زمانی با درآمد حاصل از کار، امکان برنامه‌ریزی برای آینده، پس‌انداز و برخورداری از حداقلی از رفاه را داشت، اما اکنون حتی اشتغال هم‌زمان زن و شوهر نیز برای حفظ سبک زندگی گذشته آن کافی نیست. ابعاد این فقر افسارگسیخته را دیگر نه‌فقط در آمارهای رسمی اقتصادی، بلکه در سفرهای لغوشده، دورهمی‌های حذف‌شده، ناتوانی در خرید گوشت، به تعویق انداختن تعمیر خودرو و محرومیت کودکان از تفریح می‌توان مشاهده کرد.

بیشتر از اقتصاد