بازداشت صلاح یکتا، چهره مشهور اینستاگرامی که با انتشار ویدیوهای موسوم به قولنجشکنی و حرکات ناگهانی روی ستون فقرات دنبالکنندگان فراوانی به دست آورده بود، بار دیگر موضوع فعالیت پزشکنماها در شبکههای اجتماعی را به کانون توجه بازگرداند.
ویدیوهای او با صدای شکستن مفاصل، حرکات نمایشی و حضور برخی چهرههای شناختهشده بارها در شبکههای اجتماعی بازنشر شده بود، اما آنگونه که احمد مؤذنزاده، نایبرئیس انجمن فیزیوتراپی ایران، اعلام کرده، این فرد فاقد صلاحیت علمی و مجوز لازم برای ارائه چنین خدماتی بوده و به شکل زیرزمینی در شهرهای مختلف ایران و حتی کشورهای اطراف فعالیت میکرده است.
بر اساس این روایت، آنچه در فضای مجازی به عنوان درمان دستی یا جااندازی نمایش داده میشد، نه یک سرگرمی بیخطر، بلکه دخالت در حوزهای تخصصی بود که مبادرت به آن نیازمند تحصیلات دانشگاهی، پروانه قانونی، و ارزیابی دقیق وضعیت بیمار است. مؤذنزاده هشدار داد که کششها و دستکاریهای ناگهانی ستون فقرات، در صورتی که به دست افراد فاقد صلاحیت انجام شود، ممکن است به شکستگی مهره، صدمه مفصلی و حتی آسیب نخاعی منجر شود، بهخصوص در افرادی که بی آنکه خود بدانند به پوکی استخوان یا بیماریهای زمینهای مبتلا هستند.
پرونده این چهره اینستاگرامی را نباید صرفا ماجرای سقوط یک فعال پرمخاطب فضای مجازی دانست. این بازداشت تازهترین حلقه از زنجیرهای است که طی سالهای گذشته گستردهتر شده است؛ افرادی که بدون مدرک پزشکی یا خارج از حدود صلاحیت خود، با استفاده از روپوش سفید، دکوری مشابه مطب، اصطلاحات علمی، تصاویر بیماران و انبوه دنبالکنندگان، اعتماد مخاطبان را به سرمایهای برای فروش خدمات درمانی تبدیل میکنند.
از دکتر علفی تا پزشکنمای مدرن
پزشکنمایی در ایران پدیده تازهای نیست. در دهههای گذشته، این عنوان بیشتر برای کسانی به کار میرفت که با ترکیب نسخههای گیاهی و عنوانهایی مانند حکیم یا طبیب سنتی، درمان بیماریهای گوناگون را وعده میدادند. اما شبکههای اجتماعی ظاهر این پدیده را دگرگون کردهاند. پزشکنمای امروز الزاما با عطاری و نسخه دستنویس ظاهر نمیشود؛ ممکن است در کلینیکی پرزرقوبرق، مقابل دوربین حرفهای و با زبان نسل جوان صحبت کند و خدمات خود را در قالب ویدیوهای کوتاه، تصاویر قبل و بعد از درمان، و روایت رضایت بیماران بفروشد. این پدیده البته مختص ایران نیست و گسترش استفاده از شبکههای اجتماعی و تبلیغات درمانی، در بسیاری از کشورهای جهان به یک چالش تبدیل شده است. یکی از دلایلی که دولتهای آمریکایی و اروپایی را به طرف ممنوعیت استفاده نوجوانان و کودکان از شبکههای اجتماعی سوق داده، همین مساله گسترش اطلاعات غلط در پوششی باورپذیر است.
فعالان حوزه درمان یادآور میشوند آنچه مخاطبان در مواجهه با این ویدیوهای تبلیغاتی فراموش میکنند، حلقه مفقود افرادی است که پس از دریافت خدمات از این افراد دچار عوارض و مشکلات متعدد شدهاند. روایت این افراد و آمار بالای آسیبهای پدیدآمده هیچ کجا به مخاطبان ارائه نمیشود؛ در نتیجه کسانی که به این صفحات تبلیغاتی وارد میشوند تنها شاهد روایتهای جعلی و معدود بیمارانی خواهند بودند که ابراز رضایت کردهاند.
تنوع فعالیت پزشکنماها رشد چشمگیری یافته است: تزریق ژل و بوتاکس، کاشت مو، جراحی پلک، پیکرتراشی، لاغری تضمینی، درمان ریزش مو، دندانپزشکی، دستکاری ستون فقرات و حتی ادعای درمان قطعی دیابت، کبد چرب و سرطان. ویژگی مشترک اغلب این تبلیغات، ارائه راهحل ساده و سریع برای مسئلهای پیچیده است.
پزشکنما برخلاف پزشک واقعی کمتر از محدودیت درمان، احتمال شکست، عوارض یا ضرورت معاینه سخن میگوید؛ در عوض، عباراتی مانند «تضمینی»، «صددرصد»، «بدون عارضه» و «در یک جلسه» را تکرار میکند.
برخی پزشکان دلیل اقبال عمومی به این افراد را تمایل بخشی از جامعه به یافتن درمان معجزهآسا میداند. بیماری که از درمان طولانی خسته شده، فردی که از پرداخت هزینههای پزشکی ناتوان است، یا کسی که به دنبال تغییر سریع است، در برابر وعده درمان فوری آسیبپذیرتر میشود. تخفیفهای مناسبتی، جشنوارههای زیبایی، نمایش صف مراجعان و استفاده از چهرههای مشهور نیز این تصور را ایجاد میکند که محبوبیت مجازی معادل صلاحیت پزشکی است.
در مهر ۱۴۰۳ پلیس فتا اعلام کرد صفحاتی با مجموع بیش از پنج میلیون دنبالکننده مسدود شدهاند؛ صفحاتی که گردانندگانشان با عنوان پزشک فعالیت میکردند، اما پزشک نبودند. در یکی از پروندهها، زنی پس از مراجعه برای جراحی افتادگی پلک، توانایی بستن کامل چشمهای خود هنگام خواب را از دست داده بود. بررسی پلیس نشان داد فردی که این مداخله را انجام داده، اساسا پزشک نبوده و مشتریانش را از طریق تبلیغات اینستاگرامی جذب کرده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
دامنه آسیب البته به جراحیهای زیبایی محدود نیست. پزشکنماها ممکن است بیمار دیابتی را به قطع دارو، بیمار مبتلا به سرطان را به کنار گذاشتن شیمیدرمانی یا فردی دچار درد ستون فقرات را به انجام حرکات پرخطر تشویق کنند. تأخیر در تشخیص درست، مصرف داروهای نامناسب، بروز عفونت، صدمات پوستی و عصبی، از دست رفتن فرصت طلایی درمان و تحمیل هزینه ترمیم آسیب، بخشی از پیامدهای این مداخلات است.
حمید جنیدی، پزشک عمومی، معتقد است بسیاری به دنبال معجزهاند یا به دنبال دارویی که یکشبه آنها را کاملا خوب کند، درحالیکه چنین چیزی واقعیت علمی ندارد. جنیدی همچنین با اشاره به برگزاری همایشهای تبلیغاتی مختلف با دعوت از این چهرههای اینستاگرامی به نام پزشک میگوید: «دلیل دیگر هم جشنوارهها و تخفیفهای ظاهرا درشتی است که این افراد برای مشتریان میگذارند و به این ترتیب یک تور بزرگ پهن میکنند و افراد زیادی را داخل آن میاندازند.»
مشکل دیگر آن است که شماری از پزشکنماها پشت نام پزشکان واقعی پنهان میشوند. اجاره مهر، استفاده از پروانه دیگری، حضور صوری یک پزشک در کلینیک یا انتشار تصاویر و مدارک جعلی، به مراکز غیرمجاز ظاهر قانونی میدهد. در چنین وضعیتی، حتی تابلو، نسخه رسمی یا انجام عمل در یک مرکز درمانی نیز لزوما تضمین نمیکند که فرد مداخلهکننده دارای صلاحیت بوده است.
از کشیدن دندان با مدرک دیپلم تا جراح قلابی با بیش از ۵۰ شاکی
آمار برخوردهای رسمی نشان میدهد مسأله از چند حساب ناشناس فراتر رفته است. پلیس فتا تهران بزرگ در سال ۱۴۰۴ بیش از ۳۰۰ صفحه اینستاگرامی فعال در حوزه تبلیغات پزشکی را بررسی و با دستور قضایی ۶۰ صفحه را مسدود کرد. به گفته داوود معظمی گودرزی، رئیس پلیس فتا تهران، تعدادی از این صفحات در اختیار پزشکان واقعی نبود و گردانندگان آنها مخاطبان را به آرایشگاهها، مطبهای زیرزمینی و مراکز فاقد مجوز هدایت میکردند.
در یکی از تکاندهندهترین پروندهها، فردی صرفا با داشتن مدرک دیپلم خدمات دندانپزشکی ارائه میکرد. او بیش از دو سوم دندانهای یکی از مراجعان را کشیده بود تا به جای آنها ایمپلنت قرار دهد. پلیس همچنین از شناسایی آرایشگاههایی خبر داد که در آنها تزریق ژل و دیگر اقدامات پزشکی زیبایی انجام میشد. برخی گردانندگان این مراکز هنگام بیهوشی از بیمار فیلم میگرفتند و همان تصاویر را برای تبلیغ خدمات خود منتشر میکردند.
این پدیده حتی به مرگ بیماران متعددی در کلینیکهای غیررسمی به دلیل اشتباهات پزشکی منجر شده است؛ اشتباهاتی که از تزریق نادرست داروی بیهوشی تا بیتوجهی به حساسیتهای دارویی بیماران را شامل میشود. در آبان ۱۴۰۲ خبر مرگ سه زن جوان در سه مرکز درمانی هنگام عمل زیبایی و لاغری یکی از نمونههای این اعتماد نادرست به تبلیغات شبکههای اجتماعی در حوزه درمان بود.
یکی از معدود مواردی که نام و تصویر متهم با دستور قضایی منتشر شد، پرونده مهدی عربلو بود. پلیس فتا اعلام کرد او با اینکه صرفا مدرک دیپلم داشت، خود را پزشک و فوقتخصص جراحی پلاستیک معرفی میکرد و با تبلیغات حرفهای در فضای مجازی بیمار جذب کرده بود. بیش از ۵۰ نفر از او شکایت کردند و بررسیها نشان داد برخی پزشکان با واگذاری مهر یا هویت حرفهای خود، زمینه فعالیت او را فراهم کردهاند.
در این پرونده، پزشکی که مهر خود در اختیار متهم قرار گرفته بود بازداشت و پروانه طبابتش باطل شد. چند پزشک دیگر نیز احضار و بازجویی شدند و یکی از اتاقهای عمل محل فعالیت متهم هنگام انجام جراحی بازرسی و مهر و موم شد. انتشار نام و چهره عربلو نیز به دلیل احتمال وجود قربانیان بیشتر و سابقه بازگشت او به فعالیت پس از برخوردهای قانونی صورت گرفت.
سوابق برخوردها از این هم قدیمیتر است. سازمان نظام پزشکی در سال ۱۴۰۱ از بازداشت پدر و پسری خبر داد که در استان البرز خود را متخصص طب سنتی معرفی کرده بودند. همان سال در بناب سه نفر با جعل عنوان چشمپزشک بیش از یک میلیارد تومان کلاهبرداری کردند. در ششماهه نخست سال ۱۴۰۲ نیز بنا بر آمار اداره نظارت بر مؤسسات درمانی وزارت بهداشت، دو هزار و ۶۲۵ مرکز غیرمجاز مداخلهگر در درمان تعطیل شد؛ بخش عمده آنها آرایشگاههایی بودند که خدماتی مانند تزریق ژل و بوتاکس ارائه میکردند.
قربانی فقط بیمار نیست؛ اعتماد عمومی به پزشکی نیز آسیب میبیند
خطر پزشکنماها فقط به ایجاد عفونت، نقص عضو یا خسارت مالی قربانیان محدود نمیشود. آنها مرز میان دانش پزشکی و نمایش تبلیغاتی را مخدوش میکنند. مخاطبی که پس از مراجعه به یک پزشکنمای اینستاگرامی آسیب میبیند، ممکن است این تجربه را به کل جامعه پزشکی تعمیم دهد، بهخصوص وقتی فرد متخلف با روپوش سفید، مهر یک پزشک واقعی یا درون یک مرکز درمانی فعالیت میکند.
محمد رئیسزاده، رئیس کل سازمان نظام پزشکی، گسترش مداخلات غیرمجاز را بحرانی دانسته که هم سلامت مردم و هم اعتماد عمومی به جامعه پزشکی را تهدید میکند. به گفته او، اطلاعات نادرست و توصیههای افراد فاقد تحصیلات پزشکی بیماران را از درمان مؤثر دور میکند و فرهنگ درمانجویی را به سمت نسخههای نمایشی و غیرعلمی ببرد. سازمان نظام پزشکی در اردیبهشت ۱۴۰۴ نیز «سامانک حامی» را برای دریافت، تحلیل و پیگیری گزارشهای مردمی درباره مداخلات غیرقانونی درمان راهاندازی کرد.
ضعف مجازاتها نیز سالها یکی از عوامل تکرار این تخلفات بود. مجازات حبس برای مداخلهگران غیرمجاز، که در قوانین قدیمی پیشبینی شده بود، در اصلاحات سال ۱۳۷۹ حذف و به جزای نقدی تقلیل یافت. این جریمه آنقدر ناچیز بود که در برابر درآمد کلینیکهای غیرمجاز بازدارندگی نداشت. در سال ۱۴۰۳، با تعدیل مبالغ جزای نقدی، جریمه مداخله غیرمجاز برای مرتبه نخست تا ۵۸۰ میلیون تومان و در صورت تکرار تا یک میلیارد و ۱۶۰ میلیون تومان افزایش یافت. با این حال، بازگشت برخی متهمان به رویه پیشین نشان میدهد که افزایش جریمه، بدون رصد مستمر، برخورد با پزشکان همکار، تعطیلی مراکز متخلف و پیگیری خسارت قربانیان کافی نیست.
در سوی دیگر، مسئولیت کاربران نیز قابل چشمپوشی نیست. تعداد دنبالکنندگان، تیک تأیید، عکس گرفتن در کنار سلبریتیها، روپوش سفید و حتی وجود تجهیزات پزشکی هیچکدام جای استعلام رسمی را نمیگیرد. نام و تخصص فرد باید در سامانه جستوجوی اعضای سازمان نظام پزشکی بررسی شود؛ پروانه فعالیت مرکز و صلاحیت او برای خدمت مشخص نیز باید احراز شود. وعده درمان قطعی، تبلیغ بدون اشاره به عوارض، تخفیفهای غیرعادی، جابهجایی مکرر محل فعالیت و اصرار بر پرداخت سریع، نشانههاییاند که باید زنگ خطر را به صدا درآورند.
پرونده قولنجشکن اینستاگرامی بار دیگر نشان داد که در عصر شبکههای اجتماعی، خطر همیشه پشت چهرهای ناشناس پنهان نمیشود، بلکه گاهی در قالب فردی ظاهر میشود که میلیونها بار دیده شده، با سلبریتیها عکس گرفته و به بخشی از سرگرمی روزانه کاربران تبدیل شده است. مسئله اصلی این است که در بازار سلامت، شهرت نه مدرک است، نه پروانه طبابت و نه تضمین ایمنی. تا زمانی که این تمایز برای مخاطبان روشن نشود و نظارت نیز همپای سرعت شبکههای اجتماعی حرکت نکند، هر صفحه مسدودشده میتواند با نامی تازه بازگردد و قربانیان دیگری پیدا کند.

