اگر سال ۱۳۹۶ با طنین شعار تاریخی «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» بهعنوان نقطه عطفی در تاریخ مبارزات سیاسی مردم ایران برای گذار از جمهوری اسلامی شناخته میشود، سال ۱۴۰۴ را نیز از این منظر میتوان سرنوشتساز و تاریخی توصیف کرد که در آن، میلیونها ایرانی با عزمی راسخ و ارادهای مشترک، تصمیم گرفتند زیر پرچم شیر و خورشید و به رهبری شاهزاده رضا پهلوی با یکدیگر متحد شوند تا جمهوری اسلامی را سرنگون کنند.
این عزم و اراده جمعی پدیدهای ناگهانی نبود و در ۴۷ سال امید، صبر، مبارزه و تجربههای تلخ مردم ایران ریشه داشت. در این مسیر پرفرازونشیب، لایههای مختلف جامعه ایران بهتدریج به این درک مشترک رسیدند که جمهوری اسلامی اصلاحناپذیر است و تداوم آن، بیش از هر چیز به زیان آینده ایران و ایرانیان است.
این خرد جمعی و همگرایی ملی سرانجام به اوجگیری انقلاب ملی ایران انجامید که شاهزاده رضا پهلوی آن را «انقلاب ملی شیر و خورشید» نامید؛ انقلابی که با تکیه بر هویت ملی و با تاکید بر اصولی مانند تمامیت ارضی و جدایی دین از حکومت استوار است و چشماندازی تازه برای آینده ایران ترسیم میکند.
مطالبه بازگشت پهلوی از مقبره فردوسی تا آرامگاه کوروش
نقطه آغاز انقلاب ملی شیر و خورشید در سال ۱۴۰۴ را باید در لحظه نمادین و معنادار تحویل سال جستوجو کرد؛ وقتی که هزاران نفر در توس، بر مزار حکیم ابوالقاسم فردوسی گرد هم آمدند و در فضایی سرشار از احساسات ملی، شعارهایی چون «رضاشاه روحت شاد» سر دادند.
در این گردهمایی شعار دیگری نیز شنیده شد که تا پیش از آن سابقه نداشت: «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده».
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
این شعار، بهسرعت از سرزمین توس فراتر رفت و در زمانی کوتاه، در سراسر جغرافیای ایران شنیده شد. از نیشابور، در جوار آرامگاه خیام و عطار گرفته تا شیراز در کنار مزار حافظ و همچنین آرامگاه کوروش بزرگ.
در بطن این شعار، مفهومی روشن و قاطع نهفته بود. اینکه جامعه ایران پس از دههها صبوری در برابر استبداد دینی نظام اسلامی، تصمیمش را گرفته و نهتنها حجت را بر کارگزاران جمهوری اسلامی تمامشده میداند، بلکه خواهان بازگشت خاندان پهلوی است.
سال سازماندهی برای اقدام نهایی
شاهزاده رضا پهلوی در پیام نوروزی خود، سال ۱۴۰۴ را سال «سازماندهی برای اقدام نهایی» نامگذاری کرد و از ایرانیان خواست که «مسیر سازمانیافتگی» را از حلقههای نزدیک خود مانند خانواده، دوستان و افراد مورداعتماد آغاز کنند.
او در این پیام، ضمن تاکید بر اهمیت همبستگی ملی، نوید داد که جامعه ایران در مسیر پیروزی قرار گرفته است و هر گام در جهت انسجام بیشتر، این چشمانداز را نزدیکتر خواهد کرد.
گسترش شعارها در حمایت از خاندان پهلوی به نقاط مختلف ایران، تمایل مردم برای بازدید از کاخهای نیاوران و سعدآباد در نوروز و شواهد دیگر نیز نشان میداد که جامعه خود را برای عبور از جمهوری اسلامی آماده کرده است.
مردم از هر فرصتی برای سر دادن شعارهایی علیه دیکتاتوری علی خامنهای و در حمایت از خاندان پهلوی استفاده میکردند. به طوری که بسیاری در مناسبتهای مختلف از پشتبامها و پنجرههای خانههایشان شعارهایی چون «جاوید شاه» و «پهلوی برمیگرده» سر دادند. در موارد متعددی نیز این همبستگی به شکل تجمعهای اعتراضی شکل گرفت. از جمله در ورزشگاه آزادی تهران، پس از دیدار تیمهای پرسپولیس و استقلال خوزستان که گروهی از هواداران با سر دادن شعار «رضاشاه روحت شاد» صدای اعتراض خود را آشکارا بیان کردند. در شیراز هم در جریان جشن صعود تیم فجرسپاسی به لیگ برتر، ورزشگاه حافظیه به صحنهای از تکرار همین شعارها بدل شد.
در کنار این، اشکال دیگری از اعتراض همچون دیوارنویسی نیز در شهرهای مختلف و همخوانی سرود «مرز پرگهر» در تجمعها افزایش یافت. این روند در نهایت با وقوع جنگ ۱۲ روزه میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، وارد مرحلهای تازه شد.
جنگ ۱۲روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل
جمهوری اسلامی با پیشبرد برنامههای هستهای و موشکی، حمایت از نیروهای نیابتی در چارچوب محور موسوم به «مقاومت» و نیز با طرح شعارهایی همچون «نابودی اسرائیل» همواره بهعنوان یکی از عوامل اصلی تنش و بیثباتی در خاورمیانه بوده است.
این سیاست تنشآمیز بهویژه پس از ماجرای حمله هفتم اکتبر، مقامهای امنیتی و سیاسی اسرائیل را بر آن داشت که به قول خود «سر اختاپوس» را در تهران قطع کنند. آنها میدانستند که برای از بین بردن تهدید جمهوری اسلامی، پنجره فرصت فقط تا زمانی باز خواهد بود که دونالد ترامپ در کاخ سفید حضور دارد.
بنابراین پس از بینتیجه ماندن گفتگوها میان جمهوری اسلامی و ایالاتمتحده آمریکا و تهدیدهای پیاپی مقامهای تهران، بامداد بیستوسوم خرداد ۱۴۰۴، اسرائیل در اقدامی پیشدستانه، علیه اهدافی در ایران حملاتی را به اجرا گذاشت که طی آن، شماری از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و برخی دانشمندان مرتبط با برنامه هستهای کشته شدند.
پس از آن بود که شاهزاده رضا پهلوی با صدور پیامی، از مردم ایران خواست برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، بیشازپیش به اتحاد و همبستگی روی آورند. او در یک کنفرانس مطبوعاتی در پاریس، در برابر رسانههای بینالمللی، دیدگاهها و برنامههایش را برای دوران گذار تشریح کرد و گفت که پذیرش این مسئولیت پاسخی به خواست و اراده مردم ایران است.
شاهزاده رضا پهلوی در این نشست، گفت که «خامنهای حاکمیت ملی را از مردم ربوده، اما زمان پایان دادن به این تباهی و طلوع دوباره شیر و خورشید ایران فرا رسیده است».
با پایان یافتن جنگ ۱۲روزه، انتظار میرفت جمهوری اسلامی در واکنش به فشارهای داخلی و خارجی، در جهت بهبود شرایط معیشتی و جلب رضایت عمومی گامهایی بردارد، اما نهتنها چنین نشد، بلکه روند فشارها، تهدیدها و تنگناهای اقتصادی با شدتی بیشتر ادامه یافت. سقوط مداوم ارزش پول ملی، گسترش ساختاری رانت و فساد، ظهور پدیدههایی چون «تراستیها»، و تداوم برخوردهای امنیتی و بازداشتهای گسترده، به نارضایتی عمومی دامن زد و شکاف میان حکومت و جامعه را عمیقتر کرد.
در چنین فضایی، بیستویکم آذرماه، مراسم یادبود خسرو علیکردی، وکیل مشهدی که به شکلی مشکوک جان باخت، به صحنهای از بروز خشم و اعتراض بدل شد. حاضران در این مراسم، با سر دادن شعارهایی در حمایت از خاندان پهلوی، بار دیگر نشان دادند که این مطالبه مبنای گفتمان اعتراضی مردم است.
وقایع دیماه خونین
اگر بهار ۱۴۰۴ با جنگ جمهوری اسلامی و اسرائیل تمام شد، تابستان و پاییز این سال نیز به دلیل سایه سنگین جنگ، مشکلات معیشتی فراوان، تورم فزاینده، سیاستهای تنشزای حاکمیت و موارد متعدد دیگر بسیار متلاطم بود و به آتش زیر خاکستر میمانست؛ آتشی که سرانجام در دیماه شعلهور شد.
در روزهای هفتم و هشتم دیماه، گروه زیادی از بازاریان تهران، در واکنش به افزایش بیسابقه قیمت ارز، مغازههایشان را بستند و دست به اعتصاب زدند. بازاریان معترض با حضور در خیابانها و سر دادن شعارهایی چون «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» و «جاوید شاه» خواست خود را بهصورت آشکار بیان کردند.
این اعتراضها با سرعتی کمسابقه به دیگر شهرهای ایران نیز سرایت کرد. در بسیاری از نقاط، معترضان با در دست گرفتن پرچمهای شیر و خورشید، به خیابانها آمدند و شعارهایی مانند «جاوید شاه»، «ای شاه ایران، برگرد به ایران»، «پهلوی برمیگرده»، «ضجه بزن سید علی، داره مییاد پهلوی» و «این است شعار ملی، رضا رضا پهلوی» سر دادند.
در واکنش به این مطالبه فزاینده برای بازگشت شاهزاده رضا پهلوی به ایران، او فراخوانی عمومی صادر کرد و از ایرانیان خواست تا در روزهای هجدهم و نوزدهم دیماه، ساعت هشت شب، به خیابانها بیایند و صدای اعتراض خود را بهصورت هماهنگ و سراسری به گوش جهان برسانند.
میلیونها ایرانی به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی پاسخ مثبت دادند و روز پنجشنبه هجدهم دیماه در ساعت مقرر به خیابانها آمدند. جمهوری اسلامی که خود را در آستانه سقوط میدید، با قطع اینترنت بینالمللی و در «خاموشی دیجیتال»، زمینه را برای سرکوبی گسترده فراهم کرد.
ویدیوها و تصاویر اندکی که در شرایط قطع اینترنت بهصورت قطرهچکانی بیرون میآمد، از ابعاد تکاندهنده فاجعهای خونین حکایت داشت. تصاویری از پیکرهای بیجان معترضان که در سولههایی در کهریزک و دیگر شهرها کنار یکدیگر بر زمین بودند و خانوادههایی که سرگردان در میان اجساد به دنبال عزیزان خود میگشتند. این تصاویر که در روزهای بعد بر تعداد آنها افزوده شد، افکار عمومی جهان را در بهت فرو برد و موجی از خشم و اندوه را در میان ایرانیان برانگیخت.
با وجود این شواهد، مقامهای جمهوری اسلامی، از رئیسجمهوری گرفته تا دبیر شورای عالی امنیت ملی، کشتار معترضان را به «عناصر تروریستی» نسبت دادند. گزارشهایی که رئیسجمهوری آمریکا نیز به آن اشاره کرد، نشان میدهد که سرکوبگران حکومت دستکم ۳۲ هزار نفر را قتلعام کردند که بخش قابلتوجهی از قربانیان جوانان و نوجوانان زیر ۲۵ سال بودند.
از این نقطه به بعد، شکل رویارویی مردم با حکومت تغییر بنیادین کرد. شاهزاده رضا پهلوی گفت که میان مردم ایران و حاکمیت دریایی از خون فاصله است و معترضان در داخل و خارج از کشور برای مداخله بشردوستانه و جلب حمایتهای بینالمللی شروع به فعالیت کردند.
در عرصه بینالمللی نیز واکنشها افزایش یافت. دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده، با ابراز حمایت از مردم ایران، وعده داد که کنار آنان خواهد ایستاد و هشدار داد که در صورت ادامه کشتار معترضان، حکومت ایران با پاسخ مواجه خواهد شد.
سوگ حماسی در یادبود جاویدنامان
پس از اینکه اینترنت بینالمللی در ایران وصل شد، ابعاد بیشتری از ماجرای کشتار و سرکوب در دیماه فاش شد و بسیاری از شاهدان عینی، روایتهایشان را با رسانههای فارسیزبان و نهادهای حقوق بشری در میان گذاشتند.
خانوادهها و دوستان جاویدنامان هم مراسم یادبود و چهلم آنان را به صحنه رویارویی با استبداد حاکم تبدیل کردند. آنها در یک همگرایی جمعی و نانوشته، رویههای مرسوم، مقبول و تحمیلی جمهوری اسلامی در آیینهای سوگواری را پس زدند و به یاد جاویدنامان، رقصهای سوگ و حماسی برگزار کردند، در سخنرانیهای آتشین از ادامه راه آنان سخن گفتند، شعارهای ضدحکومتی سر دادند و آهنگها و ترانههای محبوب را پخش کردند. در این میان شهرهایی مانند ممسنی، آبدانان، مرودشت و نجفآباد در برگزاری مراسم یادبود جاویدنامان حماسهآفرین شدند.
جامعه در تبعید ایران
در حالی که دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی تمام توان خود را برای خاموش کردن اعتراضهای مردمی به کار گرفته بود، جامعه در تبعید ایران هم به کابوس فرامرزی حکومت تبدیل شد. شهرهای مختلف جهان صحنه برگزاری تجمعهای هزاران نفری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی شد. ایرانیان از اروپا تا آمریکای شمالی و استرالیا تلاش کردند توجه افکار عمومی و نهادهای بینالمللی را به وضعیت ایران جلب کنند.
همزمان، کارزارهای سازمانیافتهای نیز شکل گرفت که هدف آنها، ترغیب دولتها و نهادهای جهانی به اتخاذ موضعی روشن در قبال تحولات ایران بود. در این کارزارها، از مقامهای کشورهای مختلف خواسته میشد تا «دولت گذار ایران» به رهبری شاهزاده رضا پهلوی را به رسمیت بشناسند و از خواست مردم ایران برای تغییر ساختار سیاسی حمایت کنند.
اوج این همبستگی روز چهاردهم فوریه رقم خورد؛ زمانی که به دعوت شاهزاده رضا پهلوی، تجمعهایی گسترده و هماهنگ در شهرهای مونیخ، تورنتو و لسآنجلس، و همچنین دهها شهر دیگر جهان برگزار شد و توجه جهانیان را جلب کرد. ایرانیان در این تجمعها بر خواست خود برای مداخله بشردوستانه به نفع مردم ایران تاکید کردند.
حمله نهم اسفند
از آنجا که میان منافع اسرائیل و آمریکا و خواست عمومی مردم ایران نوعی همپوشانی شکل گرفت، پیشبینیها حاکی از آن بود که این دو کشور وارد جنگ با جمهوری اسلامی خواهند شد. همینطور هم شد و پس از شکست دوباره مذاکرات، صبح نهم اسفندماه، در پی حمله مشترک ایالات متحده و اسرائیل، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به همراه شماری از فرماندهان ارشد نظامی کشته شدند.
در پی این تحولات، ایرانیان در داخل و خارج از کشور پایان دیکتاتوری ۳۶ ساله علی خامنهای را با برگزاری تجمعها و آیینهای گوناگون جشن گرفتند. این جشنها که در عین حال با یادآوری رنجها و جانباختگان همراه بود، بازتابی از رهایی از دورهای طولانی از سرکوب و انسداد سیاسی به شمار میرفت.
در روزهای پس از آن، عملیات نظامی علیه مراکز و نهادهای وابسته به ساختارهای نظامی، انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی ادامه یافت و بهتدریج، شماری از مقامهای سیاسی و نظامی نیز هدف قرار گرفتند. از جمله علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، غلامرضا سلیمانی، رئیس سازمان بسیج و اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات که در سرکوب خونین مردم در دیماه نقش داشتند.
آخرین هفته سال ۱۴۰۴ در شرایطی آغاز شد که عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی ادامه داشت. اسرائیل به شکلی هدفمند نهادهای سرکوب و ایستبازرسیها در معابر عمومی را هدف قرار داد.
در این شرایط و در حالی که مقامهای رژیم با اعزام نیروهای وابسته سعی داشتند خیابانها را بهعنوان آخرین سنگر حفظ کنند، مردم ایران شامگاه سهشنبه بیستوششم اسفندماه، در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی با برگزاری آیین چهارشنبهسوری در یک همگرایی و همدلی جمعی، یکی از بزرگترین صحنههای تقابل نور با تاریکی را در تاریخ ثبت کردند.
شاهزاده رضا پهلوی از ایرانیان خواسته بود این آیین را در «صلح و آرامش» برگزار کنند. او در پیامش تاکید کرد که «آتش ما، نماد نور و پاکی ایران، بر تاریکی و پلیدی این رژیم ناایرانی پیروز خواهد شد و خاک ایران را از اشغالگران جنایتکار پاک خواهد کرد».
او در پیامی دیگر نیز از ایرانیان خواست که در آخرین پنجشنبه سال به مزار جاویدنامان انقلاب شیر و خورشید بروند و یاد آنان را گرامی بدارند.

