کشته شدن علی خامنهای، رهبر سابق جمهوری اسلامی، در عملیات مشترک اسرائیل و آمریکا داغ بر دل ایرانیان از کشتار خونین دیماه را تا حدودی التیام بخشیده و امید آنان را برای تغییر بزرگ بهشدت بالا برده است؛ روایتهای میدانی حاکی از آن است که در بیشتر نقاط ایران، پس از هدف قرار گرفتن هر یک از پایگاههای سرکوب و مراکز نظامی جمهوری اسلامی، بسیاری از مردم از پشتبامها یا پنجره خانههایشان شعار سر میدهند و بسیاری نیز از صحنههای انفجار و آتشسوزی فیلم میگیرند.
در شرایطی که امکان حضور خبرنگاران مستقل برای ثبت مستقیم وقایع در ایران وجود ندارد، شهروندخبرنگاران به اصلیترین راویان این لحظات تاریخی تبدیل شدهاند و با گوشیهایشان، روایت زنده جامعهای در آستانه تحول را ثبت و منتشر میکنند.
علاوه بر ویدیوها و تصاویری که از وقایع امروز ایران منتشر میشود، روایتهای شفاهی مردم از آنچه در شهرها و محلههایشان در حال وقوع است، نیز بخشی قابلتامل و معنادار از این تحولات است؛ روایتهایی که در گفتگوهای تلفنی با ایرانیان داخل کشور و پیامهایی که در فضای اجتماعی منتشر میکنند، آشکار میشود و تصویری زنده از حالوهوای جامعه ارائه میدهد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
مجموعه این روایتها نشان میدهد که چگونه امید به سقوط جمهوری اسلامی به پایان این جنگ در مردم تقویت شده و انتظار برای عبور از وضعیتی که سالها بر زندگی آنان سایه انداخته، به احساسی عمومی و آشکار تبدیل شده است؛ احساسی که روزهای سخت بمباران و موشکباران را برای آنها قابلتحمل کرده است.
یکی از ساکنان منطقه لویزان تهران، در توصیف آنچه در اطراف خود مشاهده میکند، میگوید: «هیچکس از جنگ خوشحال نمیشود. شنیدن صداهای پیدرپی انفجار و لرزیدن خانه چیزی نیست که بتوان از آن احساس شادی کرد. اما واقعیتی که دستکم همه اطرافیان من به آن اذعان دارند این است که مگر چاره دیگری وجود داشت؟ مگر راهی مانده بود که مردم امتحان نکرده باشند؟ همین چند وقت پیش بود که هزاران جوان و نوجوان را مانند برگ خزان بر زمین ریختند. مگر از آن داغ درد بزرگتری هم وجود دارد؟»
او آزادی ایران از طریق مداخله خارجی را تنها راه باقیمانده برای نجات کشور میداند و ادامه میدهد: «شاید باور نکنید، اما مدام در میان همسایهها و فامیل میشنوم که نگرانی اصلیشان این است مبادا حالا که خامنهای کشته شده است، اسرائیل و آمریکا کار جمهوری اسلامی را ناتمام رها کنند و بروند.»
به گفته او، عبارتی که این روزها بارها در میان مردم تکرار میشود این است: «مرگ یک بار و شیون یک بار. تحمل میکنیم تا ریشه اینها کنده شود.»
این فرد در منطقهای زندگی میکند که اطراف آن شمار زیادی از مراکز نظامی قرار دارد و طی ۴۸ ساعت گذشته خانه او بارها بر اثر شدت انفجارها لرزیده است. او میگوید: «فکر نکنید از این صداهای ممتد انفجار نمیترسیم. اتفاقا خیلی هم میترسیم و وحشت داریم. وقتی به صورت دخترم نگاه میکنم که مثل گچ سفید میشود، درمانده میشوم. با همسایهها که صحبت میکنم، آنها هم کمابیش همین حال را دارند. اما در نهایت همه یک چیز میگویند: تحمل میکنیم، چون راه دیگری وجود ندارد.»
یک مادر مجرد ساکن یکی از محلات مرکزی تهران نیز روایت مشابهی را بیان میکند. این زن که همراه پسر هفتسالهاش روزهای پراضطراب اخیر را سپری میکند، میگوید: «من آدمیام که از هر صدای بلندی تکان میخورم. حالا فکرش را بکنید که آن صدا مهیب باشد و این احتمال را در تو ایجاد کند که احتمال دارد بمیری. از آن بدتر، وقتی است که فرزند خردسال داری و برای او هم نگرانی. با این حال، این شرایط را پذیرفتهام چون فکر میکنم راه دیگری وجود نداشت».
او که به همراه پسرش در طبقه چهارم ساختمانی بدون آسانسور زندگی میکند، میگوید گاهی که صدا خیلی شدید میشود، همسایههای طبقات دیگر پایین میروند، اما من نمیتوانم پسرم را که خواب است، بغل بگیرم و پایین بدوم. شبها چراغها را روشن میگذاریم و همدیگر را در آغوش میگیریم و میخوابیم؛ چه خوابی؟»
این مادر در ادامه صحبتهایش میافزاید: «با وجود وحشت و اضطراب این روزها مدام از اطرافیان این را میشنوم که ای کاش پایان این کابوس نزدیک باشد.» به گفته او، مردم کوچه و خیابان پیوسته مصاحبهها و سخنرانیهای شاهزاده رضا پهلوی و ترامپ را دنبال میکنند و به یکدیگر اطلاع میدهند.
دانشجوی جوانی در پاسخ به این پرسش که اطرافیانش درباره حملات اسرائیل و آمریکا چه احساسی دارند، میگوید: «مردم کاملا واقعبیناند و رویا نمیبافند. همه میدانند که در این حملات، متاسفانه تعدادی از غیرنظامیان نیز قربانی خواهند شد و بسیاری آسیبهای روحی و جسمی میبینند، اما تقریبا در هر فرصتی که برای گفتگو پیش میآید، به یکدیگر یادآوری میکنند که آیا جنایتی بزرگتر از کشتار دیماه وجود دارد؟»
این دانشجو معتقد است اگر این روزها به پایان برسد اما جمهوری اسلامی همچنان باقی بماند، حاکمیت تلاش خواهد کرد انتقام تحقیر تاریخی خود را از مردم بگیرد. او میگوید: «دستکم در میان بسیاری از کسانی که اطراف مناند، نوعی بلوغ سیاسی شکل گرفته است؛ اینکه حتی اگر خودشان هم آسیب ببینند، این روزها را تا سرنگونی جمهوری اسلامی تحمل کنند.»
به گفته او، سطح امید اجتماعی به شکلی کمسابقه افزایش یافته و همین امید، عبور از روزهای دشوار را برای مردم ممکن کرده است: «چنین میزان همبستگی و همدلی را تا به حال ندیده بودم. بهوضوح مردمی را میبینم که زخمی عمیق بر دل دارند، رنجور و فرسوده شدهاند، اما دست یکدیگر را گرفتهاند تا در کنار هم از این روزها عبور کنند.»
این روایتها و ارزیابی پیامهای ایرانیان داخل کشور در شبکههای اجتماعی نشان میدهد آنچه امروز در جامعه جریان دارد، تغییری قابلتوجه در ادراک جمعی درباره آینده سیاسی را نشان میدهد. بسیاری از مردم شرایط کنونی را مرحلهای تعیینکننده برای پایان استبداد دینی و سرنگونی جمهوری اسلامی میدانند.

