دونالد ترامپ، رئيسجمهوری آمریکا، به مردم معترض ایران قول داد که «کمک در راه است». در شرایطی که هزاران نفر از معترضان به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند، اگر ترامپ وعدهاش را عملی نکند، تاریخ هرگز او را نخواهد بخشید و رایدهندگان آمریکایی نیز او را نمیبخشند.
حمله به زیرساختهای هستهای جمهوری اسلامی و سایر اهداف کلیدی این رژیم جنگطلبی نیست، بلکه هوشمندانهترین اقدام ترامپ در راستای سیاست «اول آمریکا» است، چراکه دلایل انکارناپذیری برای این کار وجود دارد.
چین را در نظر بگیرید. همه میدانیم که درگیری با پکن بر سر تایوان محتملتر از آن است که بتوان آن را انکار کرد. نیروی دریایی چین قدرتمند است و این رویارویی در حیاط خلوت آنها اتفاق خواهد افتاد، نه در حیاط خلوت ایالات متحده. بنابراین، باید دید چگونه میتوان در برابر چنین دشمن قدرتمندی برتری پیدا کرد؟ پاسخ این است که باید دسترسی پکن به نفت را کاهش داد. در حال حاضر بیش از ۸۰ درصد صادرات نفت ایران به چین میرود. بدون آن، توانایی چین برای تابآوری در یک درگیری طولانیمدت بهشدت تضعیف خواهد شد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
اما فراتر از این، باید این را در نظر گرفت که اگرچه برخی محافظهکاران در پایگاه ترامپ نگران وقوع یک جنگ بیپایاناند، جمهوری اسلامی ایران بهخودیخود یک جنگ بیپایان است.
نزدیک به ۵۰ سال، این رژیم تقریبا به هر درگیری بزرگی در خاورمیانه دامن زده و تامین مالی و نظامی حزبالله، حوثیها و حماس را بر عهده گرفته است.
در حالی که جهان تریلیونها دلار برای مبارزه با تروریسم هزینه میکند، واقعیت این است که جمهوری اسلامی مقر تروریسم است و وقت آن رسیده که سر مار قطع شود. با این اقدام، درگیریهای آینده در منطقه به طرز چشمگیری کاهش مییابد و میلیاردها دلار در هزینههای مبارزه با تروریسم صرفهجویی میشود.
زمانبندی بهتر از این برای ترامپ وجود نخواهد داشت. در ماه ژوئن، عملیاتهای ایالات متحده و اسرائیل بسیاری از سامانههای دفاع هوایی و فرماندهان ارشد جمهوری اسلامی را از بین برد و رژیم حاکم بر ایران نمیتواند تمامی اینها را تنها در عرض چند ماه جایگزین و بازسازی کند.
جمهوری اسلامی اکنون در تلاش است سامانههای تسلیحاتی را از چین خریداری کند، اما برای ادغام و استقرار موثر آنها پیش از وقوع یک درگیری احتمالی زمان کافی ندارد. این در حالی است که عملیاتی کردن کامل این سامانهها ممکن است شش ماه تا یا یک سال دیگر زمان ببرد.
ایالات متحده ناوگان دریایی را گرد هم آورده، قدرت نظامیاش را در نزدیکی ایران مستقر کرده و میداند که میتواند روی کمک متحدانش حساب کند. پس دیگر زمانی برای تردید یا انتظار باقی نمانده است.
برخی استدلال میکنند که باید مذاکره شود. اما با چه کسی؟ یک رژیم اسلامی افراطی که روزانه شعار «مرگ بر آمریکا» سر میدهد و ۴۷ سال است بر سیاستهایش اصرار میکند؟ حکومتی که هرگز به یک توافق پایبند نبوده است؟
حتی اگر جمهوری اسلامی با شرایط ترامپ ــ بدون سلاح هستهای، بدون موشکهای بالستیک قارهپیما، و تامین مالی نکردن گروههای نیابتی ــ موافقت کند، چنین وعدههایی بیارزش به شمار میروند.
باید به یاد داشت که ایدئولوژی ملاها، فریب دادن دشمنان را در صورت ضرورت استراتژیک مجاز میداند و آنها از هر حربهای برای بقای خود استفاده خواهند کرد. درواقع، اگر جمهوری اسلامی قرار بود با شرایط آمریکا موافقت کند و واقعا به آن پایبند باشد، دیگر رژیمی که امروز هست نبود.
هدف اصلی رژیم حاکم بر ایران، گسترش اسلام افراطی، استعمار همسایگان و نابودی آمریکا و اسرائیل است. باور به اینکه چنین رژیمی ناگهان ماموریت اصلی خودش را رها میکند خیالپردازی محض است.
از سوی دیگر، محاسبات سیاسی و بینالمللی را نیز باید در نظر گرفت. اگر ترامپ پس از تهدیدهای شدید و تدارک یک نمایش عظیم قدرت، هیچ کار معناداری علیه جمهوری اسلامی انجام ندهد، آمریکا ضعیف و رژيم حاکم بر ایران قوی به نظر خواهد رسید.
رهبر جمهوری اسلامی بارها آمریکا را تهدید کرده و گفته که ایالات متحده بلوف میزند و ناتوان است. بیعملی ترامپ درواقع به خامنهای فرصتی خواهد داد تا ادعاهایش را تکرار کند.
همچنین دموکراتها از عمل نکردن ترامپ به وعدههایش برای انتخابات میاندورهای استفاده ابزاری خواهند کرد و او را کسی معرفی میکنند که به معترضان ایرانی قول حمایت داد و به آن عمل نکرد.
در همین حال، اعتراضهای ایرانیان در داخل علیه رژیم شدت گرفته است و آنها خواهان سرنگونی جمهوری اسلامیاند. حمله ایالات متحده در حمایت از تغییر رژیم، به جهان نشان میدهد که ترامپ به حمایت از مردم اهمیت میدهد و این فراهم کردن آزادی واقعی خواهد بود، نه مداخله بیثمر.
بله، خطراتی وجود دارد. جنگ عدم قطعیت به همراه دارد، ممکن است به اسرائیل حمله شود، ممکن است بازارهای جهانی آشفته شوند، ممکن است سربازان آمریکایی هدف قرار گیرند، اما مجاز شمردن بقای رژیمی که خود را وقف نابودی ایالات متحده کرده است تا سلاحهای هستهای و موشکهای بالستیک قارهپیما را توسعه دهد، دیوانگی محض است.
خاورمیانه و جهان دهههاست که از جمهوری اسلامی در رنجاند. کمک به تغییر این رژیم، بهترین فرصت را برای تحول واقعی و صلح پایدار ایجاد میکند.
ترامپ همیشه مایل بوده تصمیمات سختی بگیرد که دیگران از آن واهمه دارند، بنابراین اکنون لحظه اوست تا هم از آرمانهای مردم ایران برای آزادی حمایت کند و هم آمریکا را از نظر استراتژیک در مقابل چین در جایگاه برتر بنشاند.
در غیر این صورت، ترامپ باید برای رایدهندگان آمرکایی توضیح دهد که چرا قدرتمندترین نیروی دریایی را به خاورمیانه فرستاده، به میلیونها نفر قول کمک داده و سپس بدون هیچ دستاوردی نیروهایش را بازگردانده است. تاریخ نظارهگر است، مردم ایران و جهان و رایدهندگان آمریکایی نیز همینطور.
برگرفته از نیویورک پست

