آمریکا و جمهوری اسلامی در حالی مذاکرات هستهای را در عمان از سر گرفتهاند که اختلافنظر شدیدی درباره دامنه مذاکرات و میزان امتیازدهی جمهوری اسلامی وجود دارد. تهران همچنان بر حفظ غنیسازی اورانیوم در داخل کشور پافشاری میکند و برنامه موشکهای بالستیک را خارج از چارچوب گفتوگوها میداند، مواضعی که با خواستههای آمریکا در تضاد است.
شورای سردبیری نشریه اورشلیم پست در مقالهای به این موضوع میپردازد و مینویسد واقعیتهای موجود باید مبنای تصمیمگیری اسرائیل قرار گیرند. اسرائیل با حکومتی مواجه است که مذاکره را ابزار سیاست دولتی و افزایش توانمندی را ابزار راهبردی میداند. تهران طی دههها این مسیر دوگانه را تکمیل کرده است: در یک کانال وعده خویشتنداری میدهد، در کانال دیگر ظرفیتها را توسعه میدهد و سپس بحران اجتنابناپذیر را به گردن دیگران میاندازد. اسرائیل با پیامدهای این الگو زندگی میکند، چه فشار از سانتریفیوژها ناشی شود، چه از موشکها یا شبکههای نیابتی مستقر در مرزهایش.
در ادامه مقاله آمده است گفتوگوهای کنونی خطر تکرار یک اشتباه آشنا را دارند: برخورد با پرونده هستهای بهعنوان مسئلهای مستقل. غنیسازی، برنامه موشکی و نیروهای شبهنظامی منطقهای جمهوری اسلامی ساختار تهدیدی واحد را تشکیل میدهند. توافقی محدود که غنیسازی را مهار کند اما سامانههای پرتاب موشک و جنگ نیابتی را دستنخورده بگذارد، همچنان اسرائیل را در برابر فشاری مهلکتر آسیبپذیر میکند. برنامهریزان امنیتی اسرائیل برد، محموله، پایگاههای استقرار و دقت را میسنجند، نه واژههای دیپلماتیک را.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
مقامهای جمهوری اسلامی خطوط را آشکارا اعلام کردهاند: غنیسازی در داخل ایران موضوع حاکمیت ملی است و موشکهای بالستیک «دفاعی» محسوب میشوند و بنابراین، قابل مذاکره نیستند. این سخنان سروصدای حاشیهای نیست، سیاست است.
شورای سردبیری اورشلیم پست در ادامه مینویسد از این رو، اسرائیل تنها یک مسیر دارد: دیپلماسی را صرفا یکی از عرصهها بداند و راهبردی کامل را خارج از آن حفظ کند، شامل فشار اطلاعاتی، هماهنگی اقتصادی و دیپلماتیک با شرکا و گزینهای مستقل و معتبر که تهران باور کند اسرائیل در صورت لزوم از آن استفاده خواهد کرد.
اعتبار از توانمندی، آمادگی و پیامرسانی مداوم ناشی میشود؛ همچنین از سابقه تاریخی اسرائیل در اقدام هنگامی که تهدیدهای وجودی از سطح شعار به مرحله عملیاتی میرسند.
زمان رو به پایان است: هر ماه مذاکره فرصتی برای جمهوری اسلامی فراهم میکند تا تاسیسات را مستحکمتر کند، زنجیرههای تامین را متنوع کند، داراییها را پراکنده کند، دقت موشکها را افزایش دهد و آسیبپذیریاش را کاهش دهد. پنجرههای عملیاتی ابتدا بیصدا محدود میشوند و سپس، ناگهان بسته میشوند. اسرائیل باید فرض را بر این بگذارد که تهران این موضوع را میداند و در حال تبدیل زمان به بقا است.
در ادامه مقاله آمده است ناآرامی داخلی در ایران تهدید خارجی را تغییر نمیدهد. ضعف داخلی میتواند به تشدید تنش خارجی منجر شود. حکومتهایی که تحت فشارند اغلب برای بسیج هواداران، توجیه سرکوب و منحرف کردن خشم عمومی، به رویارویی خارجی متوسل میشوند. قطع اینترنت و بازداشتهای گسترده در ایران نشاندهنده هراس رژیم از جامعه است و همین هراس میتواند به ریسکپذیری در خارج بینجامد، بهویژه اگر رهبران جمهوری اسلامی تصور کنند مذاکرات برایشان زمان میخرد.
بازیگران منطقهای نیز نحوه واکنش اسرائیل را زیر نظر دارند. حزبالله و حماس اراده اسرائیل را از طریق الگوهای رفتاری میسنجند نه بیانیههای رسانهای. حالت تردید، همراه روند دیپلماتیکی که کش پیدا میکند، اقدامهای آزمایشی را تشویق میکند، آمادگی برای قمار را کاهش میدهد.
شورای سردبیری اورشلیم پست با تاکید بر انضباط و پرهیز از شتابزدگی، مینویسد اقدام نظامی هزینه دارد و اسرائیل نه از رجزخوانی بلکه از اهرم فشار سود میبرد. اهرم فشار از حفظ گزینههای واقعی، شفافیت خطوط و جلوگیری از تبدیل مذاکرات به تنها عامل تعیینکننده زمان به دست میآید.
متحدان اسرائیل میتوانند دیپلماسی را دنبال کنند، اما اسرائیل باید در پی تامین امنیت خود باشد. این بهمعنای قضاوت درباره تهران بر اساس مواضع اعلامشده و سوابق، و اقدام بهموقع برای حفظ حق انتخاب است. مذاکرات زمانی میتواند نتیجهای ایمنتر داشته باشد که اجرای الزامآور، محدودیتهای قابل راستیآزمایی و پیامدهایی را شامل شود که جمهوری اسلامی نتواند با گفتوگو دور بزند. گفتوگوهایی که به موشکها و جنگ نیابتی نپردازد همچنان کالایی را در اختیار جمهوری اسلامی میگذارد که همواره در پی آن بوده است: زمان.

