فقط یک ماه پیش، رژیم حاکم بر ایران یکی از هولناکترین قتلعامهای تاریخ معاصر را علیه شهروندان این کشور رقم زد. پس از تهدیدهای متعدد علیه این حکومت سرکوبگر، اکنون میبینیم که نمایندگان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی دیدار میکنند. اما در سوی دیگر، ایرانیان معترضی که به خیابانها رفتند، آنهایی که زنده ماندند و بازماندگان کشتهشدگان، با نگرانی نظارهگر مذاکرات تهران و واشینگتناند.
تاریخ به یاد میآورد هنگامی که نویل چمبرلین، نخستوزیر وقت بریتانیا، پس از امضای توافق مونیخ در ۳۰ سپتامبر ۱۹۳۸، که برپایه سیاست مماشات او با آدولف هیتلر بود، همچون یک قهرمان ملی مورد ستایش قرار گرفت. در آن زمان، رقیبش وینستون چرچیل گفت که نیت او قابل تحسین است اما او در نهایت راه درستی را انتخاب نکرده و «قربانی شریفترین و خیرخواهانهترین تمایلات قلبی انسان شده است؛ عشق به صلح، تلاش برای صلح، اشتیاق شدید برای روابط خوب با قدرتهای خارجی». پس از این اتفاقات، تقریبا یک سال بعد، جنگ جهانی دوم، که یکی از مرگبارترین جنگهای تاریخ بشر است، به دست هیتلر و در آلمان آغاز شد.
این واقعه تاریخی، درس عبرتی است که نشان میدهد اشتیاق به صلح و آشتی همیشه جوابگو نیست و گاهی باید مصمم در برابر این غریزه ایستادگی کرد، زیرا هزینه سنگین تبعات ناشی از سازش با حکومتهای استبدادی را معمولا غیرنظامیان میپردازند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
مسئله این است که ما اکنون در سال ۱۹۳۸ قرار نداریم و درسهایی که باید گرفته باشیم، از پیش آموختهایم. تجربه به ما آموخته که مماشات با حکومتهای مستبد به تقویت محور شرارت منجر میشود، و جمهوری اسلامی نیز از این قاعده مستثنا نیست.
پس با این هیولا چه باید کرد؟ اولا باید این را دانست که حملات هوایی علیه مراکز قدرت و زیرساختهای نظامی، به معنی «تهاجم» نیست، بلکه امری ضروری است تا به تضعیف رژیم حاکم بر ایران کمک کند، حتی اگر تهران در حد توانش به این تهدید پاسخ قاطع بدهد.
از سوی دیگر، باید این را دانست که هر اقدامی که بتواند به تضعیف جمهوری اسلامی کمک کند باید روی میز قرار بگیرد. چنانچه در سال ۲۰۱۸، دونالد ترامپ از توافق هستهای خارج شد و تحریمها دوباره علیه جمهوری اسلامی برقرار شدند. در آن زمان برخی با این کار مخالفت کردند، اما گذر زمان نشان داد که این اقدام در تضعیف جمهوری اسلامی موثر بوده است. تا اواخر سال ۲۰۱۹، حسن روحانی، رئیسجمهوری وقت جمهوری اسلامی، اذعان کرد که تحریمهای مجدد ۲۰۰ میلیارد دلار خسارت اقتصادی به ایران وارد کرده است. تا پایان سال ۲۰۲۰، اوضاع وخیمتر هم شد و محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه وقت جمهوری اسلامی، نیز اظهار کرد که این خسارت به ۲۵۰ میلیارد دلار رسیده است. درآمد سرانه جمهوری اسلامی ۱۴ درصد کاهش یافت و تورم از ۹.۶ درصد به ۴۰ درصد رسید. رژیم حاکم بر ایران در آستانه ورشکستگی قرار داشت و مجبور شد بودجه دفاعیاش را ۲۸ درصد کاهش دهد.
در آن شرایط، ناگهان یک راه نجات از راه رسید. در ۱۹ فوریه ۲۰۲۱، کمتر از یک ماه پس از ورود جو بایدن به کاخ سفید، رئیسجمهور دموکرات آمریکا تصمیم گرفت مذاکرات با جمهوری اسلامی را از سرگیر بگیرد و به لغو تحریمها اقدام کرد. در نتیجه، تهران از ورشکستگی نجات یافت. مذاکرات دو طرف به توافق هستهای جدیدی منجر نشد اما تحریمها معلق شدند و مماشات بایدن به تقویت حوثیها، حزبالله و حماس منجر شد. شاید حتی حمله هفتم اکتبر به اسرائیل را هم بتوان از تبعات این کار دانست.
حالا چه؟ در پایان ماه دسامبر، اعتراضهایی در ایران علیه جمهوری اسلامی آغاز شد. به نظر میرسید که رژیم در آستانه فروپاشی است. کشوری بحرانزده و بدون برق کافی، با کاهش درآمد و سقوط ارزش ریال، همچنین گرفتار در شرایط طبیعی بغرنج از جمله خشکسالی، در وضعیت بسیار شکنندهای قرار گرفته بود.
جمهوری اسلامی در جریان اعتراضهای گسترده مردم در سراسر ایران در مسیر فروپاشی قرار گرفت، سپس ترامپ اعلام کرد که برای کمک به معترضان اقدام میکند. اعتراضات شتاب گستردهای گرفت و رژیم با سرکوبی که به قتل عام گسترده معترضان منجر شد، به این تظاهرات پاسخ داد و جان دهها هزار نفر را گرفت.
در روزهای بعد، ترامپ نیروی نظامی ایالات متحده را به سوی ایران فرستاد و تهران را تهدید به اقدام نظامی کرد، اما ناگهان ورق برگشت و سخن از مذاکره تهران و واشینگتن به میان آمد؛ مذاکراتی که نتیجه آن هرچه باشد، نوعی دستاورد برای جمهوری اسلامی و خرید زمان برای آمادگی بیشتر در برابر هر حمله احتمالی است.
بیشتر مفسران استدلال میکنند که شکاف میان تهران و واشینگتن بسیار است و حمله آمریکا حتمی است و فقط مسئله زمانِ آن است. شاید تحلیل آنها درست باشد، اما در هر حال مذاکرات روند خاص خودشان را دارند، جمهوری اسلامی در طولانی کردن مذاکرات تبحر دارد و تاکنون هر دو طرف به روند جاری خوشبین بودهاند. در چنین شرایطی، دولت ترامپ باید آگاهانه قدم بردارد و دقت کند که به جای تغییر رژیم، به سمت تقویت رژیم گام برندارد. دولت ترامپ نباید جایی بایستد که قبلا جو بایدن ایستاده بود؛ حتی اگر با نیات صلحآمیز و ناشی از خیرخواهی باشد.
برگرفته از واینت

