همزمان با گسترش چشمگیر تعداد شهروندان «برانداز» و ادامه روند انقلاب ملی ایرانیان، گزارشهای متعدد از شهرهای مختلف ایران که به دست ایندیپندنت فارسی میرسد، حاکی از وخامت بیسابقه وضعیت بازداشتیها، شکنجههای گسترده، مرگ در بازداشت و انتقال پنهانی اجساد به سردخانهها است؛ الگویی که یادآور تاریکترین فصلهای سرکوب در تاریخ جمهوری اسلامی، از بهمن ۱۳۵۷ تاکنون است.
در اصفهان، تعدادی از فعالان سیاسی و حقوقبشری به ایندیپندنت فارسی گفتهاند شماری از بازداشتیهای این خیزش را در سولهای بدون امکانات، در مجاورت زندان دستگرد نگهداری میکنند؛ مکانی که فاقد کمترین امکانات بهداشتی و دسترسی به خدمات درمانی است. به گفته این منابع، تقریبا هر روز چند جنازه از این سوله خارج و به سردخانه اصفهان منتقل میشود. پزشکی قانونی اصفهان نیز به دروغ، علت مرگ را «تصادف» یا «اصابت گلوله در خیابان» اعلام میکند، در حالی که به گفته شاهدان، بسیاری از این افراد هنگام انتقال به این سوله سالم بودهاند.
در تهران، یک منبع آگاه به ایندیپندنت فارسی گفت: «برخی از پیکرهای افرادی که به سردخانه کهریزک آورده شدهاند، هیچ نشانی از اصابت گلوله نداشتند، اما آثار واضح کبودی و فشار دست دور گردنشان دیده میشد.» به گفته این منبع، انتقال این پیکرها مربوط به روز سهشنبه ۲۹ دیماه بوده و گرمبودن بدنها نشان میداد که افراد در همان بازداشتگاه با خفهکردن جان باختهاند. او افزود: «ابعاد جنایت آنقدر وسیع است که دستم موقع گفتن و نوشتن میلرزد.»
یک منبع حقوق بشری دیگر در تهران نیز به نقل از یک مدیر ارشد در وزارت کشور ایران گفت شمار بازداشتیها از ۷ دیماه، آغاز خیزش ملی جاری، تا امروز پنجشنبه ۲ بهمن، در بیش از ۲۰۰ شهرستان ایران از مرز ۱۰۰ هزار نفر عبور کرده است؛ آماری که از بزرگترین موجهای بازداشت جمعی در تاریخ جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در مشهد، گزارشها از انتقال شبانه بازداشتیها به مکانهای نامعلوم، ضربوشتم شدید در بازداشتگاهها و حمله نیروهای امنیتی به بیمارستانها برای بازداشت مجروحان حکایت دارد. بر اساس این گزارش، نیروهای امنیتی با لباس شخصی و همچنین تعدادی از نیروهای سپاه پاسداران با اسلحههای جنگی وارد مراکز درمانی شده و معترضان زخمی را، حتی در شرایط وخیم، با خود بردهاند. منابع درمانی میگویند این افراد هنوز به بخشهای درمانی بازنگشتهاند.
همچنین ویدیویی ارسالشده برای ایندیپندنت فارسی از مشهد نشان میدهد جمعهشب ۱۹ دی، شهروندان معترض به بازداشتگاهی در درون یک مرکز بسیج در بلوار وکیلآباد هجوم برده و ضمن آزاد کردن شهروندان بازداشتی، ساختمان آن را به آتش کشیدند.
در شیراز، بازداشتیهای آزادشده گفتهاند که در روزهای نخست بازداشت، تحت ضربوشتم شدید، شوک روانی و تهدید به اعدام قرار گرفتهاند. به گفته آنها، «اعدام مصنوعی» بهعنوان ابزاری برای ایجاد رعب، بارها تکرار شده است. برخی نیز از انتقال پنهانی اجساد به سردخانهها و فشار به خانوادهها برای سکوت خبر دادهاند.
در کرج، بهویژه در فردیس، همزمان با گزارشهای مربوط به بازداشت و شکنجه شهروندان، خبر کشتهشدن پنج نفر از پرسنل نیروی انتظامی به دلیل تمرد از دستور با شلیک نیروهای سپاه و بسیج در شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، برای ایندیپندنت فارسی ارسال شده که ابعاد دیگری از بحران را آشکار کرده است؛ خبری که نشان میدهد سرکوب تا جایی پیش رفته که حتی نیروهای حکومت نیز در صورت نافرمانی، فورا هدف حذف فیزیکی قرار میگیرند. یکی از بازداشتیهای آزادشده از کرج، با نام مستعار «مهرداد» گفت: «خود دیدم که به یک شهروند زخمی در خیابان تیر خلاص زدند. شخصی تیر خورده و افتاده بود، بعد رفتند بالای سرش و کار را تمام کردند.»
در همدان نیز خانوادهها از ضربوشتم شدید بازداشتیها، بیخبری چندروزه از سرنوشت آنان و تحویل پیکرها با شرط دفن فوری و بدون مراسم خبر دادهاند. برخی خانوادهها گفتهاند هنگام جستوجوی جنازه فرزندانشان، با توهین و ضربوشتم نیروهای امنیتی مواجه شدهاند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
چندین بازداشتی آزادشده همچنین به ایندیپندنت فارسی گفتهاند که در میان نیروهای بازداشتکننده، افرادی با لهجه عربی حضور داشتهاند که فارسی را بهسختی صحبت میکردند. این روایتها، با گزارشهای پیشین درباره ورود دستکم ۵ هزار نیروی وابسته به حشدالشعبی عراق به ایران برای مشارکت در سرکوب، بازداشت و کشتار شهروندان همخوانی دارد.
در رشت، یکی از تماسگیرندگان به ایندیپندنت فارسی گفت: «وقتی خانوادهها برای پیدا کردن پیکر بیجان بچهشان میرفتند، با باتوم میزدند توی سرشان و میگفتند: یالا، .... رو پیدا کن.»
این الگوها در حالی تکرار میشود که جمهوری اسلامی از نخستین روزهای استقرار خود در بهمن ۱۳۵۷، سابقهای مستمر در قتل بازداشتیها دارد؛ روندی که از زندانها و بازداشتگاههای سالهای ابتدایی انقلاب آغاز شد، در دهههای شصت و هفتاد ادامه یافت و در اعتراضات سال ۱۳۸۸ نیز با مرگ افرادی همچون امیر جوادیفر، محسن روحالامینی، محمد کامرانی، رامین قهرمانی و احمد نجاتیکارگر در بازداشتگاه کهریزک به یکی از نمادهای آن تبدیل شد.
این الگو در خیزش سراسری سال ۱۴۰۱ نیز با دهها مورد مرگ در بازداشت یا اندکی پس از آزادی به دلیل شدت شکنجهها، از جمله جواد روحی، عرشیا امامقلیزاده، یلدا آقافضلی، علیرضا فیلی و یا پویا قیسوندی، ادامه پیدا کرد.
فعالان حقوق بشر هشدار میدهند که در شرایط فعلی، با گسترش بازداشتهای فراقانونی، شکنجههای سیستماتیک و انتقال مخفیانه اجساد، شمار قربانیان در بازداشت میتواند بهمراتب بیش از گذشته باشد.
در همین راستا، مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، امروز ۲ بهمن هشدار داده است که شمار کشتهشدگان انقلاب ملی ایرانیان ممکن است به بیش از ۲۰ هزار نفر برسد. او گفته برآوردهای اولیه از حدود پنج هزار کشته یا بیشتر حکایت داشت، اما گزارشهای دریافتی جدید از پزشکان داخل کشور نشان میدهد این رقم میتواند دستکم ۲۰ هزار نفر باشد.

