لوموند: جمهوری اسلامی با سرکوب معترضان، گور خود را می‌کند

با هر سرکوب مرگبار اعتراض‌های مردمی، جمهوری اسلامی مشروعیت داخلی و جهانی‌اش را کاهش داده است

ایرانیان بار دیگر به خیابان‌ها آمده‌اند و بار دیگر با سرکوبی وحشیانه‌ روبرو شده‌اند که صدها نفر را کشته و با قطع دسترسی به اینترنت از روز جمعه، خشونت‌ها علیه معترضان را تشدید کرده است.

این اتفاق تنها دو سال پس از سرکوب خونین جنبش «زن، زندگی، آزادی» رخ می‌دهد که با مرگ مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد آغاز شد. اکنون بحران اقتصادی رو‌به‌وخامت در این کشور، جرقه‌ای شده که آتش اعتراض‌ها را دوباره شعله‌ور کرده است.

البته افزایش قیمت کالاهای اساسی پیش از این هم باعث قیام‌هایی شده بود؛ به ویژه افزایش قیمت بنزین که اعتراض‌هایی گسترده و مرگبار به همراه داشت. این بار در روزهای پایانی سال ۲۰۲۵، جنبش اعتراضی از بازار تهران آغاز شد. سقوط ارزش پول ملی که باعث افزایش تورم و فقیرتر شدن مردم شده است، به این جنبش دامن زد و سپس به یک اعتراض علیه کل حاکمیت تبدیل شد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در عین حال که بحران‌های متوالی جمهوری اسلامی به‌عنوان نشانه‌ای از ناتوانی در اداره کشور تلقی می‌شود، هر قیام و هر سرکوب مرگباری مشروعیت رژیم را بیشتر تضعیف می‌کند.

سرکوب مرگبار معترضان و خاموش کردن صدای منتقدان، جمهوری اسلامی را به‌عنوان رژیمی به ایرانی‌ها و مردم جهان شناسانده است که به طور فزاینده‌ای با مردم خود دشمنی می‌کند و به رنج آن‌ها بی‌تفاوت است.

چه جرقه اعتراض‌ها اجتماعی باشد و چه اقتصادی، اعتراض‌های مردم هر بار با خشونت عوامل حاکمیت مواجه می‌شود و این خشونت و سرکوب هر بار شدت بیشتری می‌گیرد.

معترضان نه‌تنها به مخالفت با جمهوری اسلامی برخاسته‌اند، بلکه اولویت‌های راهبردی آن را هم رد می‌کنند؛ اولویت‌هایی مانند پیگیری مصرانه برنامه هسته‌ای که تحریم‌های بین‌المللی ویرانگر و حملات اسرائیل و ایالات متحده را به همراه داشت، حمایت پرهزینه از به اصطلاح «محور مقاومت» و حمایت از گروه‌های نیابتی در خاورمیانه و کشورهای همسایه.

درواقع در شرایط کنونی، دیکتاتوری حاکم بر ایران هم با بحران داخلی مانند فروپاشی اقتصادی مواجه شده و هم در خارج از کشور تحت فشار قرار گرفته و تصور شرایطی بدتر از این برای یک حکومت، دشوار است.

هیچ یک از سازوکارهای پیشین جمهوری اسلامی دیگر قادر نیستند شکافی را که بین مردم و حاکمیت ایجاد شده است، پر کنند. ایرانی‌ها به‌ویژه پس از اعتراض به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ که یکی از بزرگ‌ترین تظاهرات‌ها علیه جمهوری اسلامی را به دنبال داشت و رای‌دهندگان نتایج آن رای‌گیری را جعلی می‌دانستند، دیگر از انتخاباتی که آن را نمایشی می‌دانند، هیچ انتظاری ندارند.

جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر به پوسته‌ای توخالی تبدیل شده است و هر فوران یک جنبش اعتراضی به طنین‌ انداختن شعارهایی علیه علی خامنه‌ای منجر می‌شود؛ دیکتاتوری که نزدیک به ۳۷ سال است قدرت را در دست دارد و هنوز در برابر کنار رفتن از قدرت مقاومت می‌کند.

در جریان اعتراض‌ها اخیر هم رهبر جمهوری اسلامی ایران مانند همیشه، با انکار و تهدید به معترضان پاسخ داد. او در یک سخنرانی پس از تظاهرات گسترده مردم، معترضان را به «مزدور» بودن و خدمت به منافع خارجی متهم کرد. با این حال نکوهش ایالات متحده و استفاده از عبارات و تهدیدهای تکراری او، دیگر کسی را فریب نمی‌دهد.

با توجه به تمام آنچه در روزهای اخیر اتفاق افتاده، نشانه‌ها حاکی از آن است که رژیم جمهوری اسلامی قادر به شنیدن خواسته‌های مردم یا درس گرفتن از اشتباهات گذشته‌اش نیست. این رژیم، اگر هنوز گمان می‌کند که می‌تواند تنها با تکیه بر ارعاب  و کشتن معترضان و سرکوب منتقدان دوام بیاورد، دیر یا زود، خود را به فروپاشی محکوم خواهد کرد.

برگرفته از وب‌سایت لوموند

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه